16- دعاى سوّم براى ظهور آن حضرت ارواحنا فداه در شب بيست و سوّم ماه مبارك رمضان
شيخ بزرگوار كفعمى رحمه اللّه مى نويسد: از ائمّهٔ معصومين عليهم السّلام به ما رسيده است كه:
در شب بيست و سوّم ماه مبارك رمضان، اين دعا را در حال سجده يا ايستاده يا نشسته، و در هر حالى و در تمامى ماه مبارك، و هرطور كه برايت امكان دارد و در تمام دوران عمرت تكرار كن؛ و بعد از بزرگداشت و اداى احترام به خداوند متعال، و درود بر پيامبرش صلّى اللّه عليه و اله و سلّم بگو:
أَللّٰهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ، (صَلَوٰاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلىٰ آبٰائِهِ)، في هٰذِهِ السّٰاعَةِ وَفي كُلِّ سٰاعَةٍ، وَلِيّاً وَحٰافِظاً، وَقٰائِداً وَنٰاصِراً، وَدَليلاً وَعَيْناً، حَتّٰى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فيهٰا طَويلا
بارخدايا؛ براى وليّت حضرت حجّة بن الحسن (كه درود تو بر او و پدران او باد) ، در اين ساعت و در هر ساعت، سرپرست و محافظ و پيشوا و ياور و راهنما و ديده بان باش، تا او را از روى ميل و رغبت بر روى زمينت ساكن گردانى، و بهره مندى او را در زمين طولانى فرما.
در روز عيد فطر
سيّد بزرگوار رضى الدين علىّ بن طاووس رحمه اللّه در بخشى از كتابش به عنوان «ادب بنده در روز عيد نسبت به كسى كه معتقد است كه او امام و داراى اين مقام والا است» ؛ مى فرمايد:
پس مى گويم: بدان هنگامى كه عيد فطر فرا رسد پس اگر صاحب حكومت و امور (امام زمان ارواحنا فداه) در ملّت و مملكتش تصرّف داشت و رعيّت او آن گونه بودند كه مولاى شان خواسته بود، پس به آن حضرت به خاطر اين كه خدا به او رو كرده و به خاطر سلطنت و قدرتى كه به او احسان نموده تهنيت گو، سپس به خودت و كسى كه نزد تو عزيز است و براى دنيا و اهل آن و براى هركسى كه به امامت آن حضرت سعادتمند شده و از وجودش و امامتش و يمن او و هدايتش و بهره هاى دولتش بهره مند است تبريك بگو.
و اگر كسى كه معتقد به وجوب اطاعتش هستى از تصرّف در آنچه مقتضاى رياست او است منع شده باشد بايد اثر خشم و غضب الهى بر تو نمودار باشد و بر آنچه از فضل و احسان او از تو فوت شده حسرت و اندوه داشته باشى.
پس همانا روايت كرده ايم با سند خود به شيخ صدوق رحمه اللّه از كتاب «من لا يحضره الفقيه» و غير آن با سند او به حنّان بن سدير از عبد اللّه بن دينار از امام باقر عليه السّلام؛ كه حضرت فرمودند:
اى عبد اللّه؛ براى مسلمانان هيچ عيد قربان و فطرى نيست مگر اين كه در آن روز براى آل محمّد عليهم السّلام حزن و اندوه تازه مى شود.
عبد اللّه گويد: عرض كردم براى چه؟
حضرت فرمودند: براى اين كه ايشان عليهم السّلام حقّ خودشان را در دست ديگران مى بينند.
مى گويم: اگر احوال زمان ظهور را مى دانستى و مستحضر بودى كه در آن هنگام
چگونه پرچم هاى اسلام به عدل و عدالت باز و احكام مردمان به فضل و دانش آشكار گشته و اموال در راه خدا به بندگان او بذل و بخشش مى شود و آرزوها شاداب و خندان و برآورده شده، و امنيّت و آرامش شامل نقاط دور و نزديك مى شود؛ و نصرت و پيروزى، انسان هاى ضعيف و ذليل و غريب را فراگرفته است، و خورشيد خوشبختى در دنيا طلوع كرده است و دنيا را روشن ساخته، و خوشبختى و اقبال در زمين هاى پست و بلند گسترده گرديده، و حكم روشن خداوند و سلطنت نيرومند او چنان ظاهر شده كه خردها نشاط يافته و دل ها شادمان و همهٔ كرانه ها را نور فراگرفته، به راستى عيدى كه به فرارسيدنش مسرور گشته اى بر تو مكدّر مى گشت و مى فهميدى كه از كرم خدا و الطاف او چه مقدار از دست داده اى و گريه و سوز دل و آه و حسرت بر تو غالب مى گشت و اين سزاوارتر است و به وفا نسبت به كسى كه نزد تو عزيز است نزديك تر است.
با ذكر اين مطالب مختصرى پرده را برايت كنار زدم ولى آن گونه كه بايد شرح و توضيح ندادم و آن چه كه ما آن را ذكر كرديم به نحو آگاه كردن و اشاره بود؛ به خاطر اين كه عبارات براى شرح آن چه كه ما مى خواهيم آن را بيان كنيم، عاجز مى باشد.
و بدان كه همانا صفا و صميميّت و وفادارى براى صاحبان حق هنگام جدايى و دورى نيكوتر است از صفا و صميميّتى كه در حال نزديكى و حضور باشد؛ پس، صفا و صميميّت و وفادارى بايد شعار قلب تو براى مولايت باشد؛ و پروردگارت بر گشودن و برطرف كردن حزن و اندوه و مشقّت تو قادر است.
