عظمت امام عصر ارواحنا فداه
در كلمات اهل بيت عليهم السلام
آشنايى با عظمت امام عصر ارواحنا فداه وسيلهاى بسيار مؤثّر براى وارد شدن در صراط انتظار مىباشد. در توضيح كلام مىگوييم
رواياتى كه از اهل بيت عليهم السلام دربارهٔ شخصيّت و عظمت امام عصر ارواحنا فداه به ما رسيده است، آنچنان مهيّج و تكان دهنده است كه آدمى را شگفتزده مىسازد! چگونه مىشود با آن همه سخنانى كه در اعماق وجود انسان تأثير مىگذارد، جامعهٔ ما
نسبت به آن بزرگوار آن گونه كه بايد دل نبسته است و زاغ و زغن را به جاى «طاووس بهشت» 3 برگزيده است؟ اين همه غفلت چرا؟ و اين همه فراموشى از چه جهت است
آيا عالمان و بزرگان دين در اين راه كارى كه شايسته باشد انجام دادهاند؟ آيا مهتران و پيشوايان قوم و قدرتمندانى كه خود را به آن حضرت نسبت مىدهند خدمتى نمودهاند؟ آيا ثروتمندان و توانمندان شيعه در راه كمك به اين مسأله كه اساسىترين مسألهٔ حياتى دين است، كوشش كردهاند؟ آيا تودهٔ مردم با توجّه به امام زمان صلوات اللّٰه عليه، سرنوشت غمبار خويش را تغيير دادهاند
حقيقت اين است كه همهٔ اقشار مردم در اين غفلتزدگى، كم و بيش سهيم هستند، (اگر چه افرادى بودهاند و هستند از عالمان و غير عالمان، كه همچون شقايق داغ بر دل داشته و روزگارى با غم و حسرت مىگذرانند و به قدر توفيق و توان خويش به احياء اين امر پرداخته و مىپردازند.) بگذريم كه حقيقت تلخ است و دل خودپسندان را مىآزارد
اكنون كلماتى را از خاندان وحى مىآوريم تا ببينيد آنان با چه عباراتى از آخرين حجّت الهى حضرت صاحب الأمر صلوات اللّٰه عليه ياد نمودهاند و چگونه كوشش كردهاند تا مردم را به سوى آن حضرت متوجّه سازند و چگونه درس بزرگداشت آن حضرت را به ما آموختهاند
پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند
پدرم و مادرم فداى او باد، او همنام من و شبيه من است
اين كلام را پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به حضرت امير المؤمنين عليه السلام پس از شرح دوران غمانگيز و تأسّف بار غيبت امام عصر ارواحنا فداه بيان نمودهاند
اينك به فرمايش آن حضرت توجّه كنيد
سيكون بعدي فتنة صمّاء صيلم يسقط فيها كلّ وليجة وبطانة، وذلك عند فقدان شيعتك الخامس من السابع من ولدك، يحزن لفقده أهل
الأرض والسماء، فكم مؤمن ومؤمنة متأسّف متلهّف حيران عند فقده. ثمّ أطرق مليّاً ثمّ رفع رأسه وقال
بأبي واُمّي سميّي وشبيهي وشبيه موسى بن عمران عليه جلابيب النور يتوقّد من شعاع القدس
بعد از من فتنهاى ايجاد مىشود بسيار سخت و دشوار و از پا درآورنده، كه در آن هر شخص مورد اعتماد و رازدارى سقوط مىكند و اين در هنگامى است كه شيعيان تو پنجمين نفر از فرزندان تو از هفتمين امام را گم كنند، براى فقدان او اهل آسمان و زمين غمگين مىشوند، پس چه بسيارند مردان و زنان باايمانى كه در هنگام غيبت او، متأسّف و حسرتزده و حيرانند
سپس آن حضرت سر خود را به آرامى پائين برده و آن گاه سر بلند نموده و فرمودند
پدر و مادرم فداى او باد، هم نام من و شبيه من و شبيه موسى بن عمران است، بر او پيراهنهايى از نور است كه از شعاع قدس برافروخته است
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام دربارهٔ آن حضرت فرمودند
جانم فداى او باد
اين كلام را مرحوم علاّمهٔ مجلسى به حضرت امير المؤمنين عليه السلام نسبت داده و فرموده است در ديوان شعرى كه منسوب به آن حضرت مىباشد، از آن بزرگوار نقل شده كه فرمودند
فثمّ يقوم القائم الحقّ منكم وبالحقّ يأتيكم وبالحقّ يعمل
سميّ نبيّ اللّٰه نفسي فداؤه فلاتخذلوه يا بنيّ وعجّلوا
پس در آن هنگام (بعد از حكومتهاى ناشايسته) از شما كسى كه حق را به پا مىدارد قيام مىكند، و حقّ را براى شما مىآورد و به آن عمل مىكند
همنام رسول خداوند است جانم فداى او باد، پس اى فرزندانِ من مدد رسانى به او را ترك نكنيد و براى ياريش شتاب كنيد
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام
پدرم فداى پسر بهترين كنيزان باد
اوّل مظلوم عالم حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام پس از بيان اوصاف جسمانى امام عصر ارواحنا فداه با بيان جملهاى كه آورديم اشتياق عظيم قلبى خويش را اظهار نمودهاند
اين روايت را جناب جابر جعفى كه از نقباء و از اصحاب سرّ امام باقر و امام صادق عليهما السلام بوده نقل نموده است
در اين روايت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به بيان صفات نيكوى جسمانى امام عصر ارواحنا فداه اكتفا كردهاند و از تشريح خصلتهاى معنوى و ملكوتى آن حضرت خوددارى فرمودهاند، زيرا با كسى سخن مىگفتهاند كه او علّت اصلى همهٔ تباهىها و فسادها در عالم خلقت است
اكنون به اين روايت توجّه كنيد: جناب جابر جعفى مىگويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود
ساير عمر بن الخطّاب اميرالمؤمنين عليه السلام فقال: أخبرني عن المهديّ ما اسمه؟ فقال: أمّا اسمه فإنّ حبيبي عهد إليّ أن لا احدّث باسمه حتّى يبعثه اللّٰه. قال: فأخبرني عن صفته
قال: هو شابٌّ مربوع حسن الوجه حسن الشعر، يسيل شعره على منكبيه، و نور وجهه يعلو سواد لحيته ورأسه، بأبي ابن خيرة الإمآء
عمر بن خطاب در خدمت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام راه مىرفت به آن بزرگوار عرض كرد: مرا از نام مهدى خبر ده
حضرت فرمودند: امّا دربارهٔ اسم او، حبيب من از من پيمان گرفته است كه از نام او سخن نگويم، تا آن زمان كه خداوند او را برانگيزد
عرض كرد: از اوصاف و شمايل او به من خبر ده
حضرت فرمودند: او جوانى است چهار شانه، نيكو روى و زيبا موى كه مويش بر شانهاش ريخته و نور صورتش بر سياهى موى سر و صورتش برترى دارد
پدرم فداى پسر بهترين كنيزان باد
حضرت امير المؤمنين عليه السلام: پدرم فداى پسر بهترين كنيزان باد
اين كلام را حضرت امير المؤمنين عليه السلام ديگر بار تكرار نمودهاند و حارث همدانى آن را از حضرت امير مؤمنان عليه السلام نقل كرده است
آن بزرگوار در اين روايت بيان فرمودهاند كه پايان ظلم و ستمگرى ستمگران با شمشير انتقامى است كه در دست تواناى حضرت بقيّة اللّٰه ارواحنا فداه مىباشد، و فرمودهاند: جام تلخ زهر را به كام همهٔ ستمگران جهان فرو خواهد ريخت
اكنون در دنبالهٔ مطلب به كلام آن بزرگوار كه دل غمزدگان را شاد مىكند توجّه كنيد
بأبي ابن خيرة الإماء - يعني القائم من ولده عليه السلام - يسومهم خسفاً، ويسقيهم بكأس مصبرة، ولايعطيهم إلّاالسيف هرجا
پدرم فداى پسر بهترين كنيزان باد - يعنى حضرت قائم كه از فرزندان آن حضرت است - خوارى و پستى و فرومايگى را بر آنان وارد مىسازد و با ظرفى كه از صبر (دوايى بسيار تلخ) پر است به آنان (ستمگران) مىخوراند و به آنان چيزى حواله نمىكند مگر شمشيرِ خونريز را
آرى؛ در آن روز است كه حكومت سقيفه نشينان و وارثان آنان به پايان مىرسد و جام تلخ زهر را همهٔ آنها سر خواهند كشيد
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام
پدرم فداى پسر بهترين كنيزان باد
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام اين گفتار را ديگر بار در يكى از خطبههاى خود ايراد فرمودهاند
فانظروا أهل بيت نبيّكم فإن لبدوا فالبدوا و إن استنصروكم فانصروهم، ليخرجنّ اللّٰه برجل منّا أهل البيت، بأبي ابن خيرة الإماء لايعطيهم إلّا السيف هرجاً هرجاً موضوعاً على عاتقه ثمانية
به اهل بيت پيامبرتان بنگريد اگر آرام گرفتند شما نيز آرام بگيريد و اگر شما را به يارى طلبيدند آنان را يارى كنيد، خداوند به طور حتم مردى از ما اهل بيت را (براى نابودى ستمگران) خارج مىسازد
پدرم فداى پسر بهترين كنيزان باد، به آنان نمىدهد مگر شمشير را چه آشوبى! چه آشوبى! هشت ماه شمشير را بر شانهٔ خود مىنهد
در اين خطبه حضرت امير المؤمنين عليه السلام اصلاح جهان و پاكسازى دنيا را از وجود پليدان لعنتشده نويد مىدهند، كه مدّت هشت ماه جنگ با ستمگران در صحنهٔ گيتى ادامه مىيابد و آن گاه صلح و صفا در سراسر جهان حاكم مىشود
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام
آه، چقدر مشتاقم او را ببينم
اين كلام را حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پس از بيان فتنه ها و آشوب هاى آينده و ياد از خصلت هاى امام عصر ارواحنا فداه بيان نمودند:
هاه - وأومأ بيده إلى صدره - شوقاً إلى رؤيته
آه - و اشاره به سينهٔ مبارك خود نمودند - چقدر مشتاقم او را ببينم
زيرا آن بزرگوار با احاطهٔ علمى كه بر همه چيز داشتند، مىدانستند فتنههايى كه سقيفهنشينان در سقيفه بذر آن را افشاندند، همچنان ادامه خواهد يافت و آتش آن سراسر گيتى را تا زمانهاى دور، سياه خواهد نمود و سيهروزى و بدبختى را نصيب همهٔ مردمان جهان خواهد كرد و اين ظلم و جنايت همچنان ادامه مىيابد تا آن روز كه منتقم آل محمّد حضرت امام عصر ارواحنا فداه همراه با سيصد و سيزده تن از
شخصيّتهاى خودساخته، كه امر ولايت در جان و دل آنان ريشه دوانده است با تعدادى ديگر از مؤمنان از كنار خانهٔ خدا قيام نمايند، و انتقام همهٔ مظلومين جهان را از همهٔ ستمگران بگيرند
اگر در روزِ تاريك سقيفه ياورانى از جان گذشته در كنار وجود مقدّس اوّل مظلوم عالم حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مىبودند، دشمنان نمىتوانستند خانهٔ وحى را به آتش كشيده و ريسمان به گردن امير عالم هستى افكنده و چهرهٔ ماه را كبود كنند. حضرت امير المؤمنين عليه السلام در يكى از خطبههاى خود مىفرمايند
فنظرت فإذا ليس لي معين إلّاأهل بيتي فضننت بهم عن الموت، وأغضيت على القذى، وشربت على الشّجى، وصبرت على أخذ الكظم، وعلى أمرّ من طعم العلقم
چون مخالفين، خلافت را كه حقّ من بود غصب كردند، (در كار خويش) انديشه كردم؛ ديدم در آن هنگام به غير از اهل بيت خود ياورى ندارم، راضى نشدم كه آنها كشته شوند، و چشمى كه خاشاك در آن رفته بود بر هم نهادم؛ با اين كه استخوان گلويم را گرفته بود، جام تلخ را آشاميدم؛ و خشم خود فرو خوردم و بر چيزهاى تلختر از طعم علقم (كه گياهى است بسيار تلخ) شكيبايى نمودم
آرى مظلوم ترين فرد جهان هستى پس از بيان همهٔ ستم هائى كه بر او روا شده، آنگاه كه از فتنه هاى آينده ياد مى كند و نام پايان دهندهٔ همهٔ ظلم ها و ستم ها را به زبان جارى مى سازد مى فرمايد:
آه، چقدر مشتاقم او را ببينم
امام باقر عليه السلام مىفرمايند
اگر در آن زمان باشم جان خود را براى صاحب اين امر نگه مىدارم
اين كلام از كسى صادر شده است كه شكافندهٔ همهٔ علوم و دانشها در سراسر هستى و آگاه از همهٔ اسرار خلقت مىباشد، آن كسى كه آينده و آيندگان، گذشته و
گذشتگان، براى ايشان همچون افرادى هستند كه در محضرش حاضر مىباشند
آن حضرت وقتى كه سخن از آينده و آيندگان به ميان مىآورد، و يكى از قيامهائى را كه قبل از ظهور امام عصر ارواحنا فداه واقع مىشود بيان مىكنند، مىفرمايند
أما إنّي لو أدركت ذلك لاستبقيت نفسي لصاحب هذا الأمر
آگاه باشيد اگر من آن زمان را درك نمايم جان خود را براى صاحب اين امر حفظ مىكنم
مرحوم آية اللّٰه شيخ محمّد جواد خراسانى در كتاب خود نوشته است: مقصود حضرت از آن زمان، وقتى است كه گروهى از «شيلا» براى گرفتن حق قيام مىكنند
امام باقر عليه السلام
پدر و مادرم فداى او باد، او همنام من و داراى كُنيهٔ من است
پدرم فداى كسى باد كه سراسر گيتى را سرشار از عدل و داد مىكند همانگونه كه پر از ظلم و ستم شده باشد
اين روايت را ابو حمزهٔ ثمالى-كه از بزرگان اصحاب آن حضرت است-نقل نموده؛ او مى گويد: روزى در محضر امام باقر عليه السّلام بودم، آنگاه كه مردم از خدمت آن بزرگوار مرخّص شدند به من فرمودند:
يا أبا حمزة؛ من المحتوم الّذي حتمه اللّٰه قيام قائمنا، فمن شكّ فيما أقول لقى اللّٰه وهو به كافر، ثمّ قال
بأبي واُمّي المسمّى باسمى والمكنّى بكنيتى، السابع من ولدي، بأبي من يملأ الأرض عدلاً وقسطاً كما ملئت ظلماً وجورا
يا أبا حمزة؛ من أدركه فيسلّم له ما سلّم لمحمّد وعليّ فقد وجبت له الجنّة، ومن لم يسلّم فقد حرّم اللّٰه عليه الجنّة ومأواه النار وبئس مثوى الظالمين
اى ابا حمزه؛ از چيزهايى كه خداوند آنها را حتمى قرار داده است قيام قائم ما است و كسى كه در آنچه مىگويم شكّ كند، خداوند را ملاقات مىكند در حالى كه به او كافر است
پدر و مادرم فداى كسى باد كه به نام من ناميده شده و كنيهاش كنيهٔ من است و هفتمين فرد از نسل من است
پدرم فداى كسى باد كه سراسر زمين را پر از عدل و داد مىنمايد همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده باشد
اى ابا حمزه؛ هر كس در زمان او باشد و تسليم او گردد همان گونه كه تسليم محمّد و على بوده، بهشت بر او واجب است، و كسى كه تسليم او نباشد خداوند بهشت را بر او حرام مىكند و جايگاه او آتش مىباشد و بد منزلى است جايگاه ستم كاران
امام صادق عليه السلام
اگر او را درك كنم تا زنده باشم به او خدمت مىكنم
اين كلام را امام صادق عليه السلام هنگامى فرمودند كه دربارهٔ حضرت بقيّة اللّٰه ارواحنا فداه از آن بزرگوار سؤال شد
هل ولد القائم
قال: لا، ولو أدركته لخدمته أيّام حياتي
آيا (حضرت) قائم متولّد شده است
حضرت فرمودند: نه، و اگر من او را درك نمايم در تمام دوران زندگى و حياتم به او خدمت مىكنم
امام صادق عليه السلام
براى نور آل محمّد (عليهم السلام) دعا نمودم
عباد بن محمّد مداينى مىگويد: امام صادق عليه السلام پس از نماز ظهر دستها را بلند
نموده و دعا كردند. گفتم: جانم به فدايتان براى خودتان دعا نموديد
فرمودند:
دعوت لنور آل محمّد عليهم السلام وسائقهم والمنتقم بأمر اللّٰه من أعدائهم
براى نور آل محمّد عليهم السلام و پيشرو آنان و كسى كه به امر خدا از دشمنان آنان انتقام مىگيرد، دعا نمودم
البتّه خاندان وحى همهٔ آنها نور هستند و معرفت آنان به نورانيّت معرفة اللّٰه است، ولى بنا به فرمايش امام صادق عليه السلام در اين روايت آن حضرت نور الأنوار مىباشند
امام موسى كاظم عليه السلام
پدرم فداى كسى باد كه در راه خدا، سرزنش ملامتگران در او تأثير نمىگذارد
پدرم فدايش باد كه به امر خداوند قيام مىكند
يحيى بن فضل نوفلى مىگويد: حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام بعد از نماز عصر دستها را به دعا بلند نموده و دعائى را قرائت كردند. به آن حضرت عرض كردم
براى چه كسى دعا نموديد
قال: ذلك المهديّ من آل محمّد عليهم السلام، قال: بأبي المنبدح البطن، المقرون الحاجبين، أحمش الساقين، بعيد مابين المنكبين، أسمر اللون، يعتاده مع سمرته صفرة من سهر الليل، بأبي من ليله يرعى النجوم ساجداً و راكعاً، بأبي من لايأخذه في اللّٰه لومة لائم، مصباح الدجى، بأبي القائم بأمر اللّٰه
حضرت فرمودند: براى مهدى آل محمّد عليهم السلام
آن گاه فرمودند: پدرم فداى آن وجودى باد كه دلى برجسته و ابروانى پيوسته و ساقهاى باريك دارد، و چهار شانه و قوى هيكل و گندم گون است، و بر اثر تهجّد و شب زندهدارى رنگش زرد است
پدرم فداى كسى باد كه شبها در حال سجده و ركوع، بسر مىبرد و به ستارگان مىنگرد و آنها را زير نظر دارد
پدرم فداى كسى باد كه در راه خدا سرزنش ملامتگران در او تأثير نمىگذارد، او چراغ هدايت در تاريكىهاى شديد است
پدرم فداى او كه به امر خدا قيام مىكند
حضرت امام رضا عليه السلام
پدرم و مادرم فدايش باد، او همنام جدّم صلى الله عليه و آله و سلم و شبيه من و شبيه موسى بن عمران است
اين كلام را حضرت امام رضا عليه السلام پس از ذكر فتنههاى بسيار سختى كه از اوّل زمان غيبت امام عصر ارواحنا فداه واقع شد، بيان نمودهاند
اين فتنهها آن چنان سخت و ويرانگر است كه افراد بسيار زيرك و فهميده را نيز به دام خود گرفتار مىنمايد؛ گرچه آنان مدّعى دين و ديندارى هستند
و بر اثر گمراهى آنان، آنچنان غربت و تنهايى امام عصر ارواحنا فداه را فرا مىگيرد كه اهل آسمان و زمين بر او مىگريند و هر انسان آزاده و دل آگاه براى آن حضرت به گريه مىنشيند
اكنون به كلام حضرت امام رضا عليه السلام توجّه كنيد
لابدّ من فتنة صمّاء صيلم يسقط فيها كلّ بطانة ووليجة وذلك عند فقدان الشيعة الثالث من ولدي، يبكي عليه أهل السماء وأهل الأرض وكلّ حريّ وحرّان وكلّ حزين ولهفان
ثمّ قال عليه السلام: بأبي واُمّي سميّ جدّي صلى الله عليه و آله و سلم وشبيهي وشبيه موسى بن عمران عليه السلام، عليه جيوب النور، يتوقّد من شعاع ضياء القدس
ناگزير فتنهاى بسيار سخت و از پا درآورنده واقع مىشود كه در آن هر فرد راز دار و مورد اعتمادى سقوط مىكند و اين در زمانى است كه شيعيان سوّمين نفر از فرزندان
مرا از دست مىدهند، بر او اهل آسمان و زمين مىگريند و هر مرد و زنى كه تشنهٔ ديدار او باشند و هر غمگين و حسرت زدهاى بر او مىگريد
سپس فرمودند: پدر و مادرم فداى او باد، او همنام جدّم صلى الله عليه و آله و سلم و شبيه من و شبيه موسى بن عمران عليه السلام است، بر او پيراهنهاى نور مىباشد كه از شعاع نور قداست و پاكى فروغ مىگيرد
شبيه اين روايت را از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل نموديم
از حضرت امام رضا عليه السلام روايت شده كه آن حضرت در مجلسى كه در خراسان داشتند هنگام ذكر لفظ «قائم» ايستادند و دو دست خود را بر سر مبارك نهادند و گفتند
أللّهمّ عجّل فرجه وسهّل مخرجه . آن گاه از خصوصيّات حكومت آن حضرت صحبت فرمودند
مرحوم محدّث نورى در كتاب «نجم الثاقب» فرموده است: قيام و تعظيم نمودن مردم به هنگام شنيدن نام امام زمان ارواحنا فداه مخصوصاً لقب مخصوص آن حضرت، سيره و روش همهٔ شيعيان از عرب و عجم و ترك و هند و ديلم و غير آن در همهٔ بلاد است بلكه اهل سنّت نيز به آن عمل مىكنند
مرحوم علّامهٔ امينى در «الغدير» مىنويسد: روايت شده كه وقتى دعبل قصيدهٔ خود را براى امام رضا عليه السلام خواند و از حضرت حجّت عجّل اللّٰه تعالى فرجه ياد نمود
فلولا الّذي أرجوه في اليوم أو غدٍ تقطّع نفسي إثرهم حسراتي
خروج إمام لا محالة خارج يقوم على اسم اللّٰه والبركات
اگر نبود آنچه براى امروز يا فردا به آن اميدوارم، نفس من از روى حسرت قطع مىگشت
و آن خروج امامى است كه ناگزير خروج خواهد كرد و با نام نامى پروردگار و بركات الهى قيام مىنمايد
حضرت امام رضا عليه السلام دست خود را بر سر نهادند و تواضع نمودند در حالى كه براى فرج آن حضرت دعا مىنمودند
مقدّمهٔ كتاب را با نقل روايتى كه در كتاب «تنزيه الخاطر» آورده است پايان مىدهيم
از امام صادق عليه السلام از علّت ايستادن در وقتى كه لفظ «قائم» - كه از القاب حضرت حجّت صلوات اللّٰه عليه است - برده مىشود، سؤال شد
امام صادق عليه السلام فرمودند
به اين جهت كه زيرا براى ايشان غيبتى است طولانى و از شدّت رأفت آن حضرت به دوستانش، نظر مىكند به هر كسى كه او را به اين لقب - كه دلالت بر دولت او و حسرت به غربت او دارد - ياد نمايد، و از تعظيم نمودن بندهاى كه براى صاحب خود خضوع مىنمايد اين است كه به هنگامى كه مولاى باجلالت او با ديدگان شريفش به سوى او مىنگرد، در برابر او بايستد. پس هر كس اين نام را به زبان مىآورد بايد بايستد و بايد از خداوند بزرگ تعجيل فرج او را طلب نمايد
از خداوند بزرگ مىخواهيم كه ما را از منتظران ظهور آن حضرت صلوات اللّٰه عليه قرار دهد و ستايش مخصوص خداوند است كه پروردگار جهانيان است
وما توفيقي إلّاباللّٰه مرتضى مجتهدى سيستانى
صحيفهٔ مهديّه
در اين بخش بعضى از نمازهايى را كه از امام زمان ارواحنا فداه روايت شده، يا براى آن حضرت نقل گرديده، مى آوريم:
