5- دعاى ندبه

علاّمهٔ مجلسى رحمه اللّه در كتاب «زاد المعاد» با سند معتبر از امام صادق عليه السّلام روايت مى كند: خواندن دعاى ندبه در اعياد چهارگانه يعنى روز جمعه، عيد فطر، عيد قربان و عيد غدير مستحبّ است.

علاّمهٔ مجلسى رحمه اللّه در «مزار بحار» از سيّد بن طاووس رحمه اللّه از بعضى از اصحاب اماميّه نقل نموده است: محمّد بن علىّ بن ابى قرّة گفت: من دعاى ندبه را از كتاب «محمّد بن حسين بن سفيان بزوفرى» نقل كرده ام و افزوده است كه: آن، دعاى امام زمان صلوات اللّه عليه است كه خواندنش در اعياد چهارگانه مستحبّ است.

و نيز، اين دعا را عالم بزرگوار محدّث نورى رحمه اللّه در «تحيّة الزائر» از «مصباح الزائر» سيّد بن طاووس رحمه اللّه و «مزار» محمّد بن مشهدى با همان سند روايت نموده است. و همچنين از كتاب «مزار قديم» هم نقل كرده و اضافه نموده است كه خواندن آن در شب جمعه مستحبّ است همان گونه كه در اعياد اربعه استحباب دارد. و دعا اين است:

اَلْحَمْدُ للّٰهِِ رَبِّ الْعٰالَمينَ‌، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدِنٰا مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَآلِهِ‌، وَسَلَّمَ تَسْليماً. أَللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلىٰ مٰا جَرىٰ بِهِ قَضٰاؤُكَ في أَوْلِيٰائِكَ‌، اَلَّذينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَدينِكَ‌، إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزيلَ مٰا عِنْدَكَ‌، مِنَ النَّعيمِ الْمُقيمِ‌، اَلَّذي لٰازَوٰالَ لَهُ وَلَا اضْمِحْلٰالَ‌، بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ في دَرَجٰاتِ هٰذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ‌، وَزُخْرُفِهٰا وَزِبْرِجِهٰا، فَشَرَطُوا لَكَ ذٰلِكَ‌، وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفٰاءَ بِهِ‌. فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ‌، وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِيَّ‌، وَالثَّنٰاءَ الْجَلِيَّ‌، وَأَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلٰائِكَتَكَ‌، وَكَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ‌، وَرَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ‌، وَجَعَلْتَهُمُ الذَّريعَةَ إِلَيْكَ‌، وَالْوَسيلَةَ إِلىٰ رِضْوٰانِكَ‌. فَبَعْضٌ أَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ‌، إِلىٰ أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْهٰا، وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ في فُلْكِكَ وَنَجَّيْتَهُ‌ وَمَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَكَةِ بِرَحْمَتِكَ‌، وَبَعْضنِ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِكَ خَليلاً، وَسَأَلَكَ لِسٰانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرين

حمد و سپاس سزاوار پروردگار عالميان است و درود خدا بر سيّد و سرور ما (حضرت) محمّد، پيامبر خدا و بر آل او سلام و تحيّتى كامل. بارپروردگارا؛ سپاس از آن توست در مورد آن چه كه از قضا و قدرت در مورد دوستانت، جارى گشت؛ آن هايى كه وجودشان را براى حضرتت و براى دينت خالص گردانيدى؛ زيرا كه برگزيدى براى آن ها چيزهاى باارزشى كه نزد تو است؛ از نعمت هاى پايدار كه نابودى و زوال براى آن ها نيست. البتّه پس از آن كه زهد ورزيدن و بى رغبتى را در مورد اين دنياى پست و زر و زيور آن با آن ها شرط نمودى؛ آنان نيز متعهّد شدند و تو نيز وفادارى ايشان را دانستى. پس آنان را قبول كردى و به درگاه خويش نزديك شان ساختى و نامى بلند و ستايشى ارجمند به آنها دادى. و فرشتگانت را بر آنان فروفرستادى و آن ها را با وحى خود گرامى داشتى و از علم خود بهره مند ساختى و آنان را وسيله به سوى درگاهت ساختى و واسطه اى براى جلب رضايت و خشنوديت قرار دادى. پس بعضى از آن ها را در بهشت خود جاى دادى تا زمانى كه او را از آن بيرون آوردى، و برخى ديگر را در كشتى ات سوار نمودى و با رحمت خود او و مؤمنين همراهش را از هلاكت رهايى بخشيدى. و بعضى ديگر را براى خودت دوست قرار دادى و هنگامى كه از تو لسان صدق و خوش نامى بين ديگران را درخواست كرد،

فَأَجَبْتَهُ‌، وَجَعَلْتَ ذٰلِكَ عَلِيّاً، وَبَعْضٌ كَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَكْليماً، وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخيهِ رِدْءاً وَوَزيراً، وَبَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَبٍ وَآتَيْتَهُ الْبَيِّنٰاتِ‌، وَأَيَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ‌. وَكُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَريعَةً‌، وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهٰاجاً، وَتَخَيَّرْتَ لَهُ أَوْصِيٰاءَ مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ، مِنْ مُدَّةٍ إِلىٰ مُدَّةٍ‌، إِقٰامَةً لِدينِكَ‌، وَحُجَّةً عَلىٰ عِبٰادِكَ‌، وَلِئَلّاٰ يَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ‌، وَيَغْلِبَ الْبٰاطِلُ عَلىٰ أَهْلِهِ‌، وَلٰا يَقُولَ أَحَدٌ لَوْلٰا أَرْسَلْتَ إِلَيْنٰا رَسُولاً مُنْذِراً، وَأَقَمْتَ لَنٰا عَلَماً هٰادِياً، فَنَتَّبِعَ آيٰاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزىٰ‌. إِلىٰ أَنِ انْتَهَيْتَ بِالْأَمْرِ إِلىٰ حَبيبِكَ وَنَجيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فَكٰانَ كَمَا انْتَجَبْتَهُ سَيِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ‌، وَصَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَيْتَهُ‌، وَأَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَيْتَهُ‌، وَأَكْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ‌، قَدَّمْتَهُ عَلىٰ أَنْبِيٰائِكَ‌، وَبَعَثْتَهُ إِلَى الثَّقَلَيْنِ مِنْ عِبٰادِكَ‌، وَأَوْطَأْتَهُ مَشٰارِقَكَ وَمَغٰارِبَكَ‌، وَسَخَّرْتَ لَه

اجابتش نمودى و او را بلندآوازه قرار دادى، و با بعضى ديگر از طريق درخت هم كلام شدى و برادرش را وزير و ياورش قرار دادى. و برخى ديگر را بدون پدر به وجود آوردى و به او معجزات و دلايل آشكار عنايت نمودى و با روح القدس تأييدش كردى. و براى هركدام (از پيامبران) شريعتى را عنايت كردى و طريقه و راه روشنى معيّن فرمودى و براى هريك جانشينانى برگزيدى تا يكى پس از ديگرى حافظ شريعت باشد؛ در زمان هاى معيّن براى برپا داشتن دين تو و حجّت بودن بر بندگان تو تا اين كه حق از مدار خود زايل نگردد و باطل بر اهل آن زمان چيره نشود. و تا اين كه كسى نگويد: (خدايا؛) اگر به سوى ما رسولى مى فرستادى تا ما را بيم دهد و براى ما رهبرى هدايت كننده مى گماشتى ما پيش از خذلان و رسوايى مان، از آياتت پيروى مى كرديم. تا اين كه امر رسالت به حبيبت و رسول برگزيده ات، محمّد-كه درود خدا بر او و آل او باد-منتهى گرديد؛ پس او همچنان كه او را انتخاب كردى، سرور بندگانت و زبدهٔ زبدگانت و برتر از همهٔ برگزيدگانت و گرامى تر از همهٔ معتمدان تو بود. او را بر تمام پيامبرانت مقدّم داشتى و بر جنّ و انس از بندگانت مبعوثش نمودى و شرق و غرب را زير پاى او و فرمان او قرار دادى و

الْبُرٰاقَ‌، وَعَرَجْتَ بِهِ‌ 1 إِلىٰ سَمٰائِكَ‌، وَأَوْدَعْتَهُ عِلْمَ مٰا كٰانَ‌ وَمٰا يَكُونُ‌، إِلَى انْقِضٰاءِ خَلْقِكَ‌، ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ‌، وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئيلَ وَميكٰائيلَ وَالْمُسَوِّمينَ مِنْ مَلٰائِكَتِكَ‌، وَوَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دينَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ‌، وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ‌. وَذٰلِكَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ‌، وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ‌ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذي بِبَكَّةَ مُبٰارَكاً وَهُدًى لِلْعٰالَمينَ * فيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً 1 ، وَقُلْتَ إِنَّمٰا يُريدُ اللّٰهُ لِيُذْهِب

براق را برايش مسخّر كردى و او را به آسمانت بالا بردى و دانش آنچه بوده و خواهد بود را تا سرانجام خلقت، به او سپردى. سپس با ترسى كه از او بر دل دشمنانش انداختى، ياريش كردى و گرداگرد او را به جبرئيل، ميكائيل و فرشتگان ديگر-كه هريك داراى علامت و اسمى هستند-احاطه نمودى و بدو وعدهٔ پيروزى دينش را بر تمامى اديان دادى؛ گرچه مشركان را خوش نيايد. و اين پيروزى بعد از آن بود كه پيامبر را به جايگاه صدقى از خاندانش جاى دادى و براى او و آنان «اوّلين خانه اى را كه براى (عبادت) مردم قرار داده شد، كه در مكّه است بابركت قرار دادى و باعث هدايت جهانيان گرداندى، و نيز در آن است نشانه هاى آشكار مانند مقام ابراهيم و هركه داخل آن خانه شد، در امان خواهد بود» . و گفتى: «خداوند اراده فرموده كه

عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً 2 . ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَوٰاتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَوَدَّتَهُمْ في كِتٰابِكَ فَقُلْتَ‌ قُلْ لٰا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىٰ‌ 3 ، وَقُلْتَ‌ مٰا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ‌ 4 ، وَقُلْتَ‌ مٰا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلّاٰ مَنْ شٰاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلىٰ رَبِّهِ سَبيلاً 5 ، فَكٰانُوا هُمُ السَّبيلَ إِلَيْكَ‌، وَالْمَسْلَكَ إِلىٰ رِضْوٰانِكَ‌. فَلَمَّا انْقَضَتْ أَيّٰامُهُ أَقٰامَ وَلِيَّهُ عَلِيَّ بْنَ أَبي طٰالِبٍ صَلَوٰاتُكَ عَلَيْهِمٰا وَآلِهِمٰا هٰادِياً، إِذْ كٰانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ، فَقٰالَ وَالْمَلَأُ أَمٰامَهُ مَنْ كُنْتُ مَوْلٰاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلٰاهُ‌، أَللّٰهُمَّ وٰالِ مَنْ وٰالٰاهُ‌، وَعٰادِ مَنْ عٰادٰاهُ‌، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ‌، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ‌. وَقٰالَ مَنْ كُنْتُ أَنَا نَبِيَّهُ فَعَلِيٌّ أَميرُهُ‌. وَقٰالَ أَنَا وَعَلِيٌّ مِنْ شَجَرَةٍ وٰاحِدَةٍ وَسٰائِرُ النّٰاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّٰى، وَأَحَلَّهُ مَحَلَّ هٰارُونَ مِنْ مُوسىٰ‌، فَقٰالَ لَهُ أَنْتَ مِنّي بِمَنْزِلَةِ هٰارُونَ مِنْ مُوسى

هر پليدى و ناپاكى را از شما اهل بيت پيامبر، ببرد و شما را كاملا پاك و پاكيزه گرداند» . آن گاه پاداش رسالت حضرت محمّد را-كه درودهاى تو بر او و آل او باد-دوستى آنان مقرّر نموده و در كتابت فرمودى: «بگو من از شما پاداش نمى طلبم مگر دوستى خويشاوندان نزديكم را» . و فرمودى: (بگو) «پاداشى كه از شما خواستم آن هم براى خودتان و به نفع شما است» و فرمودى: (بگو) «من از شما مزد رسالت نمى خواهم مگر آن كه هركدام از شما كه بخواهد راه خدا را در پيش گيرد» پس آن ها همان راه به سوى تو هستند و طريق براى خشنودى تو مى باشند. پس وقتى مدّت عمر پيامبر سپرى شد، وصىّ و جانشين خود علىّ بن ابى طالب-درودهاى تو بر آن دو و آل آن دو باد-را براى هدايت امّت برگزيد؛ زيرا كه خود او بيم دهنده بود، و براى هر قومى هدايتگرى است. پس درحالى كه همه در حضور او بودند چنين گفت: هر آن كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست؛ پروردگارا؛ دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن، يارى نما هركه او را يارى نمايد و خار گردان هركه او را مخذول نمايد. و گفت: هركه را من پيامبر او هستم، پس على امير و فرمانرواى اوست. و فرمود: من و على از يك درختيم و ديگر انسان ها از درختان مختلفند. و او را قرار داد در جايگاه هارون نسبت به موسى، پس به او فرمود: تو نسبت به من، همانند هارون براى موسى هستى،

إِلّاٰ أَنَّهُ لٰانَبِيَّ بَعْدي، وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِسٰاءِ الْعٰالَمينَ‌، وَأَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ مٰا حَلَّ لَهُ‌، وَسَدَّ الْأَبْوٰابَ إِلّاٰ بٰابَهُ‌. ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَحِكْمَتَهُ فَقٰالَ أَنَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِيٌّ بٰابُهٰا، فَمَنْ أَرٰادَ الْمَدينَةَ وَالْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِهٰا مِنْ بٰابِهٰا، ثُمَّ قٰالَ أَنْتَ أَخي وَوَصِيّي وَوٰارِثي، لَحْمُكَ مِنْ لَحْمي، وَدَمُكَ مِنْ دَمي، وَسِلْمُكَ سِلْمي، وَحَرْبُكَ حَرْبي، وَالْإيمٰانُ مُخٰالِطٌ لَحْمَكَ وَدَمَكَ‌، كَمٰا خٰالَطَ لَحْمي وَدَمي، وَأَنْتَ غَداً عَلَى الْحَوْضِ خَليفَتي، وَأَنْتَ تَقْضي دَيْني، وَتُنْجِزُ عِدٰاتي، وَشيعَتُكَ عَلىٰ مَنٰابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلي فِي الْجَنَّةِ وَهُمْ جيرٰاني. وَلَوْلٰا أَنْتَ يٰا عَلِيُّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدي، وَكٰانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلٰالِ‌، وَنُوراً مِنَ الْعَمىٰ‌، وَحَبْلَ اللّٰهِ الْمَتينَ‌، وَصِرٰاطَهُ الْمُسْتَقيمَ‌، لٰايُسْبَقُ بِقَرٰابَةٍ في رَحِمٍ‌، وَلٰا بِسٰابِقَةٍ في دينٍ‌، وَلٰا يُلْحَقُ في مَنْقَبَةٍ مِن

جز اين كه پس از من پيامبرى نيست. و دخترش را-كه سرور و بانوى زنان عالم است-به او تزويج فرمود. و حلال كرد از مسجدش براى او، آن چه براى خودش حلال بود. و همهٔ درها (ى مسجد) را نيز جز در خانهٔ على بست. آن گاه علم و حكمتش را نزد او وديعه نهاد و فرمود: من شهر علمم و على درب آن، پس هركه مى خواهد به شهر علم و حكمت قدم نهد، بايد از دروازهٔ آن داخل گردد. سپس فرمود: تو برادر من، وصىّ من و وارث من هستى، گوشت تو از گوشت من است و خون تو از خون من؛ سازش و آشتى تو، سازش و آشتى من و جنگ تو جنگ من است، و ايمان با گوشت و خون تو آميخته است همان گونه كه با گوشت و خون من آميخته است؛ و فردا (ى قيامت) تو خليفهٔ من بر حوض (كوثر) هستى و پس از من، تو هستى كه قرض مرا مى پردازى و به وعده هاى من وفا مى كنى و پيروان تو بر منبرهايى از نور با چهره هاى سفيد و نورانى در اطراف من در بهشت اند و آنان همسايهٔ من مى باشند. اى على؛ اگر تو نبودى، مؤمنان پس از من شناخته نمى شدند؛ و به راستى كه پس از پيامبر، او امّت را از گمراهى به هدايت و از نابينايى به بصيرت رساند و اوست رشتهٔ محكم الهى و راه مستقيم او؛ هيچ كس در خويشاوندى و نزديكى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلّم به او نمى رسد و هيچ كس در دين بر او پيشى نگرفته است؛ و كسى نيست كه در يكى از اوصاف نيكويش

مَنٰاقِبِهِ يَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِمٰا وَآلِهِمٰا. وَيُقٰاتِلُ عَلَى التَّأْويلِ‌، وَلٰا تَأْخُذُهُ فِي اللّٰهِ لَوْمَةُ لٰائِمٍ‌، قَدْ وَتَرَ فيهِ صَنٰاديدَ الْعَرَبِ‌، وَقَتَلَ أَبْطٰالَهُمْ‌، وَنٰاوَشَ ذُؤْبٰانَهُمْ‌، فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقٰاداً بَدْرِيَّةً وَخَيْبَرِيَّةً وَحُنَيْنِيَّةً وَغَيْرَهُنَّ‌، فَأَضَبَّتْ عَلىٰ عَدٰاوَتِهِ‌، وَأَكَبَّتْ عَلىٰ مُنٰابَذَتِهِ حَتّٰى قَتَلَ النّٰاكِثينَ وَالْقٰاسِطينَ وَالْمٰارِقينَ‌. وَلَمّٰا قَضىٰ نَحْبَهُ وَقَتَلَهُ أَشْقَى الْآخِرينَ‌، يَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلينَ‌، لَمْ يُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فِي الْهٰادينَ بَعْدَ الْهٰادينَ‌، وَالْاُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلىٰ مَقْتِهِ‌، مُجْتَمِعَةٌ عَلىٰ قَطيعَةِ رَحِمِهِ‌، وَ إِقْصٰاءِ وُلْدِهِ إِلَّا الْقَليلَ مِمَّنْ وَفىٰ لِرِعٰايَةِ الْحَقِّ فيهِمْ‌. فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ‌، وَسُبِيَ مَنْ سُبِيَ‌، وَاُقْصِيَ مَنْ اُقْصِيَ‌، وَجَرَى الْقَضٰاءُ لَهُمْ بِمٰا يُرْجىٰ لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ‌، إِذْ كٰانَتِ الْأَرْضُ للّٰهِِ يُورِثُهٰا مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ‌، وَالْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ‌، وَسُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنْ كٰان

با او برابرى كند؛ زيرا او گام مى نهاد جاى پاى رسول خدا كه درود خدا بر آن دو و بر اهل بيت آن دو بزرگوار باد. و پيكار مى نمود براساس تأويل حقايق و مقاصد قرآن؛ و در راه رضاى خدا هيچ ملامتى، او را بازنمى داشت؛ به راستى كه بزرگان عرب را ترسانيد؛ و شجاعان آن ها را به خاك و خون كشيد و با گرگ صفتان آن ها مقابله كرد؛ به همين جهت دل هاى آن ها پر از كينه شد از جنگ هاى بدر، خيبر، حنين و ديگر جنگ ها. پس دشمنى او را در دل پنهان كردند و به اختلاف و درگيرى روى آوردند تا اين كه پيمان شكنان، ستمگران و از دين بيرون رفتگان را به درك واصل كرد. وقتى اجلش به سر آمد و شقى ترين آخرين (امّت) كه از شقى ترين اوّلين پيروى كرد، آن حضرت را شهيد كرد؛ فرمان رسول خدا-كه درود خدا بر او و آل او باد-دربارهٔ هدايت گران امّت، يكى پس از ديگرى، اطاعت نشد. مردم بر دشمنى با وى اصرار ورزيدند؛ جمع شدند تا نسل او را قطع كنند و اولاد او را تبعيد و آواره نمايند؛ جز اندكى كه در رعايت حقّ فرزندان رسول خدا، وفا نمودند. پس (بر اثر ظلم و بيداد) گروهى كشته شدند و گروه ديگرى اسير، جمعى دور از وطن، و حكم قضاوقدر الهى، بر آن ها جارى شد به چيزى كه اميد بهترين ثواب و پاداش از آن، مى رود. زيرا زمين از آن خداست و آن را به هر يك از بندگانش كه بخواهد، ارث مى دهد؛ و البتّه پايان نيكو از آن پرهيزكاران است. و منزّه است پروردگار ما؛ به راستى كه

وَعْدُ رَبِّنٰا لَمَفْعُولاً، وَلَنْ يُخْلِفَ اللّٰهُ وَعْدَهُ‌، وَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ‌. فَعَلَى الْأَطٰائِبِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِيٍّ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِمٰا وَآلِهِمٰا فَلْيَبْكِ الْبٰاكُونَ‌، وَ إِيّٰاهُمْ فَلْيَنْدُبِ النّٰادِبُونَ‌، وَلِمِثْلِهِمْ فَلْتُذْرَفِ الدُّمُوعُ‌، وَلْيَصْرُخِ الصّٰارِخُونَ‌، وَيَضِجَّ الضّٰاجُّونَ‌، وَيَعِجَّ الْعٰاجُّونَ‌. أَيْنَ الْحَسَنُ أَيْنَ الْحُسَيْنُ‌، أَيْنَ أَبْنٰاءُ الْحُسَيْنِ‌، صٰالِحٌ بَعْدَ صٰالِحٍ‌، وَصٰادِقٌ بَعْدَ صٰادِقٍ‌، أَيْنَ السَّبيلُ بَعْدَ السَّبيلِ‌، أَيْنَ الْخِيَرَةُ بَعْدَ الْخِيَرَةِ‌، أَيْنَ الشُّمُوسُ الطّٰالِعَةُ‌، أَيْنَ الْأَقْمٰارُ الْمُنيرَةُ‌، أَيْنَ الْأَنْجُمُ الزّٰاهِرَةُ‌، أَيْنَ أَعْلٰامُ الدّينِ وَقَوٰاعِدُ الْعِلْمِ‌. أَيْنَ بَقِيَّةُ اللّٰهِ الَّتي لٰاتَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهٰادِيَةِ‌، أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دٰابِرِ الظَّلَمَةِ‌، أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقٰامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ‌، أَيْنَ الْمُرْتَجىٰ لِإِزٰالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوٰانِ‌، أَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْديدِ الْفَرٰائِضِ وَالسُّنَنِ‌، أَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ لِإِعٰادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّريعَةِ‌، أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْيٰاء

وعدهٔ او انجام شده است و هرگز خلف وعده نمى كند، و او عزّت مند حكيم است. پس بر پاكيزگان از آل محمّد و على-درود خدا بر آن ها و اهل بيت آن ها-بايستى گريه كنندگان اشك بريزند و بر آنان زارى كنندگان زارى نمايند و براى امثال آن بزرگواران، بايد سرشك از ديدگان جارى شود و شيون كنندگان شيون از دل بركشند و ضجّه كنندگان فرياد بزنند و ناله كنندگان نالهٔ جانسوز سر دهند كه حسن كجاست؟ حسين كجاست؟ فرزندان حسين كجا هستند؟ كه هريك شايسته اى پس از شايستهٔ ديگر، و راست گويى بعد از راست گويى ديگر بودند؛ كجاست راه راست پس از راه راست ديگر؟ كجايند برگزيدگان يكى پس از ديگرى؟ خورشيدهاى تابان كجا هستند؟ ماه هاى فروزان كجايند؟ ستارگان درخشان كجايند؟ نشانه ها و راهنمايان دين و پايه هاى دانش كجايند؟ باقى ماندهٔ حجج الهى كجاست؟ كسى كه (جهان) از عترت هدايت گر خالى نخواهد بود. كجاست آن كه براى قطع دنبالهٔ ستمكاران آماده گشته است؟ كجاست آن كه انتظارش را مى كشند كه كج روى ها و انحرافات را از بين ببرد؟ كجاست كسى كه براى براندازى ظلم و بيدادگرى به او اميد است؟ كجاست آن ذخيرهٔ الهى براى تازه كردن واجبات و سنّت هاى الهى؟ كجاست آن منتخب براى بازگرداندن كيش و آيين؟ كجاست آن كه آرزو مى رود بيايد

الْكِتٰابِ وَحُدُودِهِ‌، أَيْنَ مُحْيي مَعٰالِمِ الدّينِ وَأَهْلِهِ‌. أَيْنَ قٰاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدينَ‌، أَيْنَ هٰادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَالنِّفٰاقِ‌، أَيْنَ مُبيدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَالْعِصْيٰانِ وَالطُّغْيٰانِ‌، أَيْنَ حٰاصِدُ فُرُوعِ الْغَيِّ وَالشِّقٰاقِ‌، أَيْنَ طٰامِسُ آثٰارِ الزَّيْغِ وَالْأَهْوٰاءِ‌. أَيْنَ قٰاطِعُ حَبٰائِلِ الْكِذْبِ وَالْإِفْتِرٰاءِ‌، أَيْنَ مُبيدُ الْعُتٰاةِ وَالْمَرَدَةِ‌، أَيْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنٰادِ وَالتَّضْليلِ وَالْإِلْحٰادِ، أَيْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِيٰاءِ وَمُذِلُّ الْأَعْدٰاءِ‌، أَيْنَ جٰامِعُ الْكَلِمَةِ عَلَى التَّقْوىٰ‌. أَيْنَ بٰابُ اللّٰهِ الَّذي مِنْهُ يُؤْتىٰ‌، أَيْنَ وَجْهُ اللّٰهِ الَّذي إِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الْأَوْلِيٰاءُ‌، أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الْأَرْضِ وَالسَّمٰاءِ‌، أَيْنَ صٰاحِبُ يَوْمِ الْفَتْحِ وَنٰاشِرُ رٰايَةِ الْهُدىٰ‌، أَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلٰاحِ وَالرِّضٰا. أَيْنَ الطّٰالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِيٰاءِ وَأَبْنٰاءِ الْأَنْبِيٰاءِ‌، أَيْنَ الطّٰالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلٰاءَ أَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلىٰ مَنِ اعْتَدىٰ عَلَيْهِ وَافْتَرىٰ‌، أَيْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذي يُجٰابُ إِذٰا

و قرآن و حدودش را زنده كند؟ كجاست زنده كنندهٔ نشانه هاى دين و اهل آن؟ كجاست او كه شوكت ستمكاران را درهم مى شكند؟ كجاست آن كه بنيادهاى شرك و نفاق را ويران مى كند؟ كجاست او كه فاسقان، نافرمانان و طغيان گران را به هلاكت مى كشاند؟ كجاست آن كه شاخه هاى گمراهى و بدبختى را درو مى كند؟ كجاست آن كه آثار انحراف و هواپرستى را محو مى نمايد؟ كجاست آن كه رشته هاى دروغ و افترا را قطع مى كند؟ كجاست نابودكنندهٔ سركشان و تمرّدكنندگان؟ كجاست آن كه ريشهٔ معاندان، گمراهان و كافران را بركند؟ كجاست آن كه دوستان را عزيز نمايد و دشمنان را خوار و ذليل؟ كجاست او كه اتّحاد كلمه براساس تقوا و پرهيزكارى فراهم آورد؟ كجاست درب ورودى به درگاه الهى كه از آن در وارد شوند؟ كجاست آن (چهره و) آئينهٔ تمام نماى خداوند كه دوستان به سوى او توجّه نمايند؟ كجاست آن كه وسيلهٔ پيوند بين زمين و آسمان است؟ كجاست صاحب روز ظفر و برافرازندهٔ پرچم هدايت؟ كجاست گردآورندهٔ پراكندگى هاى درست كارى و مصلحت و خشنودى؟ كجاست آن كه براى خون پيامبران و فرزندان آن ها خونخواهى مى كند؟ كجاست آن كه به دنبال انتقام خون شهيد كربلا است؟ كجاست آن كه بر هر ظالم تجاوزگر دروغگو، پيروزمند است؟ كجاست آن آقاى گرفتارى كه اگر

دَعٰا، أَيْنَ صَدْرُ الْخَلٰائِقِ ذُو الْبِرِّ وَالتَّقْوىٰ‌، أَيْنَ ابْنُ النَّبِيِّ الْمُصْطَفىٰ وَابْنُ عَلِيٍّ الْمُرْتَضىٰ وَابْنُ خَديجَةَ الْغَرّٰاءِ وَابْنُ فٰاطِمَةَ الْكُبْرىٰ‌. بِأَبي أَنْتَ وَاُمّي وَنَفْسي لَكَ الْوِقٰاءُ وَالْحِمىٰ‌، يَابْنَ السّٰادَةِ الْمُقَرَّبينَ‌، يَابْنَ النُّجَبٰاءِ الْأَكْرَمين، يَابْنَ الْهُدٰاةِ الْمَهْدِيّينَ‌، يَابْنَ الْخِيَرَةِ الْمُهَذَّبينَ‌، يَابْنَ الْغَطٰارِفَةِ الْأَنْجَبينَ‌، يَابْنَ الْأَطٰائِبِ الْمُطَهَّرينَ‌، يَابْنَ الْخَضٰارِمَةِ الْمُنْتَجَبينَ‌، يَابْنَ الْقَمٰاقِمَةِ الْأَكْرَمينَ‌. يَابْنَ الْبُدُورِ الْمُنيرَةِ‌، يَابْنَ السُّرُجِ الْمُضيئَةِ‌، يَابْنَ الشُّهُبِ الثّٰاقِبَةِ‌، يَابْنَ الْأَنْجُمِ الزّٰاهِرَةِ‌، يَابْنَ السُّبُلِ الْوٰاضِحَةِ‌، يَابْنَ الْأَعْلٰامِ اللّاٰئِحَةِ‌، يَابْنَ الْعُلُومِ الْكٰامِلَةِ‌، يَابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ‌، يَابْنَ الْمَعٰالِمِ الْمَأْثُورَةِ‌، يَابْنَ الْمُعْجِزٰاتِ الْمَوْجُودَةِ‌، يَابْنَ الدَّلٰائِلِ الْمَشْهُودَةِ‌، يَابْنَ الصِّرٰاطِ الْمُسْتَقيمِ‌، يَابْنَ النَّبَإِ الْعَظيمِ‌، يَابْنَ مَنْ هُوَ في اُمِّ الْكِتٰابِ لَدَى اللّٰهِ عَلِيٌّ حَكيمٌ‌. يَابْنَ الْآيٰاتِ وَالْبَيِّنٰات

دعا كند اجابت مى شود؟ كجاست آن صدرنشين عالم و صاحب تقوا و نيكوكارى؟ كجاست آن فرزند پيامبر مصطفى و فرزند علىّ مرتضى و فرزند خديجه آن صاحب سيماى نورانى و فرزند فاطمهٔ كبرى؟ پدر و مادرم فداى تو باد و جانم بلاگردان و سپر و حامى تو باشد اى فرزند سروران مقرّب؛ اى فرزند انسان هاى اصيل و نجيب و بزرگوار؛ اى فرزند هدايت گران هدايت شده؛ اى فرزند برگزيدگان مهذّب (خودساخته) ؛ اى فرزند سروران شرافتمند؛ اى فرزند نيكوترين پاكان؛ اى فرزند آقايان بسيار بخشنده، همانند درياهاى پرجود؛ اى فرزند مهتران سخاوتمند گرامى؛ اى فرزند ماه هاى تابان؛ اى فرزند چراغ هاى تابان؛ اى فرزند شهاب هاى تابنده؛ اى فرزند اختران فروزان؛ اى فرزند راه هاى روشن؛ اى فرزند نشانه هاى آشكار؛ اى فرزند دانش هاى كامل خداوندى؛ اى فرزند سنن و روش هاى پسنديدهٔ مشهور (آسمانى) ؛ اى فرزند نشانه هاى برجاى مانده؛ اى فرزند معجزات پايان نيافته و موجود، اى فرزند دليل هاى ديده شده؛ اى فرزند راه راست؛ اى فرزند خبر بزرگ؛ اى فرزند كسى كه در امّ الكتاب، نزد خداوند، بلندمرتبه و حكيم است. اى فرزند نشانه ها و بيّنات (حجّت هاى آشكار خداوند) ،

يَابْنَ الدَّلٰائِلِ الظّٰاهِرٰاتِ‌، يَابْنَ الْبَرٰاهينِ الْوٰاضِحٰاتِ الْبٰاهِرٰاتِ‌، يَابْنَ الْحُجَجِ الْبٰالِغٰاتِ‌، يَابْنَ النِّعَمِ السّٰابِغٰاتِ‌، يَابْنَ طٰهٰ وَالْمُحْكَمٰاتِ‌، يَابْنَ يٰس وَالذّٰارِيٰاتِ‌، يَابْنَ الطُّورِ وَالْعٰادِيٰاتِ‌، يَابْنَ مَنْ دَنىٰ فَتَدَلّٰى فَكٰانَ قاٰبَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنىٰ دُنُوّاً وَاقْتِرٰاباً مِنَ الْعَلِيِّ الْأَعْلىٰ‌. لَيْتَ شِعْري أَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوىٰ‌، بَلْ أَيُّ أَرْضٍ تُقِلُّكَ أَوْ ثَرىٰ‌، أَبِرَضْوىٰ أَوْ غَيْرِهٰا أَمْ ذي طُوىٰ‌، عَزيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَلٰاتُرىٰ‌، وَلٰا أَسْمَعَ لَكَ حَسيساً وَلٰا نَجْوىٰ‌، عَزيزٌ عَلَيَّ أَنْ تُحيطَ بِكَ دُونِيَ الْبَلْوىٰ وَلٰايَنٰالَكَ مِنّي ضَجيجٌ وَلٰا شَكْوىٰ‌. بِنَفْسي أَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنّٰا، بِنَفْسي أَنْتَ مِنْ نٰازِحٍ مٰا نَزَحَ عَنّٰا، بِنَفْسي أَنْتَ اُمْنِيَّةُ شٰائِقٍ يَتَمَنّٰى، مِنْ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ ذَكَرٰا فَحَنّٰا، بِنَفْسي أَنْتَ مِنْ عَقيدِ عِزٍّ لٰا يُسٰامىٰ‌، بِنَفْسي أَنْتَ مِنْ أَثيلِ مَجْدٍ لٰايُجٰارىٰ‌، بِنَفْسي أَنْتَ مِنْ تِلٰادِ نِعَم

اى فرزند دلايل آشكارا، اى فرزند برهان هاى نمايان و روشن، اى فرزند حجّت هاى رسا، اى فرزند نعمت هاى فراوان و فراخ، اى فرزند طه و آيات محكم قرآن، اى فرزند ياسين و ذاريات، اى فرزند طور و عاديات؛ اى فرزند آن كه در شب معراج نزديك شد و درآويخت (به مقام قرب حق تعالى) به اندازهٔ فاصلهٔ دو سر كمان و يا نزديك تر، نزديك به خداى علىّ اعلى. اى كاش مى دانستم كجا اقامت گزيده اى؛ بلكه كدام سرزمين يا منطقه اى اقامت دارى؛ آيا در كوه رضوى هستى يا غير آن؟ يا در ذى طوى هستى؟ بسيار بر من سخت است كه همه را مى بينم و تو ديده نمى شوى؛ و از تو هيچ صدا و هيچ رازى را نشنوم؛ بر من گران است كه تو تنها در بلا گرفتار باشى و از من هيچ ناله و شكايتى به تو نرسد. جانم فدايت تو حقيقت پنهانى هستى كه از ميان ما بيرون نيستى؛ جانم فدايت گرچه از نظرم دورى ولى از ما جدا نيستى؛ جانم فدايت تو آرمان و آرزوى هر مرد و زن مشتاق مؤمن هستى كه آرزويت كنند و به يادت ناله سر دهند. جانم فدايت تو آن سرشتهٔ عزّتى هستى كه هم طراز از برايت نتوان يافت؛ جانم فدايت تو از اركان مجد و شرف و بزرگوارى هستى كه هم قطارى ندارى؛ جانم فدايت تو از نعمت هاى ديرين خدايى

لٰاتُضٰاهىٰ‌، بِنَفْسي أَنْتَ مِنْ نَصيفِ شَرَفٍ لٰايُسٰاوىٰ‌. إِلىٰ مَتىٰ أَحٰارُ فيكَ يٰا مَوْلٰايَ‌، وَ إِلىٰ مَتٰى وَأَيَّ خِطٰابٍ أَصِفُ فيكَ وَأَيَّ نَجْوىٰ‌، عَزيزٌ عَلَيَّ أَنْ اُجٰابَ دُونَكَ وَاُنٰاغىٰ‌، عَزيزٌ عَلَيَّ أَنْ أَبْكِيَكَ وَيَخْذُلَكَ الْوَرىٰ‌، عَزيزٌ عَلَيَّ أَنْ يَجْرِيَ عَلَيْكَ دُونَهُمْ مٰا جَرىٰ‌. هَلْ مِنْ مُعينٍ فَاُطيلَ مَعَهُ الْعَويلَ وَالْبُكٰاءَ‌، هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَاُساٰعِدَ جَزَعَهُ إِذٰا خَلٰا، هَلْ قَذِيَتْ عَيْنٌ فَساٰعَدَتْهٰا عَيْني عَلَى الْقَذىٰ‌، هَلْ إِلَيْكَ يَابْنَ أَحْمَدَ سَبيلٌ فَتُلْقىٰ‌، هَلْ يَتَّصِلُ يَوْمُنٰا مِنْكَ بِغَدِهِ بِعِدَةٍ فَنَحْظىٰ‌. مَتىٰ نَرِدُ مَنٰاهِلَكَ الرَّوِيَّةَ فَنَرْوىٰ‌، مَتىٰ نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ ماٰئِكَ فَقَدْ طاٰلَ الصَّدىٰ‌، مَتىٰ نُغٰاديكَ وَنُرٰاوِحُكَ فَنُقِرَّ عَيْناً، مَتىٰ تَرٰانٰا وَنَرٰاكَ وَقدْ نَشَرْتَ لِوٰاءَ النَّصْرِ تُرىٰ‌. أَتَرٰانٰا نَحُفُّ بِكَ وَأَنْتَ تَاُمُّ الْمَلَأَ وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً، وَأَذَقْتَ أَعْدٰائَكَ هَوٰاناً وَعِقٰاباً، وَأَبَرْتَ الْعُتٰاةَ وَجَحَدَةَ الْحَقِّ‌، وَقَطَعْت

هستى كه مانندى نخواهد داشت؛ جانم فدايت، تو از خاندان شرافتى هستى كه كسى با تو برابرى ندارد. تا كى سرگردان تو باشم اى مولاى من؟ و تا كى و با چه گفتارى به ستايش تو بپردازم؟ و چگونه راز دل بگويم؟ بر من بسى گران است كه غير تو پاسخم را بدهد و سخنان فريبنده و خوش آيند برايم بگويد؛ بسى مشكل است بر من كه بر دورى تو بگريم و مردم تو را واگذارند؛ گران است بر من كه آن چه (از مشكلات) مى گذرد، بر تو بگذرد و بر غير تو نگذرد. آيا كسى هست كه مرا كمك كند تا همراه با او ناله و شيون طولانى سر دهم؟ آيا كسى هست كه بسيار جزع و زارى كند و من هم در تنهايى او با زارى و گريه ياريش نمايم؟ آيا چشمى خار و خاشاك رفته است تا چشم من در اشك ريختن با او همدم شود؟ اى زادهٔ احمد؛ آيا به سوى تو راهى است كه بتوان تو را ملاقات نمود؟ آيا روز جدايى ما به فردايى مى رسد كه روز وصال و بهره مندى از جمال مقدّست باشد؟ كى مى شود كه بر چشمه هاى سيراب كننده ات درآييم و سيراب گرديم؟ كى مى شود كه از آب زلال و گوارايت بنوشيم كه به راستى تشنگى طولانى شد؟ كى مى شود كه با تو صبح و شام كنيم و چشم مان روشن گردد؟ كى رسد آن وقت كه تو ما را ببينى و ما تو را؛ درحالى كه پرچم نصر و ظفرت را گسترده باشى؟ آيا خواهى ديد ما را كه بر گرد تو حلقه زده ايم و تو بر مردم امامت كنى درحالى كه زمين را پر از عدل و داد كرده اى، و به دشمنانت خوارى و عقوبت را چشانده باشى و سركشان و منكران حق را هلاك كرده باشى، و

دٰابِرَ الْمُتَكَبِّرينَ‌، وَاجْتَثَثْتَ اُصُولَ الظّٰالِمينَ‌، وَنَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ للّٰهِِ رَبِّ الْعٰالَمينَ‌. أَللّٰهُمَّ أَنْتَ كَشّٰافُ الْكُرَبِ وَالْبَلْوىٰ‌، وَ إِلَيْكَ أَسْتَعْدي فَعِنْدَكَ الْعَدْوىٰ‌، وَأَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَالدُّنْيٰا، فَأَغِثْ يٰا غِيٰاثَ الْمُسْتَغيثينَ عُبَيْدَكَ الْمُبْتَلىٰ‌، وَأَرِهِ سَيِّدَهُ يٰا شَديدَ الْقُوىٰ‌، وَأَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسىٰ وَالْجَوىٰ‌، وَبَرِّدْ غَليلَهُ يٰا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ‌، وَمَنْ‌ إِلَيْهِ الرُّجْعىٰ وَالْمُنْتَهىٰ‌. أَللّٰهُمَّ وَنَحْنُ عَبيدُكُ التّٰائِقُونَ إِلىٰ وَلِيِّكَ الْمُذَكِّرِ بِكَ وَبِنَبِيِّكَ‌، خَلَقْتَهُ لَنٰا عِصْمَةً وَمَلٰاذاً، وَأَقَمْتَهُ لَنٰا قِوٰاماً وَمَعٰاذاً، وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنينَ مِنّٰا إِمٰاماً، فَبَلِّغْهُ مِنّٰا تَحِيَّةً وَسَلٰاماً، وَزِدْنٰا بِذٰلِكَ يٰا رَبِّ إِكْرٰاماً، وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنٰا مُسْتَقَرّاً وَمُقٰاماً، وَأَتْمِمْ نِعْمَتَكَ بِتَقْديمِكَ إِيّٰاهُ أَمٰامَنٰا، حَتّٰى تُورِدَنٰا جِنٰانَكَ وَمُرٰافَقَةَ الشُّهَدٰاءِ مِنْ خُلَصٰائِكَ‌. أَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ حُجَّتِكَ وَوَلِيِّ أَمْرِكَ‌، وَصَلِّ عَلىٰ جَدِّهِ مُحَمَّدٍ رَسُولِكَ السَّيِّد

ريشهٔ متكبّران را قطع نموده و اساس ستم كاران را از بيخ وبن بركنده باشى و ما آن موقع مى گوييم: سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است؟ بارخدايا؛ تو برطرف كنندهٔ غم و اندوه و بلاها هستى و به درگاه تو درد دل و تو را به فرياد مى طلبم كه يارى رساندن براى انتقام گرفتن از ظالم نزد توست، و تو پروردگار دنيا و آخرت هستى؛ پس درياب اى فريادرس فريادخواهان؛ بندهٔ كوچك گرفتار خود را؛ و آقايش را نشانش ده اى نيرومند بسيار مقتدر؛ و به اين وسيله غم و اندوه و درد سينه اش را از بين ببر و سوز عشقش را آرام كن؛ اى كسى كه بر عرش مسلّط هستى و بازگشت و پايان كارها به سوى اوست. خدايا؛ ما بندگان توئيم كه شيفتهٔ ولىّ تو هستيم؛ او كه يادآور تو و پيامبرت است، و تو او را براى حفظ و نگه دارى ما و پناه ما آفريدى، و او را برپا داشتى تا پشتيبان و پناهگاه ما باشد و او را براى مؤمنان از ما، پيشوا قرار دادى؛ پس سلام و تحيّت ما را به او برسان، و به وسيلهٔ آن، بر كرامت ما بيفزا؛ اى پروردگار ما؛ و جايگاه او را جايگاه و منزلگاه ما قرار ده، و با مقدّم داشتن او را پيشاپيش ما، نعمتت را بر ما كامل گردان تا ما را به بهشت خود وارد نمايى و هم نشين شهيدان مخلصت قرار دهى. خدايا؛ بر حجّت و ولىّ امرت درود فرست؛ و درود بفرست بر محمّد جدّ او، پيامبرت، آن بزرگوارترين

الْأَكْبَرِ، وَصَلِّ عَلىٰ أَبيهِ السَّيِّدِ الْقَسْوَرِ، وَحٰامِلِ اللِّوٰاءِ فِي الْمَحْشَرِ، وَساٰقي أَوْلِيٰائِهِ مِنْ نَهْرِ الْكَوْثَرِ، وَالْأَميرِ عَلىٰ سٰائِرِ الْبَشَرِ، اَلَّذي مَنْ آمَنَ بِهِ فَقَدْ ظَفَرَ وَشَكَرَ، وَمَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِهِ فَقَدْ خَطَرَ وَكَفَرَ، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَعَلىٰ أَخيهِ وَعَلىٰ نَجْلِهِمَا الْمَيٰامينِ الْغُرَرِ، مٰا طَلَعَتْ شَمْسٌ وَمٰا أَضٰاءَ قَمَرٌ. 1 وَعَلىٰ جَدَّتِهِ الصِّدّيقَةِ الْكُبْرىٰ‌، فٰاطِمَةَ الزَّهْرٰاءِ بِنْتِ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفىٰ‌، وَعَلىٰ مَنِ اصْطَفَيْتَ مِنْ آبٰائِهِ الْبَرَرَةِ‌، وَعَليْهِ أَفْضَلَ وَأَكْمَلَ وَأَتَمَّ وَأَدْوَمَ وَأَكْثَرَ وَأَوْفَرَ مٰا صَلَّيْتَ عَلىٰ أَحَدٍ مِنْ أَصْفِيٰائِكَ‌، وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ‌، وَصَلِّ عَلَيْهِ صَلٰاةً لٰاغٰايَةَ لِعَدَدِهٰا، وَلٰا نِهٰايَةَ لِمَدَدِهٰا، وَلٰا نَفٰادَ لِأَمَدِهٰا. أَللّٰهُمَّ وَأَقِمْ بِهِ الْحَقَّ‌، وَأَدْحِضْ بِهِ الْبٰاطِل

آقا؛ و بر پدرش على، آقاى دلير و سلحشور و شجاع، و برپادارندهٔ پرچم در صحراى محشر؛ و سيراب كنندهٔ دوست دارانش از نهر كوثر؛ و فرمان روا بر تمام بشر؛ كه هركس بدو ايمان آورد، پيروزمند و سرافراز گشته است و آن كه ايمان نياورد، به خطر بزرگ و كفر افتد. درود خدا بر او و بر برادرش و بر فرزندان شان كه نيك بختان و بزرگوارند. مادامى كه خورشيد مى تابد و ماه نور مى افشاند. و درود بر مادربزرگ او، صدّيقهٔ كبرى، فاطمهٔ زهرا دختر محمّد مصطفى؛ و بر آنان كه تو برگزيدى از پدران نيكوكارش؛ و بر او بهترين، كامل ترين، تمام ترين، بادوام ترين، بيشترين، و فراوان ترين درود و رحمتى كه بر هريك از برگزيدگان و نيكان از بندگانت فرستادى نثار باد. و بر او درود فرست؛ درودى كه بى شمار و پايان ناپذير و بى انتهاست و مدّتش پايان ندارد. خدايا؛ حق را به وسيلهٔ او برپا دار و باطل را به وسيلهٔ او نابود كن

وأَدِلْ بِهِ أَوْلِيٰائَكَ‌، وَأَذْلِلْ بِهِ أَعْدٰاءَكَ‌، وَصِلِ اللّٰهُمَّ بَيْنَنٰا وَبَيْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدّي إِلىٰ مُرٰافَقَةِ سَلَفِهِ‌، وَاجْعَلْنٰا مِمَّنْ يَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ‌، وَيَمْكُثُ في ظِلِّهِمْ‌، وَأَعِنّٰا عَلىٰ تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ إِلَيْهِ‌، وَالْإِجْتِهٰادِ في طٰاعَتِهِ‌، وَاجْتِنٰابِ مَعْصِيَتِهِ‌. وَامْنُنْ عَلَيْنٰا بِرِضٰاهُ‌، وَهَبْ لَنٰا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ‌، وَدُعٰاءَهُ وَخَيْرَهُ‌، مٰا نَنٰالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِكَ‌، وَفَوْزاً عِنْدَكَ‌، وَاجْعَلْ صَلٰاتَنٰا بِهِ مَقْبُولَةً‌، وَذُنُوبَنٰا بِهِ مَغْفُورَةً‌، وَدُعٰاءَنٰا بِهِ مُسْتَجٰاباً، وَاجْعَلْ أَرْزٰاقَنٰا بِهِ مَبْسُوطَةً‌، وَهُمُومَنٰا بِهِ مَكْفِيَّةً‌، وَحَوٰائِجَنٰا بِهِ مَقْضِيَّةً‌، وَأَقْبِلْ إِلَيْنٰا بِوَجْهِكَ الْكَريمِ‌. وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنٰا إِلَيْكَ‌، وَانْظُرْ إِلَيْنٰا نَظْرَةً رَحيمَةً نَسْتَكْمِلُ بِهَا الْكَرٰامَةَ عِنْدَكَ‌، ثُمَّ لٰاتَصْرِفْهٰا عَنّٰا بِجُودِكَ‌، وَاسْقِنٰا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ‌، بِكَأْسِهِ وَبِيَدِهِ رَيّاً رَوِيّاً، هَنيئاً سٰائِغاً، لٰاظَمَأَ بَعْدَهُ‌، يٰا أَرْحَمَ الرّٰاحِمين

و دوستانت را توسّط او چيره گردان و دشمنانت را به وسيلهٔ او خوار و ذليل نما. خداى من؛ بين ما و او پيوندى برقرار كن كه به همنشينى با پيشينيان پاك او منتهى گردد و ما را از كسانى قرار بده كه به دامان آنان چنگ زده اند و در سايهٔ آنان زندگى مى كنند. و ما را يارى كن در ادا كردن حقوقش به او، و كوشش كردن در اطاعت از او، و دورى كردن از نافرمانى او، و بر ما منّت بگذار به خشنودى او و مهر و رحمت و دعا و خيرش را بر ما ارزانى دار تا بدين وسيله به رحمت واسعهٔ تو دست يابيم و نزد تو به كاميابى نايل شويم؛ و قرار بده نماز ما را به واسطهٔ او قبول شده، و گناهان ما را به واسطهٔ او آمرزيده شده و دعاهاى ما را به واسطهٔ او مستجاب شده، و روزى هاى ما را به وسيلهٔ او وسعت داده شده، و اندوه هاى ما را به واسطهٔ او برطرف شده؛ و حوايج ما را توسّط او برآورده شده، و با چهرهٔ كريمانه ات به ما توجّه كن و روى آور. و تقرّب و توسّل ما را به درگاهت پذيرا باش، و به ما نظر رحمتى بفرما كه به واسطهٔ آن، كرامت نزد تو را به كمال رسانيم. سپس با بخشش و بزرگواريت نظر لطف خود را از ما بازمگير و از حوض جدّش-كه درود خدا بر او و آل او باد-سيرابمان ساز با جام و كاسهٔ او و به دست او؛ سيراب كردنى كامل و گوارا و خوش كه پس از آن تشنگى نباشد؛ اى مهربان ترين مهربانان؛