3- عريضۀ استغاثۀ ديگرى به امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه
محدّث نورى رحمه اللّه مى فرمايد: رقعهٔ استغاثه به امام عصر ارواحنا فداه به نام هاى مختلف روايت شده است، و در كتاب هاى مشهور دعا موجود است؛ ليكن، نسخه اى كه من يافتم در آن كتاب ها نيست، حتّى در كتاب مزار «بحار الأنوار» نيز نيامده است. در
كتاب دعاى «بحار الأنوار» نيز-كه در آن، سعى در جمع آورى دعاها شده است-به آن اشاره نشده است؛ و چون اين روايت، كم استنساخ شده و تعداد نسخهٔ آن اندك است، بدين جهت لازم ديدم كه آن را در اينجا نقل كنم.
فاضل متبحّر، جناب محمّد بن محمّد طيب-كه از علماى دورهٔ صفويّه بوده است-در كتاب خود به نام «انيس العابدين» از كتاب «السعادات» اين عبارت را نقل كرده است: دعاى توسّل براى تمام كارهاى مهمّ و خواسته ها:
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمِ تَوَسَّلْتُ إِلَيْكَ يٰا أَبَاالْقٰاسِمِ مُحَمَّدَ بْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبي طٰالِبٍ، اَلنَّبَإِ الْعَظيمِ، اَلصِّرٰاطِ الْمُسْتَقيمِ، وَعِصْمَةِ اللّاٰجينَ. بِاُمِّكَ سَيِّدَةِ نِسٰاءِ الْعٰالَمينَ، وَبِآبٰائِكَ الطّٰاهِرينَ، وَبِاُمَّهٰاتِكَ الطّٰاهِرٰاتِ، بِيٰاسينَ وَالْقُرْآنِ الْحَكيمِ، وَالْجَبَرُوتِ الْعَظيمِ، وَحَقيقَةِ الْإيمٰانِ، وَنُورِ النُّورِ، وَكِتٰابٍ مَسْطُورٍ، أَنْ تَكُونَ سَفيري إِلَى اللّٰهِ تَعٰالىٰ فِي الْحٰاجَةِ لِفُلٰانٍ، أَوْ هَلٰاكِ فُلٰانِ بْنِ فُلٰان
به نام خداوند بخشندهٔ مهربان به تو توسّل جسته ام اى ابو القاسم؛ اى محمّد فرزند حسن فرزند على فرزند محمّد فرزند على فرزند موسى فرزند جعفر فرزند محمّد فرزند على فرزند حسين فرزند علىّ بن ابى طالب؛ كه خبر بزرگ، و راه راست، و پناه پناه آورندگان است؛ (به تو توسّل مى جويم) به واسطهٔ مادرت سرور زنان جهانيان؛ و نيز به واسطهٔ پدران پاك، و مادران طاهره و پاكت؛ به واسطهٔ ياسين و قرآن حكيم، و بزرگى جبروت الهى، و حقيقت ايمان، و روشنى بخش نورها، و كتاب نگاشته شده، از تو درخواست مى كنم و متوسّل مى شوم؛ تا به عنوان سفير و فرستادهٔ من به سوى خداى تعالى در مورد برآوردن حاجت (. . .) يا هلاك كردن و نابودى دشمنم يعنى فلانى فرزند فلانى؛ اين درخواست را انجام بده.
اين نامه را در خاك پاك، گل اندود كرده، و آن را در آب جارى يا چاه آب مى افكنى و در اين هنگام مى گويى:
يٰا سَعيدَ بْنَ عُثْمٰانَ، وَيٰا مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمٰانَ، أَوْصِلٰا قِصَّتي إِلىٰ صٰاحِبِ الزَّمٰانِ صَلَوٰاتُ اللّٰهِ عَلَيْه
اى سعيد بن عثمان و اى محمّد بن عثمان؛ از شما دو نفر درخواست مى كنم كه اين جريان و داستان كار مرا به حضرت صاحب الزمان-كه درود خدا بر او نثار باد-برسانيد.
*** نسخهٔ روايت ياد شده به اين شكل بود كه گفتم؛ ليكن، اگر روايات ديگر و نيز روش ديگر عريضه نويسى ها را بنگريم، درمى يابيم كه صحيح بايد چنين باشد كه هنگام افكندن نامه به آب، گفته شود: «يا عثمان بن سعيد و يا محمّد بن عثمان. . .» البتّه، خداوند از واقعيّت آگاه است .
در اين بخش كتاب به مطالبى مى پردازيم كه موجب چشم روشنى و آرامش قلبى خوانندهٔ محترم شود؛ نسيم هايى از جهان پنهان كه موجب دست يابى شما به كليد گشايش و فرج ، و رسيدن به مقام روشنى بخشيدن مى شود و توان و نيرويى به شما براى گشودن درها ى بسته مى دهد.
خداوند تعالى اين منّت را بر ما نهاد تا به راهنمايى شخص حقيقت جو بپردازيم. و رواياتى را كه در مورد استخاره ها از سرور و سالار جهان مادّيّات و معنويّات نقل
شده براى شما بيان كنيم براى هدايت شدن هدايت خواهان ، و اگر شما از علاقه مندان هستيد اينها كليدهاى غيب است كه اكنون در دست شماست، آن ها را گرفته و غنيمت شماريد.
البتّه لازمه اش اين است كه شرايط استخاره را ياد بگيرى تا راه وروش استخاره گيرنده را بشناسى و از كليدهاى پنهان و چراغ وحى استفاده كنى.
از آن جا كه استخاره نيز نوعى دعاست، و آداب دعا را در مقدّمهٔ همين كتاب بيان كرديم، به مقدّمهٔ كتاب مراجعه فرماييد تا آگاهى شما افزايش يابد؛ جهت تأكيد بر اين مطلب، تذكّراتى لازم است:
از مهم ترين چيزهايى كه لازم است دعاكننده و استخاره كننده رعايت كند، پاك كردن دل از چيزهايى است كه باعث خشم خداوند مى شود، و نيز به دست آوردن يقين و اطمينان است؛ زيرا اساس دعا و توسّل همين است، و اگر استخاره با آداب و شرايط آن انجام شود، گرفتن قبضهٔ تسبيح به اختيار استخاره گيرنده نيست بلكه به اختيار خداوندى است كه از او طلب خير شده است.
بدين سان، اگر استخاره به گونه اى صحيح انجام شود، گرفتن قبضهٔ تسبيح، يا انتخاب يكى از رقعه ها (در استخارهٔ ذات الرقاع) ، يا باز كردن يكى از صفحات قرآن؛ همگى، با خواست و ارادهٔ خداوند خواهد بود نه به اختيار و برگزيدن استخاره گيرنده؛ و اگر با آداب و شرايط لازم انجام نشود بى اعتبار خواهد بود.
بنابراين، استخاره گيرنده بايد قلب خود را پاك گرداند، و يقين داشته باشد؛ تا بتواند به خداى تعالى روى آورد؛ و بدون يقين و اعتقاد، استخاره اش بى فايده است.
سيّد جليل جناب علىّ بن طاووس رحمه اللّه در مورد حالات برخى از مردم مى نويسد:
برخى از مردم عوام، در دل شان يقين و نيروى شناخت و اطمينان به مالك روز قيامت را ندارند؛ زيرا، روان اين دسته، تنها نظر مشورتى كسى را مى پذيرد كه او را با چشم مشاهده كنند و با او مأنوس بوده و بشناسند و چنين شخصى نيز بايد از بين مردم باشد؛ چرا كه خداوند را نمى توان با چشم مشاهده كرد، و نيز اين افراد نمى توانند او را بشناسند تا با او انس بگيرند، و از لذّت اعتماد به خداوند نيز بهره مند نيستند؛ از همه مهمّ تر، از بس كه كوته فكرند فايده اى در مشورت با خداوند نمى بينند!
ومَن يكُ ذا فم مرّ مريض يجد مرّاً به الماء الزلالا
كسى كه دهانش (در اثر بيمارى) تلخ باشد آب گوارا و زلال را نيز تلخ مى يابد.
اين افراد، از جمله كسانى هستند كه مولاى بزرگوار ما امير مؤمنان حضرت على عليه السّلام در برخى از خطبه هاى گهربارش به بيان حال ايشان پرداخته مى فرمايد:
همجٌ رعاع، لايعبأ اللّٰه بهم، أتباع كلّ ناعق وناعقة
مردم پست و فرومايه؛ خداوند تعالى توجّهى به ايشان نمى كند؛ دنباله رو هر سر و صدايى هستند و از آن پيروى خواهند كرد.
