نقش يقين در مستجاب شدن دعا
دو چيز در اجابت دعا، داراى تأثير فراوان و اساسى است
رفع موانع قلبى و حجابهاى ظلمانى و زدودن تيرگىهاى درونى از قلب
ايجاد مقتضى و به وجود آوردن صفا و نورانيّت باطنى
انسان براى آنكه تير دعايش به هدف بخورد، به اين دو چيز احتياج دارد و بايد اين دو را ايجاد نمايد تا نوبت به اضطرار نرسد
بنابراين: 1 - هم بايد پردههاى تيرگى را از قلب كنار بزند. 2 - و هم انوار الهى را جايگزين آن نمايد. و يقين، اين كار را انجام مىدهد. هم ظلمتها، تاريكىها و شك را از قلب مىزدايد و هم صفا و نورانيّت را در قلب انسان ايجاد مىنمايد
همهٔ كسانى كه در معارف و اعتقادات صحيح به يقين رسيدهاند، داراى قلبى با صفا و نورانى بوده و هستند؛ زيرا لازمهٔ وجودى يقين، روشنايى و نور در قلب است، و نورى مانند نور يقين وجود ندارد
حضرت امام باقر عليه السلام مىفرمايند: لا نور كنور اليقين
هيچ نورى مانند نور يقين نيست
بديهى است وقتى يقين در قلب آدمى جاى گرفت و قلب نورانى گرديد، تيرگىها و تاريكىها از ميان مىروند؛ زيرا نور و ظلمت در يك جا جمع نمىشوند
پس با به دست آوردن يقين مىتوان هم تيرگىها را كه مانع اجابت دعا مىباشند، برطرف نمود و هم صفا و نورانيّت را كه مقتضى اجابت دعا است، فراهم نمود
اكنون براى آن كه از نقش يقين در اجابت دعا بيشتر آگاه شويد، به جريان مهمّى كه در جلد اوّل كتاب «اسرار موفّقيّت» نقل كردهايم، توجّه كنيد
مرحوم آية اللّٰه العظمى خوئى در رابطه با اثرات «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم» - در
صورتى كه با يقين گفته شود - جريان بسيار جالبى را از شيخ احمد، خادم استاد الفقهاء مرحوم ميرزاى بزرگ شيرازى نقل كردهاند كه وى گفته است
مرحوم ميرزا، خادم ديگرى داشتند به نام شيخ محمّد كه پس از فوت مرحوم ميرزا، از همنشينى با مردم كناره گرفت
روزى شخصى نزد شيخ محمّد رفت، ديد هنگام غروب آفتاب چراغ خود را از آب پر نمود و روشن كرد؛ آن شخص بسيار تعجّب كرد و علّت آن را از او پرسيد
شيخ محمّد در جواب گفت: پس از فوت مرحوم ميرزا از غم و اندوهِ جدايى از آن بزرگوار، معاشرت با مردم را قطع نمودم و خانهنشين گرديدم و دلم بسيار گرفته و حزن و اندوه شديد وجودم را فرا گرفته بود
در ساعتهاى آخر يكى از روزها، جوانى به صورت يكى از طلاّب عرب بر من وارد شد و با من انس گرفت و تا غروب نزدم ماند. از بيانات او به قدرى لذّت بردم كه تمام غم و اندوه از دلم برطرف شد. او چند روزى نزدم آمد تا من به او مأنوس شدم. در يكى از روزها كه با من صحبت مىكرد، به خاطرم آمد كه امشب چراغم نفت ندارد. چون در آن وقت رسم چنين بود كه مغازهها را هنگام غروب مىبستند و شب همهٔ مغازهها بسته بود
از اين جهت در فكر بودم كه اگر براى خريد نفت از منزل خارج شوم، از فيض سخنان ايشان محروم مىشوم، و اگر نفت خريدارى نكنم، شب را بايد در تاريكى بسر برم
چون مرا متحيّر يافت، متوجّه من شده و فرمود: تو را چه شده است كه به سخنان من خوب گوش نمىدهى
گفتم: متوجّه گفتار شما هستم
فرمود: هرگز، درست به آنچه مىگويم دل نمىدهى
گفتم: حقيقت اين است كه امشب چراغم نفت ندارد
فرمود: بسيار جاى تعجّب است كه اين همه ما برايت حديث خوانديم و از فضيلت «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم» سخن گفتيم و تو اين قدر بهرهمند نشدى كه از خريد نفت بىنياز شوى
گفتم: يادم نيست حديثى در اين باره فرموده باشيد
فرمود: فراموش كردهاى كه گفتم از خواصّ و فوايد «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم» اين است كه چون آن را به قصدى بگويى، آن مقصود حاصل مىشود؟ تو چراغ خود را از آب پر كن، و به اين قصد كه آب داراى خاصيّت نفت باشد، بگو: «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم
من قبول كردم، برخاستم چراغ خود را از آب پر نمودم و در آن هنگام به همان نيّت گفتم: «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم» ، چون آن را روشن كردم، افروخته شد و شعله كشيد. از آن زمان هر گاه چراغ خالى مىشود، آن را از آب پر مىكنم و «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم » مىگويم و روشن مىكنم
مرحوم آية اللّٰه خوئى پس از نقل اين جريان فرمودند: تعجّب اين است كه پس از نشر اين قضيّه و پخش شدن آن بين مردم، آنچه شيخ محمّد عمل مىكرد از اثر نيفتاد
همان گونه كه ملاحظه كرديد، گفتن يك مرتبه «بسم اللّٰه الرحمن الرحيم» از روى يقين، داراى اثر شگفت و خارق العاده بوده است
آنان كه داراى اسم اعظماند - و خيلى تعداد آنها كم است - نيز، از همان اسمهايى كه ميانِ همهٔ مردم متداول است استفاده مىكنند؛ ولى آنچه كه عمل آنان را از ديگران ممتاز مىسازد، يقين آنان است؛ زيرا يقين آنان در تأثير نامى كه تلفّظ مىكنند، نقش اساسى دارد
