آداب دعا

حال كه اهميّت دعا كردن و آثار شگفت آور آن با اين گفتار روشن گرديد و نيز اين مطلب فهميده شد كه اگر دعاكننده آداب دعا را مراعات كند به حاجت خود مى رسد، به بيان آداب دعا مى پردازيم:

در كتاب «المختار من كلمات الإمام المهدي عليه السّلام» نقل كرده است:

«آداب دعا را رعايت كنيد و بنگريد چه كسى را مى خوانيد؟ و چگونه و براى چه دعا مى كنيد؟ و در مورد آنچه سئوال و درخواست مى كنيد تفكّر و تأمّل كنيد كه چه

چيزى درخواست مى كنيد، چه مقدار و براى چه آن را مى طلبيد؟

به راستى كه دعا طلب اجابت تمام خواسته هاى شما براى حضرت حق، و خالص شدن روح و روان در مشاهدهٔ پروردگار است. همانا دعا، برداشتن همهٔ اختيارات از خود و تسليم همهٔ امور باطنى و ظاهرى به خداى قادر متعال است. حال اگر شرط دعا را بجا نياورديد نبايد منتظر اجابت آن باشيد؛ همانا خداوند پنهان و آشكار را مى داند پس شايد خدا را به چيزى مى خوانيد كه خداوند از درون شما خلاف آن را مى داند.

بدانيد كه اگر خدا ما را به دعا امر نمى كرد و ما خدا را با اخلاص مى خوانديم، خداوند با اجابت خود به ما تفضّل مى كرد، پس حالا كه به دعا امر نموده و ضامن شده اجابت را براى كسى كه با شرايط آن خدا را بخواند، چگونه خواهد بود؟»

سپس مى گويد: «آداب دعا عبارتند از:

حضرت رسول صلّى اللّه عليه و اله فرمود:

لا يردّ دعاء أوّله «بسم اللّٰه الرّحمن الرّحيم

دعايى كه با «بسم اللّه الرحمن الرحيم» شروع شود، رد نمى شود.

مولاى ما حضرت امام صادق عليه السّلام فرموده است:

كلّ دعاء لا يكون قبله تحميد فهو أبتر

هر دعايى كه قبل از آن حمد و سپاس خداوند نباشد، ناقص است و نتيجه ندارد. در نامهٔ امير المؤمنين عليه السّلام وارد شده است:

اوّل ستايش و بعد درخواست كردن و طلب نمودن از خداوند. بنابراين، هنگامى كه خداى عزّ و جلّ را خواندى او را حمد و ثنا بگو و ستايش كن و تمجيد نما.

راوى مى گويد: گفتم: چگونه او را تمجيد كنم؟

فرمود: مى‌گويى

يٰا مَنْ أَقْرَبُ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ، يٰا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ‌، يٰا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلىٰ‌، يٰا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‌ء

اى كسى كه از رگ گردن به من نزديك ترى؛ اى كسى كه ميان انسان و قلبش حايل مى شوى؛ اى كسى كه در چشم انداز بلندى هستى؛ اى كسى كه هيچ چيزى مانند تو نيست.

پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مى فرمايد:

صلاتكم عليّ إجابة لدعائكم، وزكاة لأعمالكم

صلوات فرستادن شما بر من، هم باعث اجابت دعاهاى تان است و هم سبب پاكى اعمالتان مى گردد.

مولاى ما امام صادق عليه السلام فرمود

لايزال الدعاء محجوباً حتّى يصلّي على محمّد وآل محمّد

دعا پيوسته در حجاب است تا اينكه بر محمّد و آل محمّد عليهم السّلام صلوات فرستاده شود.

و نيز فرموده اند:

من كانت له إلى اللّٰه عزّوجلّ حاجة فليبدأ بالصلاة على محمّد وآله، ثمّ يسأله حاجته، ثمّ يختم بالصلاة على محمّد وآل محمّد، فإنّ اللّٰه أكرم من أن يقبل الطرفين ويدع الوسط، إذا كانت الصلاة على محمّد وآل محمّد لاتحجب عنه

هركسى كه حاجتى از خداوند بخواهد، بايد با صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السّلام آغاز كند، سپس حاجتش را بخواهد و آن را با صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السّلام به پايان برساند؛ زيرا خداوند بزرگوارتر از آنست كه ابتدا و انتهاى دعا را قبول كند؛

ولى وسط آن را رها كند و قبول ننمايد، زمانى كه بر محمّد و آل محمّد عليهم السّلام صلوات فرستاده شود از او محجوب نمى شود.

. مولاى ما امام كاظم عليه السّلام فرمود:

زمانى كه حاجتى از خدا داشتى بگو:

أَللّٰهُمَّ إِنّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَعَلِيٍّ‌، فَإِنَّ لَهُمٰا عِنْدَكَ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ‌، وَقَدْراً مِنَ الْقَدْرِ، فَبِحَقِّ ذٰلِكَ الشَّأْنِ وَبِحَقِّ ذٰلِكَ الْقَدْرِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تَفْعَلَ بي كَذٰا وَكَذٰا

خدايا؛ من از تو درخواست مى كنم به حقّ محمّد و على، زيرا كه آن دو بزرگوار در پيشگاه تو شأن و منزلتى و قدر و ارزشى دارند. پس به آن شأن و مقامى كه نزد تو دارند بر ايشان صلوات بفرست و اين خواسته را براى من انجام بده.

به درستى هنگامى كه روز قيامت فرارسد هيچ فرشتهٔ مقرّبى و هيچ پيامبر مرسلى و هيچ مؤمن آزموده شده اى باقى نمى ماند مگر اينكه در آن روز محتاج به شفاعت اين دو بزرگوار باشند.

و براى اين كه حاجت ها برآورده شود و به خواستهٔ خود برسيم، به ناچار بايد به پيشگاه خداوند عزّ و جلّ وسيله اى را تقديم كنيم. به تحقيق كه خداوند ما را به اين امر دستور داده و فرموده است: وَ اِبْتَغُوا إِلَيْهِ اَلْوَسِيلَةَ ؛ «به سوى او وسيله اى بجوييد» ، و هيچ وسيله اى مقرّب تر و ارزشمندتر از محمّد و آل محمّد صلّى اللّه عليهم و سلّم نيست و آن، شفاعت است.

در زيارت جامعهٔ كبيره آمده است:

أَللّٰهُمَّ إِنّي لَوْ وَجَدْتُ شُفَعٰاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيٰارِ، اَلْأَئِمَّةِ الْأَبْرٰارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعٰائي

خدايا؛ هر آينه اگر من شفيعانى مقرّب تر و آبرومندتر از محمّد و اهل بيت نيكوكردار و بزرگوارش كه پيشوايان خير خواهند نزد تو پيدا مى كردم آنها را شفيع خود قرار مى دادم. . .

از سويى نصّ صريح روايات دلالت مى كند كه «وسيله» ، همان ائمّه عليهم السّلام هستند و اين منافاتى ندارد با اين كه ما «وسيله» را به نردبان و يا غير آن تفسير كنيم. (چون منظور از نردبان در اينجا وسيلهٔ ترقّى و پيشرفت است) .

در روايتى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله آمده است:

هم العروة الوثقى والوسيلة إلى اللّٰه

آنان-يعنى اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام-دست آويز محكم و قابل اطمينان و وسيله هستند به سوى پروردگار.

سپس اين آيه را قرائت فرمودند:

يٰا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَة

اى ايمان آورندگان؛ تقواى الهى پيشه كنيد و به سوى او وسيله اى جستجو كنيد.

شايد دو صفت ايمان و تقوا شرط لازم براى به دست آوردن وسيله به سوى خداوند متعال باشد، همان طور كه وسيله بدون اين دو سودى ندارد.

بنابراين، هنگامى كه اين دو صفت جمع شدند، وسيله سود مى بخشد؛ چون ولايت وجود نخواهد داشت مگر با ايمان و تقوا.

در روايتى كه از مولاى ما امام صادق عليه السّلام نقل شده، مى فرمايد:

إنّما هي المدحة، ثمّ الإقرار بالذنب ثمّ المسألة، واللّٰه ما خرج عبد من ذنب إلّابالإقرار

به درستى كه دعا عبارت است از ثناى خدا و بعد اقرار به گناه و بعد از آن سئوال و درخواست. به خدا قسم هيچ بنده اى از گناه خارج نمى شود مگر با اقرار به گناهش (نزد خداى متعال) .

باشد

. همان طور كه امام صادق عليه السّلام فرمودند:

إنّ اللّٰه لايستجيب دعاء بظهر قلب ساه، فإذا دعوت فأقبل بقلبك، ثمّ استيقن الإجابة

خداوند دعاى شخص غافل را اجابت نمى كند. بنابراين، زمانى كه دعا كردى، با توجّه و حضور قلب دعا كن، سپس به اجابت آن يقين داشته باش.

چون غافل، در حقيقت دعاكننده نيست و دعا واقع نمى شود مگر با توجّه قلب به سوى كسى كه خوانده مى شود.

چون دعاى صالح از عمل صالح و درست است، و چگونه صلاح و درستى با حرام و ناپاكى جمع خواهد شد؟ اين سخن خداوند تبارك و تعالى: يا أَيُّهَا اَلرُّسُلُ كُلُوا مِنَ اَلطَّيِّباتِ وَ اِعْمَلُوا صالِحاً ؛ «اى فرستادگان الهى؛ از پاكيزه ها بخوريد و عمل صالح و شايسته انجام دهيد» ، دلالت مى كند بر ارتباط تنگاتنگ بين عمل صالح و خوراك حلال و پاك.

رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله مى فرمايد:

من أحبّ أن يستجاب دعاؤه فليطيّب مطعمه ومكسبه

كسى كه دوست دارد دعايش اجابت شود بايد خوراك و كسب و كارش حلال باشد.

در حديث ديگرى آمده است:

طهّر مأكلك، ولا تدخل في بطنك الحرام

طعام و خوراكت را پاك كن، و در شكم خود حرام را داخل نكن.

در حديث ديگرى آمده است:

أطب كسبك تستجاب دعوتك، فإنّ الرجل يرفع اللقمة إلى فيه حراماً فما تستجاب له أربعين يوما

كسب وكار و درآمد خود را پاك كن تا دعايت اجابت شود؛ همانا شخصى كه لقمهٔ حرامى را در دهانش مى برد تا چهل روز دعايش به اجابت نمى رسد.

در حديث قدسى آمده است

فمنك الدعاء وعليّ الإجابة، فلاتحجب عنّي دعوة إلّادعوة آكل الحرام

از تو دعا كردن و از من اجابت آن؛ هيچ دعايى از من محجوب نمى شود مگر دعاى كسى كه حرام مى خورد.

مولاى ما امام صادق عليه السّلام مى فرمايد:

من سرّه أن يستجاب دعاؤه فليطيّب كسبه

كسى كه دوست دارد دعايش به اجابت رسد، بايد كسب وكار و درآمد خود را پاك كند.

در روايت ديگرى مى فرمايد:

إذا أراد أحدكم أن يستجاب له فليطيّب كسبه، وليخرج من مظالم الناس، وإنّ اللّٰه لا يرفع دعاء عبد وفي بطنه حرام، أو عنده مظلمة لأحد من خلقه

زمانى كه يكى از شما بخواهد دعايش اجابت شود بايد كسب وكارش را پاك كند و حقّ مردم در گردنش نباشد؛ چون خداوند دعاى بنده اى را كه در شكمش غذاى حرام باشد، و حقّ احدى از مردم بر گردن او باشد، بالا نمى برد.

مولاى ما امام صادق عليه السّلام فرمودند:

إنّ اللّٰه عزّوجلّ يقول: وعزّتي وجلالي لا اُجيب دعوة مظلوم دعاني في مظلمة ظلمها، ولأحد عنده مثل تلك المظلمة

به راستى خداوند متعال مى فرمايد: به عزّت و جلالم سوگند، دعاى مظلومى را كه به او ظلم شده و مرا در مورد آن مى خواند درحالى كه خودش همان ظلم را در حق ديگرى كرده است، هرگز اجابت نمى كنم.

و مولاى ما امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند:

إنّ اللّٰه أوحى إلى عيسى بن مريم: قل للملإ من بني اسرائيل:... إنّي غير مستجيب لأحد منكم دعوة ولأحد من خلقي قبله مظلمة

خداوند به عيسى بن مريم وحى فرستاد: به همهٔ بنى اسرائيل بگو: . . . من دعاى يكى از شما را درحالى كه براى يكى از بندگانم در گردن او حقّى باشد، اجابت نمى كنم.

امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد

إنّ العبد يسأل الحاجة فيكون من شأنه قضاؤها إلى أجل قريب، أو إلى وقت بطيء فيذنب العبد ذنباً، فيقول اللّٰه تبارك وتعالى للملك: لاتقض حاجته وأحرمه إيّاها، فإنّه تعرّض لسخطي واستوجب الحرمان منّي

همانا بنده اى حاجتى را از خدا طلب مى كند و امكان دارد حاجتش زود برآورده شود يا به تأخير بيفتد؛ در اين هنگام، بنده گناهى انجام مى دهد كه خداوند تبارك و تعالى به ملك دستور مى دهد: حاجتش را برآورده مكن و او را از آن محروم گردان چون او خود را در معرض غضب من قرار داده و موجب محروميّت از من شده است.

مقصود از آن، طلب يقين است به اين كه خداوند خلف وعده نمى كند؛ زيرا در

كلام خود به دعا امر كرده و مستجاب شدن آن را تضمين نموده است: اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ؛ «مرا بخوانيد، تا اجابت كنم شما را» ، و خداوند خلف وعده نمى كند؛ همان گونه كه در قرآن به آن تصريح كرده است:

وَعْدَ اللّٰهِ لٰايُخْلِفُ اللّٰهُ وَعْدَهُ وَلٰكِنَّ أَكْثَرَ النّٰاسِ لٰايَعْلَمُون

اين وعدهٔ خداوند است؛ خداوند خلاف وعده اش رفتار نمى كند؛ ولى بيشتر مردم نمى دانند.

خداوند چگونه خلف وعده كند درحالى كه بى نياز، توانا، بسيار رحم كننده، مهربان و بزرگوار است؟ در حديث آمده است:

فإذا دعوت فأقبل بقلبك، ثمّ استيقن الإجابة

زمانى كه دعا مى كنى، با تمام وجود خدا را بخوان، سپس يقين به اجابت داشته باش.

علاّمهٔ مجلسى رحمه اللّه اين مورد را از آداب دعا شمرده و فرموده است: در وحى قديم چنين آمده است:

لاتملّ من الدّعاء، فإنّي لا أملّ من الإجابة

از دعا كردن خسته مشو؛ زيرا من از اجابت خسته نمى شوم.

عبد العزيز طويل از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است:

إنّ العبد إذا دعا لم يزل اللّٰه في حاجته ما لم يستعجل

همانا بنده وقتى دعا مى كند، خداوند پيوسته در برآوردن حاجتش مى باشد مادامى كه شتابزدگى نكند.

همچنين از آن حضرت روايت شده است:

إنّ العبد إذا عجّل فقام لحاجته، يقول اللّٰه تعالى: استعجل عبدي أتراه يظنّ أنّ حوائجه بيد غيري

بنده وقتى عجله داشته باشد و برآوردن حاجتش را به سرعت بخواهد، خداوند مى فرمايد: بنده ام شتاب كرد، آيا گمان مى كند حاجتهايش به دست غير من است؟

رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله مى فرمايد:

إنّ اللّٰه يحبّ السائل اللحوح

همانا خداوند، درخواست كننده اى را كه اصرار كند، دوست دارد.

وليد بن عقبهٔ هجرى مى گويد: از امام باقر عليه السّلام شنيدم كه فرمود:

واللّٰه لا يلحّ عبد مؤمن على اللّٰه في حاجة إلّاقضاها له

به خدا سوگند؛ بندهٔ مؤمن در حاجتى اصرار نمى كند مگر اين كه خدا آن را برآورده مى كند.

ابو الصباح از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است:

إنّ اللّٰه كره إلحاح الناس بعضهم على بعض في المسألة، وأحبّ ذلك لنفسه، إنّ اللّٰه يحبّ أن يسأل ويطلب ما عنده

به راستى كه خداوند اصرار بعضى از مردم را به بعضى ديگر در مورد خواسته هايشان ناپسند مى داند، ولى اين را در مورد خودش دوست دارد؛ همانا خداوند دوست دارد كه آنچه نزد او است درخواست و طلب شود.

از احمد بن محمّد بن ابو نصر روايت شده كه گويد:

به ابا الحسن عليه السّلام گفتم: فدايت شوم، من از فلان سال تاكنون حاجتى را از خداوند خواستم و در حال حاضر به دليل تأخير در برآورده شدن آن، بر قلب من چيزهايى خطور مى كند (دچار شكّ و وسوسه شده ام) .

حضرت در جواب فرمودند:

يا أحمد؛ إيّاك والشيطان أن يكون له عليك سبيل، حتّى يقنّطك، إنّ أبا جعفر عليه السلام كان يقول: إنّ المؤمن ليسأل اللّٰه حاجة فيؤخّر عنه تعجيل إجابته حبّاً لصوته واستماع نحيبه

ثمّ قال: واللّٰه ما أخّر اللّٰه عن المؤمنين ما يطلبون في هذه الدّنيا خير لهم ممّا عجّل لهم فيها، وأيّ شيء الدنيا

اى احمد؛ بپرهيز از اين كه شيطان به تو راه يابد و تو را نااميد كند، همانا امام باقر عليه السّلام مى فرمود:

مؤمن از خداوند حاجتى را مى طلبد ولى خداوند اجابت آن را به تأخير مى اندازد به اين دليل كه صداى بنده اش را دوست دارد و مى خواهد نالهٔ او را بشنود.

سپس فرمود: به خدا قسم، خداوند آنچه را كه مؤمنان در اين دنيا مى طلبند به تأخير نمى اندازد مگر اين كه اين تأخير براى ايشان بهتر است از آنچه براى ايشان تعجيل فرموده است، مگر دنيا چه ارزشى دارد؟ !

از امام صادق عليه السلام روايت شده است

إنّ العبد الوليّ للّٰه‌يدعو اللّٰه في الأمر ينوبه، فيقال للملك الموكّل به

إقض لعبدي حاجته ولاتعجّلها، فإنّي أشتهي أن أسمع نداءه وصوته

وإنّ العبد العدوّ للّٰه‌ليدعو اللّٰه في الأمر ينوبه، فيقال للملك الموكّل به

إقض لعبدي حاجته وعجّلها، فإنّي أكره أن أسمع نداءه وصوته

قال: فيقول الناس: ما اُعطي هذا إلّالكرامته، وما منع هذا إلّالهوانه

همانا بنده اى كه دوست خداست در امرى خدا را مى خواند و به درگاه او ناله و زارى مى كند، پس به فرشته اى كه مأمور اوست گفته مى شود: حاجت بنده ام را برآورده كن ولى شتاب نكن؛ چون دوست دارم ندا و صداى او را بشنوم.

و بنده اى كه دشمن خداست خداوند را در امرى مى خواند و ناله مى كند، پس به فرشته اى كه مأمور آن است گفته مى شود: حاجتش را برآورده كن و تعجيل نما،

چون من كراهت دارم صدا و نالهٔ او را بشنوم.

حضرت فرمود: ولى مردم چنين گويند كه حاجت دستهٔ دوّم داده نشده مگر به اين دليل كه كرامتى نزد خداوند دارند و حاجت دستهٔ اوّل به تأخير نيفتاده مگر به خاطر پستى آنها در درگاه خداوند.

از آن امام عليه السّلام روايت شده است:

لايزال المؤمن بخير ورخاء ورحمة من اللّٰه ما لم يستعجل فيقنط فيترك الدعاء، قلت له: كيف يستعجل

قال: يقول: قد دعوت منذ كذا وكذا، ولا أرى الإجابة

مؤمن مادامى كه شتابزدگى نكند پيوسته در خوبى، راحتى و رحمت الهى است تا آن كه عجله مى كند و نااميد مى شود و دعا را ترك مى كند.

به امام عليه السّلام گفتم: چگونه عجله مى كند؟

فرمود: مى گويد: از فلان وقت، مدّتى طولانى است كه خدا را مى خوانم ولى اجابت آن را نمى بينم.

و نيز آن حضرت فرمودند:

إنّ المؤمن ليدعو اللّٰه في حاجته فيقول عزّوجلّ‌: أخّروا إجابته، شوقاً إلى صوته ودعائه. فإذا كان يوم القيامة قال اللّٰه: عبدي دعوتني في كذا وكذا فأخّرت إجابتك وثوابك كذا

قال: فيتمنّى المؤمن أنّه لم يستجب له دعوة في الدّنيا ممّا يرى من حسن الثواب

همانا مؤمن خدا را در مورد حاجتش مى خواند، ولى خداوند عزّ و جل (به ملائكه) مى فرمايد: اجابتش را به تأخير بيندازيد به خاطر شوق و علاقه در شنيدن صدا و دعايش. تا آن كه روز قيامت فرامى رسد؛ خداوند مى فرمايد: بندهٔ من؛ مرا خواندى ولى اجابت دعايت را به تأخير انداختم و حالا در مقابل آن، ثواب تو نيز

چنين و چنان است. در فلان مورد نيز دعا كردى ولى من پاسخت را به تأخير انداختم؛ حالا ثواب تو چنان است.

حضرت فرمود: در آن هنگام كه جزا و پاداش نيكوى الهى را مشاهده كرد، مؤمن آرزو مى كند اى كاش هيچ دعايى از او در دنيا مستجاب نمى شد.

امام صادق عليه السّلام فرمودند: رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرموده است:

رحم اللّٰه عبداً طلب من اللّٰه حاجة فألحّ في الدّعاء، اُستجيب له أو لم يستجب له، وتلا هذه الآية

وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلاّ أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا.

خداوند رحمت كند بنده اى را كه از خداوند حاجتى را بخواهد و در دعا اصرار كند؛ چه دعايش اجابت شود و يا نشود. و اين آيه را تلاوت فرمودند: «و پروردگارم را مى خوانم؛ بدان اميد كه به خاطر خواندن خداى خود، شقى نباشم» .

در تورات آمده است

يا موسى؛ من أحبّني لم ينسني، ومن رجا معروفي ألحّ في مسألتي

يا موسى؛ إنّي لست بغافل عن خلقي ولكن اُحبّ أن تسمع ملائكتي ضجيج الدّعاء من عبادي، وترى حفظتي تقرّب بني آدم إليَّ بما أنا مقوّيهم عليه ومسبّبه لهم

يا موسى؛ قل لبني إسرائيل: لاتبطرنّكم النعمة فيعاجلكم السلب، ولاتغفلوا عن الشكر فيقارعكم الذلّ‌، وألحّوا في الدّعاء تشملكم الرحمة بالإجابة، وتهنئكم العافية

اى موسى؛ آن كه مرا دوست دارد فراموشم نمى كند. و كسى كه اميد خير از من دارد در درخواست كردن از من اصرار مى ورزد.

اى موسى؛ من از آفريدگان خودم غافل نيستم، امّا دوست دارم فرشتگانم ضجّه و فرياد دعاى بندگانم را بشنوند و نگهبانان من ببينند كه انسان ها و فرزندان آدم

چگونه با اين ناله ها كه خودم آنان را به آن نيرو بخشيدم و سبب دعاى آنان شدم، به من نزديك مى شوند.

اى موسى؛ به بنى اسرائيل بگو: نعمت شما را دچار گردنكشى و غرور نكند؛ زيرا در اين صورت به سرعت از شما گرفته مى شود. از شكر غافل نشويد تا ذلّت شما را درهم نكوبد. در دعا اصرار كنيد تا رحمت الهى به سبب اجابت دعا شامل حالتان شود و عافيت گواراى شما گردد.

امام باقر عليه السلام فرمود

لايلحّ عبد مؤمن على اللّٰه في حاجته إلّاقضاها له

بندهٔ من در حاجتش بر خداوند اصرار نمى كند مگر اين كه آن را براى او برآورده مى كند.

از منصور صيقل روايت شده است:

قلت لأبي عبداللّٰه عليه السلام: ربّما دعا الرجل فاستجيب له ثمّ اُخّر ذلك إلى حين‌؟ قال: فقال: نعم. قلت: ولِمَ ذلك ليزداد من الدعاء؟ قال: نعم

به امام صادق عليه السّلام عرض كردم: ممكن است كسى دعا كند و دعايش مستجاب گردد سپس تا مدّتى به تأخير بيفتد؟

حضرت فرمود: بلى.

عرض كردم: چرا چنين مى شود؟ آيا براى اين است كه بيشتر دعا كند؟

حضرت فرمود: بلى.

آن چه نقل كرديم امور مهمّ در آداب دعا بود و اكنون بعضى از امور را با تأكيد بيشتر بيان مى كنيم: