13- زيارت چهارم در سرداب مقدّس

سيّد بن طاووس رحمه اللّه مى فرمايد: پيش تر، كيفيّت اذن ورود را در ابتداى زيارت آن حضرت ارواحنا فداه بيان كرديم؛ بدين سان، نيازى نيست كه همراه با هريك از زيارت هاى حضرتش دوباره تكرار شود.

پس از اذن ورود هنگامى كه به سرداب مقدّس وارد شدى بگو:

اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا خَليفَةَ اللّٰهِ في أَرْضِهِ‌، وَخَليفَةَ رَسُولِهِ وَآبٰائِهِ الْأَئِمَّةِ الْمَعْصُومينَ الْمَهْديّينَ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا حٰافِظَ أَسْرٰارِ رَبِّ الْعٰالَمينَ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا وٰارِثَ عِلْمِ الْمُرْسَلينَ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا بَقِيَّةَ اللّٰهِ مِنَ الصَّفْوَةِ الْمُنْتَجَبينَ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يَابْنَ الْأَنْوٰارِ الزّٰاهِرَةِ‌. اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يَابْنَ الْأَشْبٰاحِ الْبٰاهِرَةِ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يَابْنَ الصُّوَرِ النَّيِّرَةِ الطّٰاهِرَةِ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا وٰارِثَ كَنْزِ الْعُلُومِ الْإِلٰهِيَّةِ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا حٰافِظَ مَكْنُونِ الْأَسْرٰارِ الرَّبّٰانِيَّةِ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا مَنْ خَضَعَتْ لَهُ الْأَنْوٰارُ الْمَجْدِيَّةُ‌. اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا بٰابَ اللّٰهِ الَّذي لٰايُؤْتىٰ إِلّاٰ مِنْهُ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا سَبيلَ اللّٰهِ الَّذي مَنْ سَلَكَ غَيْرَهُ هَلَكَ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا حِجٰابَ اللّٰهِ الْأَزَلِيِّ الْقَديمِ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ شَجَرَةِ طُوبىٰ وَسِدْرَةِ الْمُنْتَهى

سلام بر تو اى جانشين خداوند در روى زمينش؛ اى جانشين رسول خدا، و پدرانش امامان معصوم و هدايت شده؛ سلام بر تو اى حفظكنندهٔ اسرار و رازهاى پروردگار جهانيان؛ سلام بر تو اى ارث برندهٔ دانش رسولان الهى؛ سلام بر تو اى باقى ماندهٔ حجّت هاى انتخاب شده و برگزيدهٔ الهى؛ سلام بر تو اى فرزند نورهاى تابان؛ سلام بر تو اى فرزند اشباح زيبارويان، سلام بر تو اى فرزند چهره هاى نورانى پاك، سلام بر تو اى ارث برندهٔ گنج هاى دانش خداوندى؛ سلام بر تو اى نگهبان رازهاى پنهان ربّانى، سلام بر تو اى كسى كه روشنى هاى شكوه مند در برابر او ابراز فروتنى كرده اند. سلام بر تو اى درب ورودى به درگاه الهى كه جز آن راهى براى رفتن نزد خدا نيست؛ سلام بر تو اى راه الهى كه هركه جز آن را بپيمايد نابود و هلاك مى شود؛ سلام بر تو اى حجاب ديرينه و پايدار الهى؛ سلام بر تو اى فرزند درخت طوبا و سدرة المنتهى (برترين و بالاترين مكان در بهشت) ؛

اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا نُورَ اللّٰهِ الَّذي لٰايُطْفَأُ. اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا حُجَّةَ اللّٰهِ الَّتي لٰاتُخْفىٰ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا لِسٰانَ اللّٰهِ الْمُعَبِّرُ عَنْهُ‌، اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا وَجْهَ اللّٰهِ الْمُتَقَلِّبُ بَيْنَ أَظْهُرِ عِبٰادِهِ‌، سَلٰامَ مَنْ عَرَفَكَ بِمٰا تَعَرَّفْتَ بِهِ إِلَيْهِ‌، وَنَعَتَكَ بِبَعْضِ نُعُوتِكَ الَّتي أَنْتَ أَهْلُهٰا وَفَوْقُهٰا. أَشْهَدُ أَنَّكَ الْحُجَّةُ عَلىٰ مَنْ مَضىٰ وَمَنْ بَقِيَ‌، وَأَنَّ حِزْبَكَ هُمُ الْغٰالِبُونَ‌، وَأَوْلِيٰاءَكَ هُمُ الْفٰائِزُونَ‌، وَأَعْدٰاءَكَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ‌، وَأَنَّكَ حٰائِزُ كُلِّ عِلْمٍ‌، وَفٰاتِقُ كُلِّ رَتْقٍ‌، وَسٰابِقٌ لٰايُلْحَقُ‌، رَضيتُ بِكَ يٰا مَوْلٰايَ إِمٰاماً وَهٰادِياً، لٰاأَبْتَغي بَدَلاً، وَلٰا أَتَّخِذُ مِنْ دُونِكَ وَلِيّاً، وَأَنَّكَ الْحَقُّ الثّٰابِتُ‌، اَلَّذي لٰاأَغْتٰابُ وَلٰا أَرْتٰابُ لِأَمَدِ الْغَيْبَةِ‌، وَلٰا أَتَحَيَّرُ لِطُولِ الْمُدَّةِ‌. وَعْدُ اللّٰهِ بِكَ حَقٌّ‌، وَنُصْرَتُهُ لِدينِهِ بِكَ صِدْقٌ‌، طُوبىٰ لِمَنْ سَعِدَ بِوِلٰايَتِكَ‌، وَوَيْلٌ لِمَنْ شَقِيَ بِجُحُودِكَ‌، وَأَنْتَ الشّٰافِعُ المُطٰاعُ الَّذي لٰايُدٰافَعُ‌، ذَخَرَكَ اللّٰه

سلام بر تو اى نور خدا كه هرگز خاموش نمى شود؛ سلام بر تو اى حجّت خدا كه پنهان نمى شود؛ سلام بر تو اى زبان گوياى الهى كه مقصود او را بيان مى كند؛ سلام بر تو اى روى الهى كه در بين پشت هاى بندگانش جابجا شده؛ سلام كسى كه تو را شناخته است، آن چنان كه تو خواستى شناخته شوى و خودت را براى او معرّفى فرمودى. سلام كسى كه برخى از صفات و ويژگى هايى را كه تو شايستهٔ آن بلكه بالاتر از آن هستى توصيف نموده است. گواهى مى دهم كه تو حجّت بر گذشتگان و باقى ماندگان هستى؛ حزب و گروه تو چيره شونده و پيروزند؛ دوستان تو كاميابند، دشمنان تو زيان كارند؛ تو داراى تمام دانش ها؛ و گشاينده و شكافندهٔ هر بسته اى هستى؛ آن چنان پيشى گيرنده اى كه كسى به او نمى رسد؛ تو را-اى مولاى من-به عنوان پيشوا و هدايتگرم پسنديدم، و كسى را جايگزين تو نمى كنم، و جز تو سرپرستى برنمى گزينم؛ و مى دانم كه تو حقيقت پايدار و ثابت هستى؛ به گونه اى كه طول كشيدن دوران غيبت و پنهان بودن تو باعث بدگوئى و شكّ و ترديد من نشود و به دراز كشيدن مدّت پنهان بودن تو باعث تحيّر و سرگردانى من نشود. وعده اى كه خدا در موردت داده است حقيقت دارد، و اين كه گفته است به وسيلهٔ تو دينش را يارى مى كند راست است؛ خوشا به حال كسى كه با ولايت تو سعادتمند گشته، و واى بر كسى كه با انكار تو بدبخت شود. تو همان شفاعت كنندهٔ اطاعت شونده اى هستى كه شفاعتش رد نمى شود، خداى

سُبْحٰانَهُ لِنُصْرَةِ الدّينِ‌، وَ إِعْزٰازِ الْمُؤْمِنينَ‌، وَالْإِنْتِقٰامِ مِنَ الْجٰاحِدينَ‌. اَلْأَعْمٰالُ مَوْقُوفَةٌ عَلىٰ وِلٰايَتِكَ‌، وَالْأَقْوٰالُ مُعْتَبَرَةٌ بِإِمٰامَتِكَ‌، مَنْ جٰاءَ بِوِلٰايَتِكَ وَاعْتَرَفَ بِإِمٰامَتِكَ قُبِلَتْ أَعْمٰالُهُ‌، وَصُدِّقَتْ أَقْوٰالُهُ‌، تُضٰاعَفُ لَهُ الْحَسَنٰاتُ‌، وَتُمْحىٰ عَنْهُ السَّيِّئٰاتُ‌، وَمَنْ زَلَّ عَنْ مَعْرِفَتِكَ‌، وَاسْتَبْدَلَ بِكَ غَيْرَكَ‌، أَكَبَّهُ اللّٰهُ عَلىٰ مِنْخَرَيْهِ فِي النّٰارِ، وَلَمْ يَقْبَلْ لَهُ عَمَلاً، وَلَمْ يُقِمْ لَهُ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ وَزْناً. أَشْهَدُ يٰا مَوْلٰايَ أَنَّ مَقٰالي ظٰاهِرُهُ كَبٰاطِنِهِ‌، وَسِرُّهُ كَعَلٰانِيَتِهِ‌، وَأَنْتَ الشّٰاهِدُ عَلَيَّ بِذٰلِكَ‌، وَهُوَ عَهْدي إِلَيْكَ‌، وَميثٰاقِي الْمَعْهُودُ لَدَيْكَ‌، إِذْ أَنْتَ نِظٰامُ الدّينِ‌، وَعِزُّ الْمُوَحِّدينَ‌، وَيَعْسُوبُ الْمُتَّقينَ‌، وَبِذٰلِكَ أَمَرَني فيكَ رَبُّ الْعٰالَمينَ‌. فَلَوْ تَطٰاوَلَتِ الدُّهُورُ، وَتَمٰادَتِ الْأَعْصٰارُ، لَمْ أَزْدَدْ بِكَ إِلّاٰ يَقيناً، وَلَكَ إِلّاٰ حُبّاً، وَعَلَيْكَ إِلّاَ اعْتِمٰاداً، وَلِظُهُورِكَ إِلّاٰ مُرٰابَطَةً‌، بِنَفْسي وَمٰالي وَجَميعَ مٰا أَنْعَم

سبحان تو را براى يارى دين، عزّت بخشيدن به اهل ايمان، و انتقام گرفتن از منكرين ذخيره كرده است. پذيرش اعمال مردم توسّط خداوند، متوقّف بر ولايت تو است، و هر گفتارى تنها به واسطهٔ پذيرش امامت و پيشوايى تو اعتبار دارد؛ هركس ولايت تو را داشته باشد و به پيشوايى و امامت تو اعتراف كند اعمالش پذيرفته و گفتارش تصديق، و نيكى هايش چند برابر، و گناهانش محو و نابود مى گردد. و هركس نسبت به شناخت تو لغزش پيدا كند و منحرف گردد، و كسى ديگر را جايگزين تو گرداند خداوند او را به رو در آتش افكند، و به هيچ وجه عملى از او را نپذيرد، و روز قيامت براى او وزن و قيمتى قرار ندهد. مولاى من؛ گواهى مى دهم كه ظاهر گفتارم همانند باطن و درونش است، و پنهانيش همانند آشكارى آن مى باشد؛ و تو خودت به خوبى از اين جريان آگاه و گواه هستى. و آن عهد من با تو و پيمان بسته شدهٔ من نزد تو است؛ زيرا، تو باعث سامان بخشيدن به آيين الهى هستى، و عزّت بخش موحّدان، و امير و فرمان رواى پرهيزكاران هستى، و پروردگار جهانيان در مورد تو اين گونه به من فرمان داده است. پس اگر روزگاران به طول انجامد، و زمان ها به درازا كشيده شود؛ جز بر يقين من در موردت افزوده نخواهد شد، و تنها باعث فزونى محبّت و دوستى من به تو و اعتمادم بر تو مى گردد و آمادگى بيشتر براى ظهورت به واسطهٔ مرزدارى و جلوگيرى از نفوذ دشمن و دفاع و دفع دشمنانت با جان و مال و همهٔ

بِهِ عَلَيَّ رَبّي. فَإِنْ أَدْرَكْتُ أَيّٰامَكَ الزّٰاهِرَةَ‌، وَأَعْلٰامَكَ الْقٰاهِرَةَ‌، فَعَبْدٌ مِنْ عَبيدِكَ‌، مُعْتَرِفٌ بِأَمْرِكَ وَنَهْيِكَ‌، أَرْجُو بِطٰاعَتِكَ الشَّهٰادَةَ بَيْنَ يَدَيْكَ‌، وَبِوِلٰايَتِكَ السَّعٰادَةَ في مٰا لَدَيْكَ‌. وَإِنْ أَدْرَكَنِي الْمَوْتُ قَبْلَ ظُهُورِكَ‌، فَأَتَوَسَّلُ بِكَ إِلَى اللّٰهِ سُبْحٰانَهُ أَنْ يُصَلِّيَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ يَجْعَلَ لي كَرَّةً في ظُهُورِكَ‌، وَرَجْعَةً في أَيّٰامِكَ‌، لِأَبْلُغَ مِنْ طٰاعَتِكَ مُرٰادي، وَأَشْفِيَ مِنْ أَعْدٰائِكَ فُؤٰادي. يٰا مَوْلٰايَ وَقَفْتُ في زِيٰارَتي إِيّٰاكَ مَوْقِفَ الْخٰاطِئينَ الْمُسْتَغْفِرينَ النّٰادِمينَ‌، أَقُولُ عَمِلْتُ سُوءاً، وَظَلَمْتُ نَفْسي، وَعَلىٰ شَفٰاعَتِكَ يٰا مَوْلٰايَ مُتَّكَلي وَمُعَوَّلي، وَأَنْتَ رُكْني وَثِقَتي، وَوَسيلَتي إِلىٰ رَبّي، وَحَسْبي بِكَ وَلِيّاً وَمَوْلىٰ وَشَفيعاً. وَالْحَمْدُ للّٰهِِ الَّذي هَدٰاني لِوِلٰايَتِكَ وَمٰا كُنْتُ لِأَهْتَدِيَ لَوْلٰا أَنْ هَدٰانِيَ اللّٰهُ‌، حَمْداً يَقْتَضي ثَبٰاتَ النِّعْمَةِ‌، وَشُكْراً يُوجِبُ الْمَزيد

نعمت هاى پروردگارم خواهد گرديد. اگر روزگار درخشان ظهورت و نشانه هاى پيروزيت را دريابم؛ من نيز يكى از كوچك ترين خاكساران درگاهت خواهم بود، و امر و نهى تو را مى پذيرم؛ با فرمان بردارى تو، شهادت پيشاپيش تو را اميدوار هستم، و مى خواهم با پذيرش ولايت تو، به دست تو سعادت مند شوم. و اگر پيش از ظهورت مرگ به سراغ من آمد، به واسطهٔ تو به خداى سبحان توسّل مى جويم تا بر محمّد و آل محمّد درود فرستد، و مرا در زمان ظهورت بازگرداند، و در زمان دولت و حكومتت رجعت كنم، تا آن چنان كه دلم مى خواهد از دستوراتت فرمان برى كنم، و قلبم را با انتقام گيرى از دشمنانت شفا بخشم. مولاى من؛ در حال زيارت تو، در جايگاه خطاكاران آمرزش طلبان و پشيمانان قرار گرفته ام؛ و به صراحت مى گويم كه بدرفتارى كرده ام، و بر خود ستم نموده ام، و توكّل و تكيه ام-اى مولاى من؛ -تنها بر شفاعت توست؛ چرا كه ركن و تكيه گاه و مورد اطمينان من و واسطهٔ من نزد خدا تو هستى؛ و تو براى سرپرستى و سرورى و شفاعت من نزد پروردگار كافى و بس هستى. ستايش ويژهٔ خدايى است كه مرا هدايت كرد تا ولايت تو را از جان ودل پذيرا باشم، و به هيچ وجه راه را نمى يافتم اگر خدا مرا هدايت نمى كرد. ستايش مى كنم ستايشى كه باعث پايدارى نعمت شود؛ و سپاسى كه

مِنْ فَضْلِهِ‌، وَالسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا مَوْلٰايَ وَعَلىٰ آبٰائِكَ مَوٰالِيَّ الْأَئِمَّةِ الْمُهْتَدينَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكٰاتُهُ‌، وَعَلَيَّ مِنْكُمُ السَّلٰامُ‌. سپس نماز زيارت را آن طورى كه در زيارت اوّل بيان شد به جاى آور و پس از آن بگو:

أَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الْهٰادينَ الْمَهْديّينَ‌، اَلْعُلَمٰاءِ الصّٰادِقينَ‌، اَلْأَوْصِيٰاءِ الْمَرْضيّينَ‌، دَعٰائِمِ دينِكَ‌، وَأَرْكٰانِ تَوْحيدِكَ‌، وَتَرٰاجِمَةِ وَحْيِكَ‌، وَحُجَجِكَ عَلىٰ خَلْقِكَ‌، وَخُلَفٰائِكَ في أَرْضِكَ‌. فَهُمُ الَّذينَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِكَ‌، وَاصْطَفَيْتَهُمْ عَلىٰ عِبٰادِكَ‌، وَارْتَضَيْتَهُمْ لِدينِكَ‌، وَخَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِكَ‌، وَجَلَّلْتَهُمْ بِكَرٰامَتِكَ‌، وَغَذَّيْتَهُمْ بِحِكْمَتِكَ‌، وَغَشَّيْتَهُمْ بِرَحْمَتِكَ‌، وَزَيَّنْتَهُمْ بِنِعْمَتِكَ‌، وَأَلْبَسْتَهُمْ مِنْ نُورِكَ‌، وَرَفَعْتَهُمْ في مَلَكُوتِكَ‌، وَحَفَفْتَهُمْ بِمَلٰائِكَتِكَ‌، وَشَرَّفْتَهُمْ بِنَبِيِّكَ‌. أَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلَيْهِمْ صَلٰاةً زٰاكِيَةً نٰامِيَةً كَثيرَةً‌، طَيِّبَةً دٰائِمَةً لٰايُحيطُ بِهٰا إِلّاٰ أَنْت

بارالها؛ بر محمّد و اهل بيت پاك، هدايت گر، و هدايت يافته اش درود فرست؛ همان هايى كه دانشمندانى راستگو، و جانشينانى پسنديده بودند. پايه هاى دينت، اركان و اساس يگانه پرستى تو، و بيان كنندگان وحيت، حجّت هاى تو بر آفريدگانت، و جانشينانت در زمين هستند. ايشان كسانى هستند كه براى خود اختيار كرده اى، و بر بندگان خويش برگزيده اى، و براى دين خود پسنديده اى، و شناخت كاملت را به ايشان اختصاص دادى، و با كرامت و بزرگواريت شكوه مندشان ساختى، و با حكمت خويش تغذيه شان كردى، و غرق رحمت خويش ساختى، و با نعمت خود آراستى، و روشنى و نورت را بر ايشان پوشانيدى، و در ملكوت والاى خود بالا بردى، و فرشتگانت را گرداگردشان قرار دادى، و به پيامبرت ايشان را شرافت بخشيدى. بارالها؛ بر محمّد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم و بر ايشان درود بفرست درودى خالص، افزون شونده، و بسيار، پاك، پاكيزه و دايمى، كه جز تو هيچ كس را ياراى احاطه بر آن نباشد،

وَلٰايَسَعُهٰا إِلّاٰ عِلْمُكَ‌، وَلٰايُحْصيهٰا أَحَدٌ غَيْرُكَ‌. أَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ وَلِيِّكَ الْمُحْيِ السَّبيلِ‌، اَلْقٰائِمِ بِأَمْرِكَ‌، اَلدّٰاعي إِلَيْكَ‌، اَلدَّليلِ عَلَيْكَ‌، وَحُجَّتِكَ عَلىٰ خَلْقِكَ‌، وَخَليفَتِكَ في أَرْضِكَ‌، وَشٰاهِدِكَ عَلىٰ عِبٰادِكَ‌. أَللّٰهُمَّ أَعِزَّ نَصْرَهُ‌، وَامْدُدْ في عُمْرِهِ‌، وَزَيِّنِ الْأَرْضَ بِطُولِ بَقٰائِهِ‌. أَللّٰهُمَّ اكْفِهِ بَغْيَ الْحٰاسِدينَ‌، وَأَعِذْهُ مِنْ شَرِّ الْكٰائِدينَ‌، وَازْجُرْ عَنْهُ إِرٰادَةَ الظّٰالِمينَ‌، وَخَلِّصْهُ مِنْ أَيْدِي الْجَبّٰارينَ‌. أَللّٰهُمَّ أَعْطِهِ في نَفْسِهِ وَذُرِّيَّتِهِ‌، وَشيعَتِهِ وَرَعِيَّتِهِ‌، وَخٰاصَّتِهِ وَعٰامَّتِهِ وَجَميعِ أَهْلِ الدُّنْيٰا، مٰا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ‌، وَتَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ‌، وَبَلِّغْهُ أَفْضَلَ أَمَلِهِ فِي الدُّنْيٰا وَالْآخِرَةِ‌، إِنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدير

و جز دانشت آن را دربر نگيرد، و جز تو هيچ كس تعدادش را به شماره درنياورد. بارالها؛ بر وليّت درود فرست كه راه تو را زنده مى كند، به دستورت قيام مى كند، به سوى تو فرامى خواند، دليل بر توست، حجّت تو بر بندگان، جانشينت در زمينت، و گواه تو بر بندگانت مى باشد. بارالها؛ يارى او را تقويت كن، عمرش را دراز كن، و با زندگانى طولانيش زمين را زينت بده. بارالها؛ از شرّ و ستم حسودان او را كفايت كن، و از شرّ حيله گران او را پناه بده، تصميم و سوء قصد ستمكاران را از او دور كن، و از دست زورگويان او را رهايى بخش. بارالها؛ به او عطا فرما؛ در مورد خودش، ذريّه اش، شيعيان و پيروانش، رعيّتش، نزديكان و اطرافيانش، افراد معمولى در خدمتش، و تمام اهل دنيا، آنچه كه چشمش را به آن روشن نمايى و روانش را به آن شاد گردانى؛ و او را به برترين آرزوهايش در دنيا و آخرت برسان؛ راستى، تو بر هر چيز توانايى.

سپس براى هرچه دوست دارى دعا كن.