15- زيارت ششم حضرت بقيّة اللّه ارواحنا فداه
پس از زيارت امام هادى و امام حسن عسكرى عليهما السّلام، به سوى سرداب مقدّس آمده و همانند كسى كه اجازهٔ ورود مى طلبد درب سرداب را بگير، و با نام خداوند و با حالت آرامش و وقار و سنگينى، و باادب كامل پايين برو، و دو ركعت نماز در آستانهٔ سرداب مقدّس به جاى آور و بگو:
اَللّٰهُ أَكْبَرُ، اَللّٰهُ أَكْبَرُ، لٰاإِلٰهَ إِلَّا اللّٰهُ، اَللّٰهُ أَكْبَرُ، اَللّٰهُ أَكْبَرُ وَللّٰهِِ الْحَمْدُ. اَلْحَمْدُ للّٰهِِ الَّذي هَدٰانٰا لِهٰذٰا، وَعَرَّفَنٰا أَوْلِيٰاءَهُ وَأَعْدٰاءَهُ، وَوَفَّقَنٰا لِزِيٰارَةِ أَئِمَّتِنٰا وَلَمْ يَجْعَلْنٰا مِنَ الْمُعٰانِدينَ النّٰاصِبينَ، وَلٰا مِنَ الْغُلٰاة
اللّه اكبر، خدا بزرگ تر از آن است كه وصف شود؛ جز خدا معبودى نيست؛ اللّه اكبر، خدا بزرگ تر از آن است كه وصف شود؛ سپاس و ستايش، مخصوص ذات خداوند است؛ ستايش، ويژهٔ خداست؛ خدايى كه ما را به اين امر، راهنمايى كرد؛ دوستانش و دشمنانش را به ما شناساند، و ما را به زيارت پيشوايانمان موفّق فرمود، و ما را از نواصب و كسانى كه دشمنى و سرسختى با آن بزرگواران دارند، يا تندروانى كه همانند
الْمُفَوِّضينَ، وَلٰا مِنَ الْمُرْتٰابينَ الْمُقَصِّرينَ. اَلسَّلٰامُ عَلىٰ وَلِيِّ اللّٰهِ وَابْنِ أَوْلِيٰائِهِ، اَلسَّلٰامُ عَلَى الْمُدَّخَرِ لِكَرٰامَةِ اللّٰهِ وَبَوٰارِ أَعْدٰائِهِ، اَلسَّلٰامُ عَلَى النُّورِ الَّذي أَرٰادَ أَهْلُ الْكُفْرِ إِطْفٰاءَهُ فَأَبَى اللّٰهُ إِلّاٰ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ بِكُرْهِهِمْ، وَأَمَدَّهُ بِالْحَيٰاةِ حَتّٰى يُظْهِرَ عَلىٰ يَدِهِ الْحَقَّ بِرَغْمِهِمْ، أَشْهَدُ أَنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاكَ صَغيراً، وَأَكْمَلَ لَكَ عُلُومَهُ كَبيراً، وَأَنَّكَ حَيٌّ لٰاتَمُوتُ حَتّٰى تُبْطِلَ الْجِبْتَ وَالطّٰاغُوتَ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَيْهِ وَعَلىٰ خُدّٰامِهِ وَأَعْوٰانِهِ عَلىٰ غَيْبَتِهِ وَنَأْيِهِ، وَاسْتُرْهُ سَتْراً عَزيزاً، وَاجْعَلْ لَهُ مَعْقَلاً حَريزاً، وَاشْدُدِ اللّٰهُمَّ وَطَأْتَكَ عَلىٰ مُعٰانِديهِ، وَاحْرُسْ مَوٰالِيَهُ وَزٰائِريهِ. أَللّٰهُمَّ كَمٰا جَعَلْتَ قَلْبي بِذِكْرِهِ مَعْمُوراً، فَاجْعَلْ سِلٰاحي بِنُصْرَتِهِ مَشْهُوراً، وَ إِنْ حٰالَ بَيْني وَبَيْنَ لِقٰائِهِ الْمَوْتُ الَّذي جَعَلْتَهُ عَلىٰ عِبٰادِكِ حَتْماً، وَأَقْدَرْتَ بِهِ عَلىٰ خَليقَتِكَ رَغْماً، فَابْعَثْني عِنْدَ خُرُوجِه
مفوّضه عمل مى كنند، يا كسانى كه شكّ مى كنند و مقصرّند؛ قرار نداد. سلام بر ولىّ خدا كه فرزند دوستان خدا است، سلام بر ذخيره شده براى بزرگداشت خداوند و خوار و نابود كردن دشمنان خدا؛ سلام بر نورى كه كافران خواستند خاموش كنند، ولى خدا خواست نورش را عليرغم آن ها و با ناخشنودى آن ها كامل كند، و زندگانى آن حضرت را طولانى كرد تا حقّ و حقيقت را برخلاف ميل باطنى آن ها به دست مباركش آشكار سازد. گواهى مى دهم كه خدا تو را در سنّ كم برگزيد، و در بزرگى دانش هايش را برايت تكميل فرمود؛ تو زنده اى از دنيا نخواهى رفت تا آن گاه كه جبت و طاغوت را نابود سازى. بارالها؛ بر امام زمان و خادمان و كمك رسانان او در زمان غيبت و دوريش، درود بفرست؛ او را به خوبى و عزّت مندى در پوشش و پنهايى خودت قرار ده، و پناهگاهى محكم و استوار برايش بساز، و-خداوندا؛ - دشمنانش را با شدّت درهم بكوب، و دوستان و زايرانش را حفاظت و نگهبانى فرما. بارالها؛ همان گونه كه قلب مرا با يادش آباد گردانيدى، پس اسلحهٔ مرا نيز در يارى او نمايان ساز، و اگر مرگ-كه يك امر حتمى براى بندگان است و با آن بر بندگانت تسلّط دارى-مرا دريافت، و ميان من و ديدار او فاصله شد پس مرا در هنگام قيام او از قبرم بيرون آورده و آشكار ساز،
ظٰاهِراً مِنْ حُفْرَتي، مُؤْتَزِراً كَفَني، حَتّٰى اُجاهِدَ بَيْنَ يَدَيْهِ فِي الصَّفِّ الَّذي أَثْنَيْتَ عَلىٰ أَهْلِهِ في كِتٰابِكَ فَقُلْتَ (كَأَنَّهُمْ بُنْيٰانٌ مَرْصُوصٌ 1 .) أَللّٰهُمَّ طٰالَ الْإِنْتِظٰارُ، وَشَمِتَ بِنَا الْفُجّٰارُ، وَصَعُبَ عَلَيْنَا الْإِنْتِظٰارُ. أَللّٰهُمَّ أَرِنٰا وَجْهَ وَلِيِّكَ الْمَيْمُونَ في حَيٰاتِنٰا وَبَعْدَ الْمَنُونِ. أَللّٰهُمَّ إِنّي أَدينُ لَكَ بِالرَّجْعَةِ بَيْنَ يَدَيْ صٰاحِبِ هٰذِهِ الْبُقْعَةِ، اَلْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ يٰا صٰاحِبَ الزَّمٰانِ، قَطَعْتُ في وَصْلَتِكَ الخُلّاٰنَ، وَهَجَرْتُ لِزِيٰارَتِكَ الْأَوْطٰانَ، وَأَخْفَيْتُ أَمْري عَنْ أَهْلِ الْبُلْدٰانِ، لِتَكُونَ شَفيعاً عِنْدَ رَبِّكَ وَرَبّي، وَ إِلىٰ آبٰائِكَ مَوٰالِيَّ فى حُسْنِ التَّوْفيقِ، وَ إِسْبٰاغِ النِّعْمَةِ عَلَيَّ، وَسَوْقِ الْإِحْسٰانِ إِلَيَّ. أَللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَعَلىٰ آلِ مُحَمَّدٍ، أَصْحٰابِ الْحَقِّ، وَقٰادَةِ الْخَلْقِ، وَاسْتَجِبْ مِنّي مٰا دَعَوْتُكَ، وَأَعْطِني مٰا لَمْ أَنْطِقْ بِهِ في دُعٰائي، مِنْ صَلٰاحِ ديني وَدُنْيٰاى
درحالى كه كفنم بر تنم است؛ تا من نيز در پيش روى مباركش در صفى قرار گيرم كه جهاد كنم؛ همان وصفى كه در كتاب عزيزت قرآن، افرادش را ستوده و فرموده اى: «در صفّ مبارزه با كافران گويى اينان بنيانى آهنين و بهم پيوسته هستند» . بارالها؛ انتظار، طولانى شد؛ فاجران و بدكاران ما را به مسخره گرفته و سرزنش مى كنند؛ منتظر ماندن بيش از اين براى ما بسيار سخت شده است. بارالها؛ چهرهٔ مبارك ولىّ بزرگوارت را در زمان زندگانى و پس از مرگ مان به ما بنمايان. بارالها؛ تو را ديندارى مى كنم با رجعت و بازگشتن و حضور در پيش روى صاحب اين بارگاه و گنبد. فرياد، فرياد، فرياد، اى صاحب زمان؛ براى رسيدن به تو و با تو بودن از دوستان نزديكم بريدم، و براى زيارتت از وطنم هجرت كردم، و از مردم شهر مخفى داشتم كه مى خواهم به ديدار تو بيايم؛ اين كارها را كردم تا نزد پروردگارت و پروردگارم شفيع و واسطه ام باشى، و نزد پدرانت كه سرپرستان و اولياى من هستند نيز واسطه و شفيع من باش تا به من توفيق نيكو و نعمت فراوان و ريزان، و احسان بى كران لطف فرمايند. بارالها؛ بر محمّد و آل محمّد درود بفرست؛ همان حق پرستان و رهبران خلق؛ و دعايم را پاسخ بده، و آنچه را در ضمن دعايم ذكر نكردم ولى صلاح دين و دنياى من در آن است به من عطا فرما؛
إِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّٰاهِرين
راستى تو ستوده شكوه مند هستى؛ و خدا بر محمّد و خاندان پاكش درود فرستد.
سپس به داخل جايگاه اصلى سرداب برو، و دو ركعت نماز به جاى آور و بگو:
أَللّٰهُمَّ عَبْدُكَ الزّٰائِرُ في فِنٰاءِ وَلِيِّكَ الْمَزُورِ، اَلَّذي فَرَضْتَ طٰاعَتَهُ عَلَى الْعَبيدِ وَالْأَحْرٰارِ، وَأَنْقَذْتَ بِهِ أَوْلِيٰاءَكَ مِنْ عَذٰابِ النّٰارِ. أَللّٰهُمَّ اجْعَلْهٰا زِيٰارَةً مَقْبُولَةً ذٰاتَ دُعٰاءٍ مُسْتَجٰابٍ، مِنْ مُصَدِّقٍ بِوَلِيِّكَ غَيْرِ مُرْتٰابٍ. أَللّٰهُمَّ لٰاتَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ بِهِ وَلٰا بِزِيٰارَتِهِ، وَلٰاتَقْطَعْ أَثَري مِنْ مَشْهَدِهِ وَزِيٰارَةِ أَبيهِ وَجَدِّهِ. أَللّٰهُمَّ اخْلُفْ عَلَيَّ نَفَقَتي، وَانْفَعْني بِمٰا رَزَقْتَني في دُنْيٰايَ وَآخِرَتي، لي وَلِإِخْوٰاني وَأَبَوَيَّ وَجَميعِ عِتْرَتي. أَسْتَوْدِعُكَ اللّٰهَ أَيُّهَا الْإِمٰامُ الَّذي يَفُوزُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ، وَيَهْلِكُ عَلىٰ يَدَيْهِ الْكٰافِرُونَ الْمُكَذِّبُونَ، يٰا مَوْلٰايَ يَا بْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ، جِئْتُكَ زٰائِراً لَكَ وَلِأَبيكَ وَجَدِّكَ، مُتَيَقِّناً الْفَوْزَ بِكُمْ، مُعْتَقِداً إِمٰامَتَكُمْ. أَللّٰهُم
بارالها؛ بندهٔ زائرت به بارگاه وليّت كه مورد زيارت من است وارد گشته است؛ همان وليّى كه فرمان بردارى از او را بر بندگان و آزادان واجب و حتمى فرمودى، و دوستانت را به واسطهٔ او از عذاب دوزخ نجات بخشيدى. بارالها؛ اين زيارت را پذيرفته و با دعايى مستجاب از زايرى قرار ده كه وليّت را تصديق مى كند و در او شكّى ندارد. بارالها؛ اين را آخرين زيارت من و آخرين تجديد عهد با او قرار مده؛ اثر و نشانهٔ حضورم را از محلّ حضور و زيارت خودش و پدرش و جدّش برمينداز. خدايا؛ هزينه ام را از خودت جايگزين كن، و آن چه نصيبم فرمودى براى دنيا و آخرتم سودمند ساز؛ اين كارها را براى من، برادرانم؛ پدر و مادرم و جميع خاندانم انجام بده. تو را به خدا مى سپارم؛ اى امامى كه مؤمنان به واسطهٔ او كامياب و كافران دروغ پرداز با دستان تو هلاك مى گردند؛ اى مولاى من، اى فرزند حسن فرزند على؛ به عنوان زايرى براى تو، پدرت و جدّت خدمتتان شرفياب شدم، درحالى كه يقين دارم رستگارم مى سازيد، و به پيشوايى و امامت شما اعتقاد دارم. بارالها؛
اكْتُبْ هٰذِهِ الشَّهٰادَةَ وَالزِّيٰارَةَ لي عِنْدَكَ في عِلِّيّينَ، وَبَلِّغْني بَلٰاغَ الصّٰالِحينَ، وَانْفَعْني بِحُبِّهِمْ يٰا رَبَّ الْعٰالَمين
اين گواهى و زيارت را در عليّين، نزد خودت برايم ثبت كن؛ و به آن جا كه شايستگان نيكوكار مى رسند مرا برسان، و مرا به دوستى ايشان بهره مند ساز؛ اى پروردگار جهانيان.
سيّد بن طاووس رحمه الله مىفرمايد
هنگام بازگشت از حرم شريف عسكريّين عليهما السلام به سرداب مقدّس ب مىتوانى نماز بخوان، آنگاه رو به قبله بايست و بگو: أَللّٰهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِيِّكَ وَخَليفَتِكَ ... تا آخر
