نكتۀ مهمّ:

امامان ما عليهم الصلاة و السلام در فضاى سياسى خاصّى قرار داشتند كه حكومت ملعون و غاصب «حبترى» آن را تأسيس كرده بود تا حكومت عدل علوى، پا نگيرد. لذا به دليل وجود طاغوت هاى اموى و عبّاسى، فرصتى براى بيان اسرار الهى توسط امامان عليهم السّلام نبود. از اين رو حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السّلام-اوّلين شخصى كه حقّش غصب شد؛ فرمانرواى فرمانروايان راستين-فرمودند:

كان لرسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله سرّ لا يعلمه إلاّ قليل. . . و لو لا طغاة هذه الأمّة لبثثت هذا السرّ.

براى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله سرّى بود كه جز اندكى، آن را نمى دانستند. . . و اگر طاغوت هاى اين امّت نبودند اين سرّ را فاش و منتشر مى كردم.

بدين ترتيب درمى يابيم كه اين اسرار را براى مردم بيان نكردند و جز براى تعداد كمى از بزرگان و برترين اوليائشان فاش نساختند، و از آنجايى كه مردم توان پذيرش و نگه دارى اسرار و حقايق معنوى را نداشتند، براى ايشان فاش كردن اسرار و حقايق ممكن نبود؛ زيرا مردم در دولت حبترى قرار داشتند كه آن هم تا ظهور حكومت

الهى حضرت قائم ارواحنا فداه ادامه مى‌يابد

امام صادق عليه السّلام در تفسير آيهٔ وَ اَللَّيْلِ إِذا يَسْرِ مى فرمايد:

هي دولة حبتر، فهي تسري إلى قيام القائم عليه السلام

مراد از «شب» ، دولت حبتر است كه تا قيام قائم (صلوات اللّه عليه) ادامه مى يابد.

به اين جهت، امامان عليهم السّلام بسيارى از آن حقايق را تحت عنوان دعا و مناجات بيان فرموده اند كه بايد آن حقايق معنوى را در ميان دعاها جستجو كنيد. البتّه اهل بيت عليهم السّلام كه اسرار و حقايق را در دعاها و زيارت ها به دليل جوّ سياسى در آن عصر گنجاندند، منحصر به بيان آن ها نكردند؛ بلكه مسايل مهمّ اعتقادى و معارف عاليه اى را در دعاها و مناجات ها و زيارت ها بيان نموده اند و اين حقيقت با مراجعه به آن ها، آشكار مى گردد. اهل بيت عليهم السّلام به بيان بسيارى از مسايلى كه تأثير اساسى در حيات بشر دارد نيز پرداخته اند و به جامعهٔ بشرى بهترين درس هاى زندگى را داده اند.

در «صحيفهٔ كاملهٔ سجّاديّه» كه امام عصر ارواحنا فداه درستى آن را تأييد كرده اند، دقّت كنيد تا مشاهده نماييد كه امام زين العابدين عليه السّلام چه حقايق بزرگى را در الفاظ كوتاه به عنوان دعا و مناجات، بيان فرموده است. همچنين در دعاهاى ديگر از آن حضرت و امامان ديگر عليهم السّلام اين حقيقت، ظاهر و آشكار است.

اكنون به يك درس از درسهاى زندگى كه در ادعيه به ما آموخته اند، اشاره مى كنيم:

در مناجات انجيليّهٔ امام سجّاد عليه السّلام از خداوند مى خواهيم:

أسألك من الهمم أعلاها

پروردگارا؛ از همّت ها برترين آن را از تو درخواست مى كنم.

اين سخن، هشدارى از امام سجّاد عليه السّلام است براى هركسى كه دعا مى كند و خدا را مى خواند. يعنى دعاكننده، هركس كه مى خواهد باشد-گرچه خود را جدّا حقير و پست

مى شمارد-بايستى از خداوند بخواهد كه به او برترين همّت ها را عنايت كند تا در سايهٔ آن، تحوّلى در زندگى خود، ايجاد نمايد تا وجود او در جامعه، داراى تأثير اساسى و مهمّى باشد و اين حقيقتى است كه با تابش نور امام عليه السّلام در قلب انسان تحقّق پيدا مى كند.

آنچه از اهل بيت عليهم السّلام از دعاها به ما رسيده است طور سيناى ولايت هستند. هر كس مى خواهد به وادى ايمن برود، و بر فراز طور سيناى هدايت بالا رود، بايد كفش هايش را بيرون آورده، لباس هايش را پاك نمايد و آداب دعا و مناجات را بياموزد تا آثار عنايت و اجابت را مشاهده نمايد.

آنچه بيان شد، از قرآن و روايات به دست ما رسيده است. آن ها را بپذيريد و فرصت را غنيمت دانسته و از رحمت الهى نااميد نباشيد، كه إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اَللّهِ إِلاَّ اَلْقَوْمُ اَلْكافِرُونَ ؛ «همانا جز قوم كافر از رحمت خدا نااميد نمى شود» .

و بر اين امر يقين داشته باشيد تا آن نور را ببينيد و آن سرّ را بشناسيد؛ چرا كه ائمّهٔ طاهرين عليهم السّلام مردم را با دعاها و مناجات خود، به آن اسرار و حقايق هدايت و راهنمايى مى كنند.