1- جريان دعاى توسّل خواجه نصير رحمه اللّه
مرحوم خواجه نصير الدين طوسى اهل قريهٔ جهرود ساوه بوده و ولادت باسعادت او در يازدهم جمادى الاولى سال پانصد و نود و هفت در شهر طوس اتّفاق افتاده كه مادّهٔ تاريخ او با آيهٔ كريمهٔ جٰاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبٰاطِلُ إِنَّ الْبٰاطِلَ كٰانَ زَهُوقاً 2 موافق است و در هيجدهم ماه ذيحجّهٔ سال ششصد و هفتاد و دو از اين جهان درگذشت و مجموع عمر شريفش هفتاد و پنج سال بوده است.
علاّمهٔ عراقى در كتاب «دار السلام» مىنويسد: بنا بر آنچه در زبانها افتاده و در بعضى از كتابها نوشته شده
خواجه نصير مدّت بيست سال كتابى در مناقب اهل بيت عصمت عليهم السلام تأليف نمود و آن را با خود به بغداد برد كه به نظر خليفهٔ عبّاسى برساند
اتّفاقاً وقتى رسيد كه خليفه با ابن حاجب براى تفريح و تماشا در كنار شطّ بغداد بودند. خواجه آن كتاب را نزد خليفه نهاد و او آن را به ابن حاجب داد و چون آن ناصبى نظر به مناقب ائمّهٔ اطهار عليهم السلام نمود از شدّت بغض، آن كتاب را در آب انداخت و از روى استهزا گفت: «أعجبني تلمّه»؛ يعنى: صداى افتادن اين كتاب در آب، مرا به تعجّب درآورد
پس رو به آن جناب كرد و گفت: اهل كجايى
خواجه فرمود: اهل طوسم
گفت: از گاوان يا از خران آن محلّ هستى
خواجه فرمود: از گاوان آن محلّم
ابن حاجب گفت: پس شاخت در كجاست
خواجه فرمود: شاخم را در طوس گذاشتهام مىروم و آن را مىآورم
پس خواجه مهموم و مغموم و محروم روى به ديار خود نهاد، اتّفاقاً شبى در
خواب بقعهاى را ديد كه در مكانى قرار گرفته و در آن بقعه مقبرهاى است كه بر آن مقبره صندوقى نهادهاند و بر آن صندوق دعايى را كه معروف است به دعاى توسّل خواجه نصير نوشتهاند و حضرت حجّت عجّل اللّٰه فرجه در آن بقعه مىباشد
پس آن بزرگوار آن دعا و كيفيّت ختم آن را تعليم خواجه فرمود. چون از خواب بيدار شد قسمتى از آن را فراموش كرده بود. بار ديگر خوابيد و همان جريان را دو مرتبه در خواب ديد و قسمت فراموش شده را از آن بزرگوار ياد گرفت
چون بيدار شد مجموع آن را كه در خاطرش محفوظ مانده بود به رشتهٔ تحرير درآورد، و براى تلافى عمل خليفه و ابن حاجب و انتقامگيرى از آنها مشغول انجام آن ختم گرديد، تا آن كه دعايش به اجابت مقرون شد، و حضرت صاحب الأمر صلوات اللّٰه عليه او را بشارت داد كه حاجتت به دست كودكى روا مىگردد و تو بايد آن كودك را تربيت كنى تا در آينده به قدرت برسد، و به شهر و بلد او اشاره فرمود
پس خواجه با رمل، محلّهٔ آن كودك را تعيين كرد و خانهٔ او را جستجو نمود. زنى را در آن خانه ديد كه دو طفل داشت، آن دو طفل را از او درخواست كرد و به تربيت آنها پرداخت و به فراست دانست كه پادشاه آينده كدام يك از ايشان است و آن هلاكوخان بود. پس در تربيت او نهايت اهتمام را نمود تا هلاكو به حدّ رشد رسيد
روزى به او گفت: اگر تو پادشاه شوى زحمت مرا چگونه جبران مىكنى
هلاكو گفت: تو را وزير خود مىكنم
خواجه گفت: لازم است آنچه را مىگويى بنويسى
هلاكو آن را نوشت و به خواجه داد. پس از مدّت زمانى هلاكو حاكم خراسان را كشت و به جاى او نشست و خواجه را وزير خود كرد. پس از استيلاء بر خراسان، به سوى شهرهاى ديگر لشكر كشيد و شهر به شهر را در حيطهٔ تصرّف خود درآورد تا آن كه به بغداد هجوم آورد و مستعصم خليفهٔ عبّاسى را دستگير نموده و او را كشت و با مردم آن ديار به عدالت رفتار كرد
ابن حاجب چون واقعه را چنان ديد در خانهٔ شخصى پنهان شد و طشتى را پر از خون كرد و بر آن طشت چيزى گذاشت و روى آن نشست تا از دلالت رمل خواجه در امان بماند
خواجه چون رمل انداخت ابن حاجب را در بالاى دريايى از خون ديد و حيران ماند هر چند از او جويا شد اثرى نيافت؛ آخر الأمر در اين مورد تدبير و انديشه نمود كه تعدادى گوسفند وزن كند و بين اهل بغداد تقسيم نمايد و با آنان شرط كند هر كس گوسفندى را كه گرفته بايد به همان وزن اوّل تحويل دهد، و گوسفندى هم به ميزبان ابن حاجب داد
او در اين مورد كه آن گوسفند را چگونه نگهدارى كند تا در وقت تسليم در وزن آن تفاوتى نباشد با ابن حاجب مشورت كرد
ابن حاجب گفت: بايد بچّهٔ گرگى به دست آورى و هر روز از صبح تا شام گوسفند را علوفهٔ كافى داده و چون شب شود گرگ را به او نشان دهى تا هر چه در آن روز فربه گشته با ديدن گرگ از او كم شود و با مداومت بر اين عمل تا زمانى كه گوسفند نزد تو باشد در آن تفاوتى ظاهر نمىشود
پس آن مرد به دستور ابن حاجب عمل كردتا آن كه گوسفند را رد كرد، ديدند همهٔ آن گوسفندها تفاوت وزن پيدا كردهاند مگر گوسفندى را كه در دست ميزبان ابن حاجب بوده است
خواجه به زيركى و فراست دانست كه ابن حاجب در خانهٔ آن شخص است و اين تدبير او بوده است
غلامان را به دنبال ابن حاجب فرستاد و آنها او را گرفته و نزد خواجه و هلاكو آوردند، خواجه به او گفت: شاخ من اين پادشاه است كه در طوس بود و من وعدهٔ آوردن او را به تو دادم
بعد او را با خود به كنار شطّ برد و دستور داد همهٔ كتابهاى او را حاضر كردند؛ آنگاه تمام تأليفات او را جز شافيه، وافيه و مختصر كه براى مبتديان علم صرف و نحو مفيد است، در آب انداخت و گفت: «أعجبني تلمّه»؛ يعنى صداى به آب افتادن آن، مرا به تعجّب درآورد، و سپس دستور قتل او را صادر كرد
اين جريان را دربارهٔ صدور اين دعا از حضرت بقيّة اللّٰه ارواحنا فداه ذكر نمودهاند، ولى همان گونه كه در «دار السلام» به آن تصريح شده درستى اين قضيّه مورد ترديد است؛ زيرا تاريخ فتح بغداد با زمان فوت ابن حاجب موافقت ندارد و در جريان حملهٔ هلاكو به بغداد كه با تدبير و انديشهٔ خواجه نصيرالدين طوسى انجام شد و نيز در تاريخ اين قضيّه، نكاتى وجود دارد كه صحّت جريان مذكور را خدشهدار مىكند
آن گونه كه در تاريخ ثبت شده است، مرگ ابن حاجب در اسكندريّه 1 واقع شده است نه در بغداد آن هم با خصوصيّاتى كه در اين قضيّه نقل شده است
مرگ او نُه سال قبل از فتح بغداد صورت گرفته است و در هنگام ورود هلاكو و خواجه نصير الدين طوسى رحمه الله زنده نبوده است تا محتاج به نشستن در طشت پر خون باشد
همان گونه كه خواجه نصير الدين رحمه الله بر اثر استفاده از رمل، شهر و محلّ هلاكو را بدست آورد آيا نمىتوانست از طريق رمل بفهمد كه ابن حاجب در كجاست و خونهايى كه بالاى آنها نشسته در كجا و كدام مكان قرار دارد؟ و اگر رمل، طشت خون را درياى خون نشان دهد آيا مىتوان از آن استفاده نمود
از همهٔ اينها گذشته خواجه مىتوانست با رمل، گوسفندى را كه در خانهٔ ميزبان ابن حاجب بوده معيّن كند و نيازى به شرط كردنِ عدم تغيير در وزن نداشت
با اين همه، در اهميّت دعاى توسّلِ منسوب به خواجه هيچ گونه ترديدى نيست و مؤلّف اين كتاب در حلّ برخى از مشكلات از اين دعا نتيجه گرفته است
از مرحوم شيخ بهايى نقل شده كه ايشان فرمودهاند: از مقدّس اردبيلى سؤال شد كه چه چيزى سبب شد تا به مقامات عاليه نايل شوى
ايشان در جواب فرمودند: مداومت به دعاى توسّل خواجه نصير
معروف به دعاى توسّل خواجه نصير رحمه الله
اين دعا را سيّد بزرگوار، علىّ بن طاووس رحمه الله در «مهج الدعوات» نقل نموده است
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمِ أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَزِدْ وَبٰارِكْ عَلَى النَّبِيِّ الْاُمِّيِّ الْعَرَبِيِّ الْهٰاشِمِيِّ الْقُرَشِيِّ الْمَكِّيِّ الْمَدَنِيِّ الْأَبْطَحِيِّ التَّهٰامِيِّ، اَلسَّيِّدِ الْبَهِيِّ، اَلسِّرٰاجِ الْمُضيءِ، اَلْكَوْكَبِ الدُّرِّيِّ، صٰاحِبِ الْوَقٰارِ وَالسَّكينَةِ، اَلْمَدْفُونِ بِالْمَدينَةِ، اَلْعَبْدِ الْمُؤَيَّدِ، وَالرَّسُولِ الْمُسَدَّدِ، اَلْمُصْطَفَى الْأَمْجَدِ، اَلْمَحْمُودِ الْأَحْمَدِ، حَبيبِ إِلٰهِ الْعٰالَمينَ، وَسَيِّدِ الْمُرْسَلينَ، وَخٰاتَمِ النَّبِيّينَ، وَشَفيعِ الْمُذْنِبينَ، وَرَحْمَةٍ لِلْعٰالَمينَ، أَبِي الْقٰاسِمِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ. اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبَا الْقٰاسِمِ يٰا رَسُولَ اللّٰهِ، يٰا إِمٰامَ الرَّحْمَةِ، يٰا شَفيعَ الْاُمَّةِ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلى
خداوندا؛ درود و سلام و افزونى و بركتت را بر پيامبر فروفرست آن پيامبر امّى، از مردم عرب از فرزندان هاشم، از قبيلهٔ قريش، از مكّه و مدينه، پيامبر سرزمين بطحاء و تهامه، آن سيّد خوش سيما و چراغ درخشان و ستارهٔ تابان، صاحب متانت و آرامش، مدفون در شهر مدينه، بندهٔ تأييد شده (از خدا) و فرستادهٔ محكم و استوارشده، آن برگزيدهٔ داراى شكوه و عظمت و پسنديدهٔ ستوده، مورد محبّت خداى جهانيان و آقاى رسولان و پايان بخش پيامبران و شفاعت كنندهٔ گنه كاران و رحمت براى عالميان، ابوالقاسم محمّد درود خدا بر او و آل او باد. درود و سلام بى كران بر تو اى ابا القاسم؛ اى رسول خدا؛ اى پيشواى رحمت؛ اى شفيع امّت؛ و اى حجّت خداوند بر تمام
خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الْمُطَهَّرِ، وَالْإِمٰامِ الْمُظَفَّرِ، وَالشُّجٰاعِ الْغَضَنْفَرِ، أَبي شُبَيْرَ وَشَبَرَ، قٰاسِمِ طُوبىٰ وَسَقَرَ، اَلْأَنْزَعِ الْبَطينِ، اَلْأَشْجَعِ الْمَتينِ، اَلْأَشْرَفِ الْمَكينِ، اَلْعٰالِمِ الْمُبينِ، اَلنّٰاصِرِ الْمُعينِ، وَلِيِّ الدّينِ، اَلْوٰالِيِ الْوَلِيِّ، اَلسَّيِّدِ الرِّضِيِّ، اَلْإِمٰامِ الْوَصِيِّ، اَلْحٰاكِمِ بِالنَّصِّ الْجَلِيِّ، اَلْمُخْلِصِ الصَّفِيِّ، اَلْمَدْفُونِ بِالْغَرِيِّ، لَيْثِ بَني غٰالِبٍ، مَظْهَرِ الْعَجٰائِبِ، وَمُظْهِرِ الْغَرٰائِبِ، وَمُفَرِّقِ الْكَتٰائِبِ، وَالشِّهٰابِ الثّٰاقِبِ، وَالْهِزَبْرِ السّٰالِبِ، نُقْطَةِ دٰائِرَةِ الْمَطٰالِبِ، أَسَدِ اللّٰهِ الْغٰالِبِ، غٰالِبِ كُلِّ غٰالِبٍ، وَمَطْلُوبِ كُلِّ طٰالِبٍ، صٰاحِبِ الْمَفٰاخِرِ وَالْمَنٰاقِبِ، إِمٰامِ الْمَشٰارِقِ وَالْمَغٰارِبِ، مَوْلٰانٰا وَمَوْلَى الْكَوْنَيْن
بندگانش؛ اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را در دنيا و آخرت پيشاپيش حاجت هاى مان مقدّم مى داريم. اى آبرومند نزد خدا؛ براى ما، نزد خداوند شفاعت فرما. خداوندا؛ سلام و صلوات و بركات فراوان را بر سيّد پاك سرشت و امام پيروز و شجاع دلير؛ پدر شبير و شبر، قسمت كنندهٔ بهشت و دوزخ، بريده شده از شرك و سرشار از دانش، شجاعت پيشهٔ بامتانت، شرافتمند صاحب جاه و منزلت، عالم آشكار و يار و مددكار (بيچارگان) ، ولىّ و سرپرست دين، حاكم و زمامدار دوست داشته شده و سيّد پسنديده؛ امام جانشين و پيشواى منصوص به نصّ آشكار، مخلص پاكيزه، دفن شدهٔ در سرزمين نجف، شيرى از تبار فرزندان هميشه غالب، مظهر و محلّ ظهور و بروز شگفتى ها و آشكاركنندهٔ شگفتى ها و غرايب، پراكنده كنندهٔ غارت گران، و شهاب فروزان، شير بيشه اى كه از كافران همه چيز را مى گيرد، نقطهٔ پرگار دايرهٔ همهٔ مقصدها، شير هميشه پيروز خدا، چيره شونده بر هر چيره اى، و مطلوب هر جوينده، صاحب افتخارات و مناقب، امام و پيشواى مشارق و مغارب، مولا و آقاى ما و مولاى هر دو جهان،
اَلْإِمٰامِ أَبِي الْحَسَنَيْنِ أَميرِالْمُؤْمِنينَ عَلِيِّ بْنِ أَبي طٰالِبٍ صَلَوٰاتُ اللّٰهِ عَلَيْهِ. اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبَا الْحَسَنِ، يٰا أَميرَالْمُؤْمِنينَ، يٰا عَلِيَّ بْنَ أَبي طٰالِبٍ، يٰا أَخَ الرَّسُولِ، يٰا زَوْجَ الْبَتُولِ، يٰا أَبَا السِّبْطَيْنِ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَنٰا يٰا مَوْلٰانٰا، إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلَى السَّيِّدَةِ الْجَليلَةِ الْجَميلَةِ، اَلْمَعْصُومَةِ الْمَظْلُومَةِ، اَلْكَريمَةِ النَّبيلَةِ، اَلْمَكْرُوبَةِ الْعَليلَةِ، ذٰاتِ الْأَحْزٰانِ الطَّويلَةِ فِي الْمُدَّةِ الْقَليلَةِ، اَلرَّضِيَّةِ الْحَليمَةِ، اَلْعَفيفَةِ السَّليمَةِ، اَلْمَجْهُولَةِ قَدْراً، وَالْمَخْفِيَّةِ قَبْراً، اَلْمَدْفُونَةِ سِرّاً، وَالْمَغْصُوبَةِ جَهْراً، سَيِّدَةِ النِّسٰاءِ، اَلْإِنْسِيَّةِ الْحَوْرٰاءِ، اُمِّ الْأَئِمَّةِ النُّقَبٰاءِ النُّجَبٰاءِ، بِنْتِ خَيْرِ الْأَنْبِيٰاءِ، اَلطّٰاهِرَةِ الْمُطَهَّرَةِ، اَلْبَتُول
پيشوا پدر حسنين، امير مؤمنان، حضرت علىّ بن ابى طالب نازل فرما. درود خدا بر او باد. درود و سلام بر تو اى ابا الحسن؛ اى امير مؤمنان؛ اى عليّ بن أبى طالب؛ اى برادر رسول خدا و همسر زهراى بتول و پدر دو سبط رسول خدا؛ اى حجّت خدا بر بندگانش؛ اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را پيشاپيش حاجت هايمان مقدّم مى داريم در دنيا و آخرت. اى آبرومند نزد خدا؛ براى ما، نزد خداوند شفاعت فرما. بارخدايا؛ سلام و درود و بركتت را بر سيّدهٔ بزرگوار نيكوسيرت نازل فرما؛ آن بانوى معصوم از گناه و خطا و مورد ستم قرار گرفته، شريف و بزرگوار، غم و اندوه ديده كه سختى ها و مصائب دنيا وجود مقدّسش را آزار داد و در اندك زمانى، طولانى ترين غصّه ها و مصيبت ها را تحمّل نمود، بانوى پسنديدهٔ بردبار و پاكدامن صاحب قلب سليم كه قدر و مقامش ناشناخته و قبرش پنهان مانده و پنهانى مدفون گرديد ولى آشكارا حقّش غصب گرديد، سرور زنان و حوريّه اى در قالب انسان، مادر امامان بزرگوار و نيك نژادان، دختر بهترين پيامبران، پاك و پاكيزه، آن كه از تعلّقات دنيوى بريده و به سوى معبودش روى آورد
الْعَذْرٰاءِ، فٰاطِمَةَ التَّقِيَّةِ الزَّهْرٰاءِ عَلَيْهَا السَّلٰامُ. اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكِ وَعَلىٰ ذُرِّيَّتِكِ يٰا فٰاطِمَةُ الزَّهْرٰاءُ، يٰا بِنْتَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللّٰهِ، أَيَّتُهَا الْبَتُولُ، يٰا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُولِ، يٰا بَضْعَةَ النَّبِيِّ، يٰا اُمَّ السِّبْطَيْنِ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَتَنٰا وَمَوْلٰاتَنٰا، إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكِ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكِ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهَةً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعي لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الْمُجْتَبىٰ، وَالْإِمٰامِ الْمُرْتَجىٰ، سِبْطِ الْمُصْطَفىٰ، وَابْنِ الْمُرْتَضىٰ، عَلَمِ الْهُدىٰ، اَلْعٰالِمِ الرَّفيعِ، ذِي الْحَسَبِ الْمَنيعِ، وَالْفَضْلِ الْجَميعِ، وَالشَّرَفِ الرَّفيعِ، اَلشَّفيعِ ابْنِ الشَّفيعِ، اَلْمَقْتُولِ بِالسَّمِّ النَّقيعِ، اَلْمَدْفُونِ بِأَرْضِ الْبَقيعِ، اَلْعٰالِمِ بِالْفَرٰائِضِ وَالسُّنَنِ، صٰاحِبِ الْجُودِ وَالْمِنَنِ، كٰاشِفِ الضُّرِّ وَالْبَلْوىٰ وَالْمِحَنِ، مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا
و چون مرواريد ناسفته تلألؤ مى نمود، فاطمهٔ پرهيزگار و ستارهٔ درخشان آسمان پيامبر كه درود و سلام بر او باد. صلوات و سلام بر تو و بر ذريّهٔ تو؛ اى فاطمهٔ زهرا؛ اى دخت گرامى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم رسول خدا؛ اى بتول؛ و اى نور چشم پيامبر؛ اى پارهٔ تن رسول خدا؛ و اى مادر دو سبط رسول خدا، اى حجّت خدا بر بندگانش؛ اى سيّده و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را پيشاپيش حاجت هايمان مقدم مى داريم در دنيا و آخرت. اى آبرومند نزد خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت فرما. خداوندا؛ بر سرور برگزيده سلام و صلوات و بركات خويش را نازل فرما، پيشوايى كه اميد (كرم و رحمت) از درگاهش مى رود، سبط پيامبر مصطفى و فرزند علىّ مرتضى، پرچم هدايت و عالم بلندمرتبه و آن كه داراى حسبى گرامى و ارجمند و جامع فضيلت ها و صاحب شرافت رفيع است، شفاعت كننده اى از زادگان شفاعت كننده، كشته شدهٔ با زهر كشنده و مدفون در سرزمين بقيع، عالم و دانشمند نسبت به واجبات و مستحبّات دين، صاحب بخشش و احسان، برطرف كنندهٔ بيچارگى ها و سختى ها و محنت ها، از آشكار
وَمٰا بَطَنَ، اَلَّذي عَجَزَ عَنْ عَدِّ مَدٰائِحِهِ لِسٰانُ اللُّسَنِ، اَلْإِمٰامِ بِالْحَقِّ الْمُؤْتَمَنِ، أَبي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ (صَلَوٰاتُ اللّٰهِ وَسَلٰامُهُ عَلَيْهِ). اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبٰا مُحَمَّدٍ، يٰا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا الْمُجْتَبىٰ، يَابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَابْنَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ، يَابْنَ فٰاطِمَةَ الزَّهْرٰاءِ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَ شَبٰابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الزّٰاهِدِ، وَالْإِمٰامِ الْعٰابِدِ، اَلرّٰاكِعِ السّٰاجِدِ، وَلِيِّ الْمَلِكِ الْمٰاجِدِ، وَقَتيلِ الْكٰافِرِ الْجٰاحِدِ، زَيْنِ الْمَنٰابِرِ وَالْمَسٰاجِدِ، صٰاحِبِ الْمِحْنَةِ وَالْكَرْبِ وَالْبَلٰاءِ، اَلْمَدْفُونِ بِأَرْضِ كَرْبَلٰاءَ، سِبْطِ رَسُولِ الثَّقَلَيْنِ، وَنُورِ الْعَيْنَيْنِ، مَوْلٰانٰا وَمَوْلَى الْكَوْنَيْنِ، اَلْإِمٰام
و نهان، آن كه زبان مادحان از شمارش خوبى هايش عاجز و ناتوان باشد، امام بر حق امانتدار، حضرت ابا محمّد امام حسن-كه درودها و سلام هاى خدا بر او باد-درود و سلام بر تو اى ابا محمّد؛ اى حسن بن على؛ اى امام برگزيده؛ اى زادهٔ رسول خدا؛ اى زادهٔ امير مؤمنان و فاطمهٔ زهرا؛ اى حجّت خداوند بر آفريدگانش؛ اى سرور جوانان اهل بهشت؛ اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را پيشاپيش خواسته هاى مان مقدّم مى داريم در دنيا و آخرت. اى آبرومند نزد خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت فرما. خداوندا؛ سلام و صلوات و بركات خويش را بر آن سرور زهدپيشه و امام عبادت كننده فروفرست او كه همواره در ركوع و سجود بود، سرپرست از طرف پادشاه صاحب اختيار باشكوه و عظمت، و كشته شده توسّط كافر عنادپيشه، زينت بخش منبرها و مساجد، صاحب سختى و اندوه و بلا، دفن شده در سرزمين كربلا، سبط پيامبر جنّ و انس، و نور چشمان، مولاى ما و مولاى دو جهان امام
بِالْحَقِّ أَبي عَبْدِ اللّٰهِ الْحُسَيْنِ (صَلَوٰاتُ اللّٰه وَسَلٰامُهُ عَلَيْهِ). اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبٰاعَبْدِاللّٰهِ، يٰا حُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا الشَّهيدُ يَابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَابْنَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ، يَابْنَ فٰاطِمَةَ الزَّهْرٰاءِ، يٰا سَيِّدَ شَبٰابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلىٰ أَبِي الْأَئِمَّةِ، وَسِرٰاجِ الْاُمَّةِ، وَكٰاشِفِ الْغُمَّةِ، وَمُحْيِى السُّنَّةِ، وَسَنِيِّ الْهِمَّةِ، وَرَفيعِ الرُّتْبَةِ، وَأَنيسِ الْكُرْبَةِ، وَصٰاحِبِ النُّدْبَةِ، اَلْمَدْفُونِ بِأَرْضِ طيبَةَ، اَلْمُبَرَّءِ مِنْ كُلِّ شَيْنٍ، وَأَفْضَلِ الْمُجٰاهِدينَ، وَأَكْمَلِ الشّٰاكِرينَ وَالْحٰامِدينَ، شَمْسِ نَهٰارِ الْمُسْتَغْفِرينَ، وَقَمَرِ لَيْلَةِ الْمُتَهَجِّدينَ، اَلْإِمٰامِ بِالْحَقِّ زَيْنِ الْعٰابِدينَ، أَبي مُحَمَّدٍ عَلِيِّ بْن
بر حقّ حضرت ابا عبد اللّه الحسين-درودها و رحمت هاى خداى بر او باد-درود و سلام به محضر مقدّس تو اى ابا عبد اللّه؛ اى حسين بن على؛ اى شهيد راه خدا و اى زادهٔ پيامبر او؛ اى فرزند امير مؤمنان و فاطمهٔ زهرا. اى سرور جوانان اهل بهشت؛ و اى حجّت خدا بر آفريدگانش؛ اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را پيشاپيش خواسته هايمان مقدّم مى داريم در دنيا و آخرت. اى آبرومند نزد خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت فرما. بارخدايا؛ درود و سلامت را بر پدر امامان و چراغ امّت اسلام و برطرف كنندهٔ غم و اندوه و احياكنندهٔ سنّت فروفرست، آن بزرگمرد بلندهمّت و عظيم الشأن كه همواره با اندوه فراوان همدم بود و نوحه و ناله داشت، در زمين پاكيزهٔ مدينه مدفون گشت و او از هر عيب و زشتى به دور بود، برترين مجاهدان و كامل ترين شكرگزاران و ستايش گران بود، خورشيد تابندهٔ روزهاى توبه كنندگان و ماه فروزندهٔ شب هاى متهجّدان. پيشواى بر حقّ و زينت عبادت كنندگان حضرت ابا محمّد علىّ بن
الْحُسَيْنِ (صَلَوٰاتُ اللّٰهِ وَسَلٰامُهُ عَلَيْهِمٰا). اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبٰا مُحَمَّدٍ، يٰا عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ، يٰا زَيْنَ الْعٰابِدينَ، أَيُّهَا السَّجّٰادُ يَابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَابْنَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلىٰ قَمَرِ الْأَقْمٰارِ، وَنُورِ الْأَنْوٰارِ، وَقٰائِدِ الْأَخْيٰارِ، وَسَيِّدِ الْأَبْرٰارِ، وَالطُّهْرِ الطّٰاهِرِ، وَالْبَدْرِ الْبٰاهِرِ، وَالنَّجْمِ الزّٰاهِرِ، وَالْبَحْرِ الزّٰاخِرِ، وَالدُّرِّ الْفٰاخِرِ، اَلْمُلَقَّبِ بِالْبٰاقِرِ، اَلسَّيِّدِ الْوَجيهِ، اَلْإِمٰامِ النَّبيهِ، اَلْمَدْفُونِ عِنْدَ جَدِّهِ وَأَبيهِ، اَلْحِبْرِ الْمَلِيِّ عِنْدَ الْعَدُوِّ وَالْوَلِيِّ، اَلْإِمٰامِ بِالْحَقِّ الْأَزَلِيِّ، أَبي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا السَّلٰامُ. اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبٰا جَعْفَرٍ يٰا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا الْبٰاقِرُ يَابْن
حسين-درودها و سلام هاى خداى بر او باد-درود و سلام بى كران خداوند بر تو باد اى ابا محمّد؛ اى على بن حسين؛ اى زينت عبادت كنندگان، اى بسيار سجده كنندهٔ در درگه خداوند؛ اى زادهٔ پيامبر خدا؛ اى فرزند امير مؤمنان؛ اى حجّت خدا بر بندگانش؛ اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را پيشاپيش حاجت هايمان مقدّم مى داريم؛ در دنيا و آخرت. اى آبرومند نزد خدا، براى ما نزد خدا شفاعت فرما. خداوندا؛ سلام و رحمت و بركاتت را بر ماه ماهرويان و روشنى بخش روشنائى ها و پيشرو نيكوكاران و آقاى خوبان فروفرست، آن پاك و پاكيزه سرشت و ماه شب چهارده فروزان و ستارهٔ درخشان. درياى بى كران (علم و دانش) ، و درّ فاخر و گرانبها، و ملقّب به باقر، آقاى آبرومند و پيشواى شريف و آگاه، مدفون در نزد جدّ و پدرش، آن دانشمند سرشار از علم و دانش نزد دوست و دشمن، امام بر حق هميشگى حضرت ابا جعفر محمّد بن على-بر هر دوى آنها درود خدا باد-درود و رحمت خدا بر تو اى ابا جعفر؛ اى محمّد بن على؛ اى شكافندهٔ علوم؛ و اى
رَسُولِ اللّٰهِ، يَابْنَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الصّٰادِقِ الصِّدّيقِ، اَلْعٰالِمِ الْوَثيقِ، اَلْحَليمِ الشَّفيقِ، اَلْهٰادي إِلَى الطَّريقِ، اَلسّٰاقي شيعَتَهُ مِنَ الرَّحيقِ، وَمُبَلِّغِ أَعْدٰائِهِ إِلَى الْحَريقِ، صٰاحِبِ الشَّرَفِ الرَّفيعِ، وَالْحَسَبِ الْمَنيعِ، وَالْفَضْلِ الْجَميعِ، اَلشَّفيعِ ابْنِ الشَّفيعِ، اَلْمَدْفُونِ بِالْبَقيعِ، اَلْمُهَذَّبِ الْمُؤَيَّدِ، اَلْإِمٰامِ الْمُمَجَّدِ أَبي عَبْدِاللّٰهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (صَلَوٰاتُ اللّٰهِ وَسَلٰامُهُ عَلَيْهِ). اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبٰا عَبْدِ اللّٰهِ، يٰا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَيُّهَا الصّٰادِقُ يَابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَابْنَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰه
زادهٔ رسول خدا؛ و اى فرزند امير مؤمنان؛ اى حجّت خدا بر بندگانش؛ اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را پيشاپيش خواسته هايمان مقدّم مى داريم در دنيا و آخرت، اى آبرومند نزد خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت فرما. خداوندا؛ درود و رحمت فرست بر آقاى راستگوى تصديق كننده، و دانشمند مورد اطمينان، بردبار دلسوز و هدايت كنندهٔ به راه حق، او كه شيعيانش را از شراب طهور سيراب مى سازد و دشمنانش را به آتش جهنّم سرازير مى نمايد. صاحب شرافتى بلند و حسبى برجسته و فضل و دانش جامع، آن كه خود و پدرش هر دو شفاعت كننده اند؛ او كه در بقيع مدفون است، آن تهذيب شدهٔ تأييد گشته، پيشواى عظيم الشأن، حضرت ابا عبد اللّه جعفر بن محمّد-درودها و سلام خدا بر او باد-درود و سلام بر تو اى ابا عبد اللّه؛ اى جعفر بن محمّد؛ اى صادق راستگو و اى زادهٔ پيامبر؛ و اى فرزند امير مؤمنان؛ و حجّت خدا بر بندگانش؛ اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم
وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الْكَريمِ، وَالْإِمٰامِ الْحَليمِ، وَسَمِيِّ الْكَليمِ، اَلصّٰابِرِ الْكَظيمِ، قٰائِدِ الْجَيْشِ، اَلْمَدْفُونِ بِمَقٰابِرِ قُرَيْشٍ، صٰاحِبِ الشَّرَفِ الْأَنْوَرِ، وَالْمَجْدِ الْأَظْهَرِ، وَالْجَبينِ الْأَطْهَرِ [الْأَزْهَرِ خ]، اَلْإِمٰامِ بِالْحَقِّ أَبي إِبْرٰاهيمَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (صَلَوٰاتُ اللّٰهِ وَسَلٰامُهُ عَلَيْهِ). اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبٰا إِبْرٰاهيمَ، يٰا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ، أَيُّهَا الْكٰاظِمُ، وَأَيُّهَا الْعَبْدُ الصّٰالِحُ، يَابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَابْنَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الْمَعْصُومِ، وَالْإِمٰام
و وجود مقدّست را پيشاپيش حاجت هاى مان مقدّم مى داريم در دنيا و آخرت، اى آبرومند در درگاه خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت فرما. بارخدايا؛ درود و رحمت و بركت خويش را بر سيّد بخشنده و پيشواى بردبار، همنام موسى كليم، شكيبائى كه خشمش را فرومى برد، فرمانده گروه (شيعه) فروفرست، او كه در مقبره هاى قريش مدفون گشت، داراى شرف نورانى و شكوه و عظمت آشكار و جبين و پيشانى پاكيزه (درخشان) ، پيشواى بر حقّ حضرت ابا ابراهيم موسى بن جعفر-درودها و سلام خدا بر او باد- درود و رحمت خدا بر تو اى ابا ابراهيم؛ اى موسى بن جعفر؛ اى امام كاظم؛ اى بندهٔ شايسته خدا؛ اى زادهٔ رسول خدا؛ و اى فرزند امير مؤمنان؛ اى حجّت خدا بر بندگانش؛ اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را پيشاپيش حاجت هاى مان مقدّم مى داريم در دنيا و آخرت. اى آبرومند در درگاه خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت فرما. بارخدايا؛ درود و رحمت و بركت خود را فروفرست بر آن سرور معصوم و امام
الْمَظْلُومِ، وَالشَّهيدِ الْمَسْمُومِ، وَالْغَريبِ الْمَغْمُومِ، وَالْقَتيلِ الْمَحْرُومِ، عٰالِمِ عِلْمِ الْمَكْتُومِ، بَدْرِ النُّجُومِ، شَمْسِ الشُّمُوسِ، وَأَنيسِ النُّفُوسِ، اَلْمَدْفُونِ بِأَرْضِ طُوسِ، اَلرَّضِيِّ الْمُرْتَضىٰ، اَلْمُرتَجَى الْمُجْتَبىٰ، اَلْإِمٰامِ بِالْحَقِّ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضٰا (صَلَوٰاتُ اللّٰهِ وَسَلٰامُهُ عَلَيْهِ). اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبَا الْحَسَنِ، يٰا عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضٰا، يَابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَابْنَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلَى السَّيِّدِ الْعٰادِلِ الْعٰالِمِ، اَلْعٰامِلِ الْكٰامِلِ، اَلْفٰاضِلِ الْبٰاذِلِ، اَلْأَجْوَدِ اَلْجَوٰادِ، اَلْعٰارِفِ بِأَسْرٰارِ الْمَبْدَءِ وَالْمَعٰادِ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هٰادٍ، مَنٰاصِ الْمُحِبّينَ يَوْمَ يُنٰادِ الْمُنٰاد
ستمديده و شهيد مسموم و غريب غمديده، كشته شده اى كه محروم (از حق خود) گشت، او كه به علم غيب و نهان آگاه بود، ماه ستارگان و خورشيد خورشيدها و همدم جان ها، دفن شدهٔ در سرزمين طوس، آن كه همگان از او خشنود و راضى بودند، برگزيده اى كه همگان به لطفش چشم اميد دوخته بودند، پيشواى بر حق حضرت ابا الحسن علىّ بن موسى الرضا (كه درودها و سلام خدا بر او باد) . سلام و رحمت خداى بر تو اى ابا الحسن؛ اى علىّ بن موسى الرضا؛ اى زادهٔ پيامبر خدا و اى فرزند امير مؤمنان؛ اى حجّت خدا بر بندگانش؛ اى سيّد و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را پيشاپيش خواسته هاى مان مقدّم مى داريم در دنيا و آخرت. اى آبرومند نزد خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت فرما. بارخدايا؛ درود و سلام و بركاتت را بر سرور دادگر دانشمند فروفرست، آن عامل به كمال رسيده و داراى فضل و بخشنده، بخشنده ترين بخشش كننده، عارف به اسرار مبدأ و معاد (آغاز و فرجام عالم) و او كه براى قوم، هادى و راهنما بود و پناهگاه دوستدارانش در روز محشر.
اَلْمَذْكُورِ فِي الْهِدٰايَةِ وَالْإِرْشٰادِ، اَلْمَدْفُونِ بِأَرْضِ بَغْدٰادَ، اَلسَّيِّدِ الْعَرَبِيِّ، وَالْإِمٰامِ الْأَحْمَدِيِّ، وَالنُّورِ الْمُحَمَّدِيِّ، اَلْمُلَقَّبِ بِالتَّقِيِّ، اَلْإِمٰامِ بِالْحَقِّ أَبي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلٰامُ. اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا أَبٰا جَعْفَرٍ، يٰا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا التَّقِيُّ الْجَوٰادُ، يَابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، يَابْنَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ، يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ عَلىٰ خَلْقِهِ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلَى الْإِمٰامَيْنِ الْهُمٰامَيْنِ، اَلسَّيِّدَيْنِ السَّنَدَيْنِ، اَلْفٰاضِلَيْنِ الْكٰامِلَيْنِ، اَلْبٰاذِلَيْنِ الْعٰادِلَيْنِ، اَلْعٰالِمَيْنِ الْعٰامِلَيْنِ، اَلْأَوْرَعَيْنِ الْأَطْهَرَيْنِ، اَلنُّورَيْنِ النَّيِّرَيْنِ، وَالشَّمْسَيْنِ الْقَمَرَيْنِ، اَلْكَوْكَبَيْنِ الْأَسْعَدَيْنِ، وٰارِثَيِ الْمَشْعَرَيْنِ، وَأَهْلَيِ الْحَرَمَيْنِ، كَهْفَيِ التُّقىٰ، غَوْثَي
و آن كه در راه راهنمايى و ارشاد امّت، راهبر است و در بغداد مدفون گشت. آن سيّد عرب نژاد و پيشواى احمدى نسب و نور محمّدى كه به «تقى» (پرهيزكار) ملقّب شد، امام بر حق حضرت ابا جعفر محمّد بن على-بر او سلام باد-. درود و سلام بر تو اى ابا جعفر؛ اى محمّد بن على؛ اى تقواپيشهٔ بخشنده؛ اى زادهٔ رسول خدا و اى فرزند امير مؤمنان؛ اى حجّت خدا بر بندگانش؛ اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و تو را پيشاپيش خواستهٔ هاى مان مقدّم مى داريم در دنيا و آخرت، اى آبرومند نزد خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت فرما. خداوندا؛ درود و رحمت و بركات خود را بر دو امام بزرگوار نازل فرما. بر دو آقا و پشتيبان امّت، بر دو فاضل كامل و بخشندهٔ عادل، دو دانشمند عمل كننده، و دو پرهيزكارتر پاك تر، دو نور درخشنده و دو خورشيد تابنده و دو ماه (هدايت) و دو ستارهٔ سعادت بخش، دو وارث مشعر و منى، و دو اهل مكّه و مدينه، و دو استوانهٔ تقوا و دو فريادرس
الْوَرىٰ، بَدْرَيِ الدُّجىٰ، طَوْدَيِ النُّهىٰ، عَلَمَيِ الْهُدىٰ، اَلْمَدْفُونَيْنِ بِسُرَّ مَنْ رَأىٰ، كٰاشِفَيِ الْبَلْوىٰ وَالْمِحَنِ، صٰاحِبَيِ الْجُودِ وَالْمِنَنِ، اَلْإِمٰامَيْنِ بِالْحَقِّ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّقِيِّ وَأَبي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ (صَلَوٰاتُ اللّٰهِ وَسَلٰامُهُ عَلَيْهِمٰا). اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكُمٰا يٰا أَبَا الْحَسَنِ وَيٰا أَبٰا مُحَمَّدٍ، وَيٰا عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ وَيٰا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ، أَيُّهَا النَّقِيُّ الْهٰادي وأَيُّهَا الزَّكِيُّ الْعَسْكَرِيُّ، يَابْنَيْ رَسُولِ اللّٰهِ، يَابْنَيْ أَميرِالْمُؤْمِنينَ، يٰا حُجَّتَيِ اللّٰهِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعينَ، يٰا سَيِّدَيْنٰا وَمَوْلَيَيْنٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكُمٰا إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكُمٰا بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهَيْنِ عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعٰا لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ وَسَلِّمْ وَ زِدْ وَبٰارِكْ عَلىٰ صٰاحِبِ الدَّعْوَةِ النَّبَوِيَّةِ، وَالصَّوْلَةِ الْحَيْدَرِيَّةِ، وَالْعِصْمَةِ الْفٰاطِمِيَّةِ، وَالْحِلْمِ الْحَسَنِيَّةِ، وَالشُّجٰاعَةِ الْحُسَيْنِيَّةِ، وَالْعِبٰادَةِ السَّجّٰادِيَّة
مردم و دو ماه درخشندهٔ تاريكى ها و دو كوه عقل و خرد، و دو بيرق هدايت، آن بزرگوارانى كه در سرّ من رأى (سامرّا) دفن گشتند. آنانى كه بلا و محنت ها را برطرف مى كنند و بر امّت، جود و احسان دارند. دو امام بر حق ابا الحسن علىّ بن محمّد نقى (پاكيزه) و ابا محمّد حسن (درودها و سلام خدا بر هر دوى آنان باد) . درود و سلام بر شما اى ابا الحسن؛ و اى ابا محمّد؛ اى على بن محمّد؛ و اى حسن بن على؛ اى امام پاك خالص هدايت گر؛ و اى امام زكى عسكرى؛ (پاكيزه سرشت هميشه محصور) اى زادگان رسول خدا و اى فرزندان امير مؤمنان؛ اى حجّت هاى خداوند بر بندگانش؛ و اى دو سرور و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ شما به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم و شما را پيشاپيش حاجت هاى مان مقدّم مى داريم در دنيا و در آخرت، اى آبرومندان نزد خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت كنيد. خداى من؛ سلام و صلوات و بركات خويش را فروفرست بر صاحب دعوت نبوى و دليرى حيدرى و عصمت فاطمى و بردبارى حسنى و شجاعت حسينى و عبادت و بندگى سجّادى
وَالْمَآثِرِ الْبٰاقِرِيَّةِ، وَالْآثٰارِ الْجَعْفَرِيَّةِ، وَالْعُلُومِ الْكٰاظِمِيَّةِ، وَالْحُجَجِ الرَّضَوِيَّةِ، وَالْجُودِ التَّقَوِيَّةِ، وَالنَّقٰاوَةِ النَّقَوِيَّةِ، وَالْهَيْبَةِ الْعَسْكَرِيَّةِ، وَالْغَيْبَةِ الْإِلٰهِيَّةِ، اَلْقٰائِمِ بِالْحَقِّ، وَالدّٰاعي إِلَى الصِّدْقِ الْمُطْلَقِ، كَلِمَةِ اللّٰهِ وَأَمٰانِ اللّٰهِ وَحُجَّةِ اللّٰهِ، اَلْغٰالِبِ بِأَمْرِ اللّٰهِ، وَالذّٰابِّ عَنْ حَرَمِ اللّٰهِ، إِمٰامِ السِّرِّ وَالْعَلَنِ، دٰافِعِ الْكَرْبِ وَالْمِحَنِ، صٰاحِبِ الْجُودِ وَالْمِنَنِ، اَلْإِمٰامِ بِالْحَقِّ أَبِي الْقٰاسِمِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ، صٰاحِبِ الْعَصْرِ وَالزَّمٰانِ، وَخَليفَةِ الرَّحْمٰانِ، وَ إِمٰامِ الْإِنْسِ وَالْجٰانِّ (صَلَوٰاتُ اللّٰهِ وَسَلامُهُ عَلَيْهِ). اَلصَّلٰاةُ وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا وَصِيَّ الْحَسَنِ، وَالْخَلَفَ الصّٰالِحَ، يٰا إِمٰامَ زَمٰانِنٰا، اَلْقٰائِمَ الْمُنْتَظَرَ الْمَهْدِيَّ، يٰا سَيِّدَنٰا وَمَوْلٰانٰا إِنّٰا تَوَجَّهْنٰا وَاسْتَشْفَعْنٰا وَتَوَسَّلْنٰا بِكَ إِلَى اللّٰهِ، وَقَدَّمْنٰاكَ بَيْنَ يَدَيْ حٰاجٰاتِنٰا فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، يٰا وَجيهاً عِنْدَ اللّٰهِ، إِشْفَعْ لَنٰا عِنْدَ اللّٰهِ عَزَّوَجَل
و آثار بجاى ماندهٔ باقرى، و آثار جعفرى و دانش هاى كاظمى و حجّت هاى رضوى و بخشندگى تقوى و پاكيزگى نقوى و هيبت عسكرى و غيبت الهى، آن قيام كنندهٔ بر حق و فراخوانندهٔ به راستى مطلق، كلمهٔ خدا و امان خدا و حجّت خدا، ظفرمند با امر خدا و حمايت كنندهٔ از حرم خدا، پيشواى آشكار و نهان، دوركنندهٔ اندوه و محنت، داراى بخشندگى و احسان، پيشواى بر حق حضرت ابا القاسم محمّد بن حسن، صاحب عصر و زمان، و جانشين خداى رحمان و پيشواى انسان ها و پريان، (درودها و سلام خدا بر او باد) . درود و رحمت بر تو اى وصىّ امام حسن، اى جانشين شايسته و اى امام زمان ما؛ قيام كنندهٔ هدايت شده اى كه مورد انتظار همگان است. اى آقا و مولاى ما؛ ما به واسطهٔ تو به درگاه الهى روى آورده و شفاعت طلبيده و توسّل جسته ايم، و تو را پيشاپيش حاجت هاى مان مقدّم مى داريم در دنيا و آخرت. اى آبرومند نزد خدا؛ براى ما نزد خدا شفاعت فرما.
حاجت ها را از خداوند بخواهيد و سپس دست ها را بلند نموده بگوييد:
يٰا سٰادَتي وَمَوٰالِيَّ، إِنّي تَوَجَّهْتُ بِكُمْ، أَنْتُمْ أَئِمَّتِي وَعُدَّتي لِيَوْمِ فَقْري وَفٰاقَتي وَحٰاجَتي إِلَى اللّٰهِ، وَتَوَسَّلْتُ بِكُمْ إِلَى اللّٰهِ، وَبِحُبِّكُمْ وَبِقُرْبِكُمْ أَرْجُو النَّجٰاةَ مِنَ اللّٰهِ، فَكُونُوا عِنْدَ اللّٰهِ تَعٰالىٰ رَجٰائي، يٰا سٰادٰاتي يٰا أَوْلِيٰاءَ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكُمْ أَجْمَعينَ. أَللّٰهُمّ إِنَّ هٰؤُلٰاءِ أَئِمَّتُنٰا وَسٰادَتُنٰا وَقٰادَتُنٰا وَكُبَرٰائُنٰا وَشُفَعٰاءُنٰا، بِهِمْ أَتَوَلّٰى وَمِنْ أَعْدٰائِهِمْ أَتَبَرَّءُ فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ. أَللّٰهُمَّ وٰالِ مَنْ وٰالٰاهُمْ، وَعٰادِ مَنْ عٰادٰاهُمْ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُمْ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُمْ، وَالْعَنْ عَلىٰ مَنْ ظَلَمَهُمْ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ، وَأَهْلِكْ عَدُوَّهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ مِنَ الْأَوَّلينَ وَالْآخِرينَ، آمينَ يٰا رَبَّ الْعٰالَمينَ. أَللّٰهُمَّ ارْزُقْنٰا فِي الدُّنْيٰا زِيٰارَتَهُمْ، وَفِي الْآخِرَةِ شَفٰاعَتَهُمْ، وَاحْشُرْنٰا مَعَهُمْ وَفي زُمْرَتِهِمْ وَتَحْتَ لِوٰائِهِمْ، وَلٰاتُفَرِّقْ بَيْنَنٰا وَبَيْنَهُمْ طَرْفَة
اى عزيزانى كه سرور و سالار من هستيد؛ من به شما رو آوردم كه شما پيشوايان من هستيد و شما سرمايهٔ من در روز فقر و بيچارگى و نيازم نزد خداوند هستيد و به وسيلهٔ شما به خداوند توسّل جسته و با دوستى و تقرّب به شما نجات را از درگاه خدا اميد دارم. پس نزد خداى بلندمرتبه اميد من باشيد. اى سروران من؛ اى دوستان خدا؛ درود خدا بر همگى شما باد. بارخدايا؛ همانا اينان، امامان و سروران و فرماندهان و بزرگان و شفعيان ما هستند، به ايشان ارادت و دوستى دارم و از دشمنان شان بيزارى مى جويم در دنيا و آخرت. خداوندا؛ آن كه آنان را دوست بدارد دوست بدار و آن كه دشمن بدارد دشمن بدار، كسى را كه به آنها يارى رساند، يارى كن و كسى كه ترك يارى ايشان نمود خوار و ذليل فرما، و از رحمت خويش دور بدار هر آنكه را كه به آنان ستم نمايد. و در فرج آنان تعجيل فرما، و دشمن ايشان را نابود فرما، چه از جنّ باشد و چه از انسان، چه از دوران هاى سابق باشد و چه از دوران هاى بعد از آن، اى پروردگار عالميان؛ اين دعا را اجابت فرما. خداوندا؛ در دنيا زيارت آنان و در آخرت شفاعت شان را نصيب ما بفرما. و ما را با آنان محشور كن و در گروه آنان و در زير پرچم آنان قرارمان ده. و بين ما و آنان، لحظه اى
عَيْنٍ أَبَداً فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ، بِرَحْمَتِكَ يٰا أَرْحَمَ الرّٰاحِمين
(چشم بهم زدنى) جدايى ميفكن نه در دنيا و نه در آخرت. به رحمتت اى مهربانترين مهربانان.
