اشاره
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيم
حمد و سپاس خدايى را كه ما را آفريد، و پيامبر خود را كه خاتم انبياء است به سوى ما فرستاد و ولايت اوليايش، ائمّهٔ هدى عليهم السّلام را براى ما آشكار گردانيد براى كامل كردن دين و روى آوردن به عمل ها و ما را به سوى مكارم اخلاق و بدست آوردن پاداش كردارها هدايت نمود تا در بهشت وارد شويم و در بوستان هاى ابدى بهشت جاويد بمانيم و به جايگاه بلندمرتبه و رفيع در بهشتى كه خانهٔ آسايش است برسيم تا فرشتگان را مشاهده كنيم كه خطاب به ما بگويند: سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ ؛
«سلامى كه گفتارى از پروردگار مهربان است» .
و درود و سلام بر آخرين پيامبران و فرستادگان خدا، ابى القاسم محمّد، كه درود خدا بر او و بر خاندان پاكش باد، همان بزرگوارانى كه براى بيان وظايف بشريّت با بهترين و پاكيزه ترين كلمات و ارشاد بندگان به سوى درياهاى نور ، آمدند. آن هم در پرتو چراغى كه مانند «ستاره اى درخشان از درخت پربركت زيتون افروخته باشد» ، و روشن گر راه هاى عارفان است، عارفانى كه ارادهٔ رسيدن به شهر علم و حكمت را داشته، و از درب رستگارى وارد آن شهر گشته اند.
و سلام و درود مخصوص، بر آخرين اين خاندان نور و رحمت، قائم ايشان، صاحب دعوت نبوى، و نيرو و توان حيدرى، و پاكدامنى فاطمى، و بردبارى حسنى، و شجاعت حسينى، و عبادت سجّادى، و سنّت هاى نيكو و برجاى ماندنى باقرى، و آثار و نشانه هاى جعفرى، و دانش هاى كاظمى، و برهان هاى رضوى، و سخاوت تقوى، و پاكى نقوى، و شكوه عسكرى، و غيبت الهى، قيام كنندهٔ به حقّ و كسى كه مردم را به سوى راستى مطلق فرامى خواند، كلمهٔ الهى و امان الهى و برهان خداوند، پيروز به امر او و دافع از حريم او، امام پنهان و آشكار، برطرف كنندهٔ غصّه ها و سختى ها، صاحب كرم و بخشش ها، امام به حق ابى القاسم محمّد بن الحسن صاحب عصر و زمان، جانشين خداوند و امام انسان ها و جنّيان، كسى كه ستارهٔ درخشان در شب بسيار تاريك است، و هم اوست كه ايمنى دهنده از خطرهاى سفرها و زمان ها است. او كه
سپر حفظكننده در سختى ها و گرفتارى هاست.
اين كتاب، اثر ناچيزى است از بندهٔ ضعيف و فانى، به عنوان هديه به شما اى سرور مهربان و بزرگوار؛ اگر مورد قبول قرارش دهى منّتى است عظيم از سوى پروردگار منّان؛ كه به وجود مبارك شما و بخشش بى پايان شما اى صاحب زمان بر من منّت نهاد و اين كتاب با قبول شما، براى من باقيات صالحات و توشهٔ روز جزا براى روزى كه «ثروت و فرزندان، نفعى نمى بخشد» قرار مى گيرد، و نيز وسيلهٔ رستگارى سئوال كننده و چراغ شب زنده دار خواهد شد، براى هركسى كه آن را بخواند و كليد رستگارى را براى گشودن درهاى رحمت الهى طلب كند.
اميدوارم به واسطهٔ قبول نيكوى شما-اى صاحب بخشش و بزرگوارى-اين كتاب آگاهى دهندهٔ دوست در راه كشف كليدهاى عالم غيب گردد، براى كسى كه آن را با تأمّل و درنگ مى خواند و ان شاء اللّه به واسطهٔ آن در گروه اولياء مقرّبت در خواهد آمد، همان هايى كه داراى سازوبرگ هاى نيرومند هستند، كه خداوند آنان را براى يارى شما آماده كرده تا شما را يارى و كمك كنند.
پس اى عزيز! «مَسَّنٰا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنٰا بِبِضٰاعَةٍ مُزْجٰاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنٰا إِنَّ اللّٰهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقينَ» 7 . «اى عزيز، ما و خاندانمان گرفتار شده ايم، و سرمايهٔ ناچيزى
آورده ايم؛ پس، پيمانهٔ ما را پر كن و به ما صدقه بده؛ همانا خداوند صدقه دهندگان را پاداش مى دهد» .
اين كتاب مجموعه اى است از نمازها و دعاها و زيارت هايى كه از ناحيهٔ مقدّسهٔ حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه به دست ما رسيده و يا در مورد حضرت بقيّة اللّه حجّة بن الحسن العسكرى صاحب ولايت كامل و فرمانروايى مطلق در عالم وجود -كه برترين درود و سلام بر او و اجداد گرامى اش باشد-نقل شده است.
مؤلّف، در گردآورى دعاها و زيارات و. . . كه در كتب معتبر آمده و به دستش رسيده سعى داشته است و ادّعا ندارد كه اين كتاب مجموعهٔ كاملى از همهٔ دعاها و. . . باشد. زيرا عصر غيبت و دورى ما از حضرت حجّت ارواحنا فداه باعث شده بسيارى از دعاهاى صادر شده از ناحيهٔ مقدّسه از دسترس ما دور بماند همانند بسيارى از نمازها و زيارات و اذكار؛ چون با كمال تأسّف در عصر غيبت به خاطر دورى و نيز غفلت ما از ساحت شريف امام ارواحنا فداه، بسيارى از آنچه كه از ناحيهٔ مقدّسه صادر شده است را نمى يابيم.
چه بسا برخى از اين مطالب به دوستان بزرگوارشان رسيده كه بنا به دلايلى از ما پنهان كرده اند و در جايى ثبت نكرده اند. براى اثبات اين ادّعا ماجرايى را كه براى عالم ربّانى مرحوم آية اللّه حاج شيخ مرتضى حائرى رضوان اللّه تعالى عليه اتّفاق افتاده است نقل مى كنيم؛ ايشان چنين فرموده اند:
دوستى داشتيم كه با حضرت حجّت صلوات اللّه عليه در ارتباط بود و گاهى پيش من مى آمد و تا اوّل انقلاب در ايران، پيوسته باهم ارتباط داشتيم؛ ولى پس از انقلاب، پيش من نيامد و او را زيارت نكردم. به هرحال زمانى براى من مشكلى پيش آمده بود و در همان ايّام با او در ميان گذاشتم و حلّ آن را از او درخواست كردم. آن مشكل اين بود كه بعضى از طلبه ها و نيز افراد ديگر به من مراجعه مى كردند و كمك مى خواستند، و من بعضى از آن ها را نمى شناختم و به همين دليل شك مى كردم كه بايد به آنان كمك كنم، يا نه؟
چون اگر به كسى كه او را نمى شناسم كمك كنم ممكن است مستحقّ نباشد و در صورت كمك نكردن، اين احتمال وجود دارد كه او محتاج و مستحقّ واقعى باشد.
وقتى اين مشكل را با ايشان-كه با امام زمان صلوات اللّه عليه در ارتباط بودند-در ميان گذاشتم، به من گفتند: من إن شاء اللّه جواب را از امام ارواحنا فداه برايتان مى آورم.
وى از پيش من رفت و بعد از چند روز برگشت و دعايى از طرف حضرت حجّت ارواحنا فداه به من عطا كرد و گفت: اگر كسى از تو چيزى خواست و تو او را نمى شناختى اوّل اين دعا را بخوان و بعد به او چيزى بده. همانا حضرت حجّت ارواحنا فداه فرمودند:
وقتى كه اين دعا را بخواند امكان ندارد مراجعه كننده بتواند اين مال را در جايى كه رضاى ما نباشد مصرف كند.
و آن دعا مختصر بود و من مكرّر شاهد بودم كه آن مرحوم هنگامى كه شخص ناشناسى به ايشان مراجعه مى كرد آن را مى خواندند.
غرض از نقل اين قضيّهٔ مهمّ-كه پذيرش آن براى بعضى مشكل است-اين بود كه بدانيد همهٔ آنچه كه از ناحيهٔ مقدّسه صادر شده به دست ما نرسيده است و بسيارى از دعاها و زيارات و نمازها در قلب پاك دوستان آن حضرت مانده و براى مردم ظاهر نكرده اند تا وارد خاك شده اند.
محدّث نورى رحمه اللّه مى فرمايد: گروهى از علماى مورد اعتماد به من خبر دادند كه صاحب الأمر ارواحنا فداه را در حال بيدارى ديده اند و معجزات متعدّدى را از آن حضرت مشاهده كرده اند و آن حضرت بسيارى از اخبار غيبى را به ايشان خبر داده
است و ايشان را به دعاهاى مستجاب دعا نمودند؛ و آن ها را از خطرهاى هلاكت بار نجات داده اند كه كلمات را ياراى توصيف و تفصيل آن ها نيست.
و آنچه را كه ما در اين كتاب گرد آورده ايم در كتاب هاى معتبر آمده است و اين تأليف از الطاف خداوند مهربان در حقّ من است. آنچه از زيبايى و خوبى كه در اين كتاب مى بينيد از تأييدات حضرت بقيّة اللّه صلوات اللّه عليه مى باشد و آنچه كمبود و اشتباه در اين كتاب مشاهده كنيد از ناحيهٔ مؤلّف مى باشد.
از خداوند تعالى اميد دارم كه راستى و اخلاص عطا كند و اين كتاب را نيز وسيلهٔ تذكّر و راهى براى نزديك شدن به خدا و ولىّ او حضرت صاحب الأمر ارواحنا فداه قرار دهد.
اين كتاب علاوه بر مقدّمه و خاتمه، داراى دوازده «باب» است، همان گونه كه:
إنّ الشهور عنداللّٰه اثنى عشر شهراً، وأنّ الأئمّة اثنى عشر إماماً، وأنّ النقباء اثنى عشر نقيبا
همانا تعداد ماه ها نزد خداوند، دوازده ماه است و امامان نيز دوازده نفر هستند و به درستى كه نقيبان نيز دوازده نفرند.
و بدانيد كه:
إِنَّ هذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اِتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً . فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ
مِنْهُ وَأَقيمُوا الصَّلٰاةَ وَآتُوا الزَّكٰاةَ وَأَقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً وَمٰا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوُهُ عِنْدَ اللّٰهِ هُوَ خَيْراً وَأَعْظَمَ أَجْراً وَاسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحيم
همانا اين يك وسيلهٔ يادآورى است؛ پس هركه خواهد راهى به سوى پروردگارش در پيش گيرد. هرچه از آن مى توانيد بخوانيد؛ و نماز را بپا داريد و زكات بپردازيد و براى خدا قرض و وام نيكو بدهيد و (بدانيد) هر خير و خوبى كه براى خويشتن پيش بفرستيد، آن را نزد خداوند بهتر و با پاداشى بزرگ تر خواهيد يافت؛ و از خداوند طلب آمرزش كنيد؛ همانا خداوند آمرزندهٔ مهربان است.
