5- دعاى سوّم در ايّام ماه رجب
از محمّد بن عبد الرحمان (شوشترى) روايت شده است كه گفت: روزى از بنى رواس گذشتم، يكى از دوستانم به من گفت: اگر دوست دارى همراه ما به سوى مسجد صعصعه بيا، تا در آنجا نماز بخوانيم، زيرا اين ماه، ماه رجب است و زيارت اين مكان هاى شريف كه اولياء ما قدم گذاشته اند، و آن بزرگواران در آن ها نماز گزارده اند ثواب دارد؛ و مسجد صعصعه يكى از آن اماكن مى باشد.
محمّد بن عبد الرحمان مى گويد: باهم به سوى مسجد صعصعه رفتيم و در اين هنگام شترى را ديديم كه جلوى درب مسجد خوابانده شده بود؛ داخل مسجد شديم و به مردى برخورد كرديم كه پيراهن حجازى بر تن و عمامه اى شبيه عمامهٔ آن ها به
سر داشت و درحالى كه نشسته بود اين دعا را مى خواند؛ من و همراهم نيز آن را حفظ كرديم، و آن دعا اين است:
(شيخ طوسى اعلى اللّه مقامه مى فرمايد: در هر روز از ماه رجب مستحبّ است اين دعا خوانده شود:)
أَللّٰهُمَّ يٰا ذَا الْمِنَنِ السّٰابِغَةِ، وَالْآلٰاءِ الْوٰازِعَةِ، وَالرَّحْمَةِ الْوٰاسِعَةِ، وَالْقُدْرَةِ الْجٰامِعَةِ، وَالنِّعَمِ الْجَسيمَةِ، وَالْمَوٰاهِبِ الْعَظيمَةِ، وَالْأَيٰادِي الْجَميلَةِ، وَالْعَطٰايَا الْجَزيلَةِ. يٰا مَنْ لٰايُنْعَتُ بِتَمْثيلٍ، وَلٰايُمَثَّلُ بِنَظيرٍ، وَلٰايُغْلَبُ بِظَهيرٍ، يٰا مَنْ خَلَقَ فَرَزَقَ، وَأَلْهَمَ فَأَنْطَقَ، وَابْتَدَعَ فَشَرَعَ، وَعَلٰا فَارْتَفَعَ، وَقَدَّرَ فَأَحْسَنَ، وَصَوَّرَ فَأَتْقَنَ، وَاحْتَجَّ فَأَبْلَغَ، وَأَنْعَمَ فَأَسْبَغَ، وَأَعْطىٰ فَأَجْزَلَ، وَمَنَحَ فَأَفْضَلَ. يٰا مَنْ سَمٰا فِي الْعِزِّ فَفٰاتَ نَوٰاظِرَ الْأَبْصٰارِ، وَدَنٰا فِي اللُّطْفِ فَجٰازَ هَوٰاجِسَ الْأَفْكٰارِ، يَا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْمُلْكِ فَلٰا نِدَّ لَهُ في مَلَكُوتِ سُلْطٰانِهِ، وَتَفَرَّدَ بِالْآلٰاءِ وَالْكِبْرِيٰاءِ، فَلٰا ضِدَّ لَهُ في جَبَرُوتِ شَأْنِهِ، يا مَنْ حَارَتْ في كِبْرِيٰاءِ هَيْبَتِهِ دَقٰائِقُ لَطٰائِف
خدايا؛ اى كسى كه داراى لطف و احسان فراوان، و نعمت هاى گسترده، و رحمت فراگير، و قدرت جامع و كامل، و نعمت هاى عظيم و بخشش هاى بزرگ، و هديه هاى زيبا، و عطاياى فراوان هستى. اى كسى كه به وسيلهٔ تمثيل وصف نمى شود، و به هيچ موجودى به عنوان نظير مثال زده نمى شود، و به كمك پشتيبان، مغلوب نمى شود؛ اى كسى كه موجودات را خلق كرد؛ سپس به آنان رزق و روزى داد؛ و به آنان الهام كرد؛ پس به سخن درآورد؛ و نوآورى نمود؛ سپس تشريع كرد؛ و برترى يافت؛ پس رفيع و بلندمرتبه گرديد؛ و تقدير كرد پس نيكو گردانيد؛ و تصوير كرد پس محكم نمود؛ و با دليل استدلال كرد پس رسا گردانيد؛ و نعمت داد پس آن را كامل كرد؛ و عطا نمود پس آن را بيشتر كرد؛ و بخشش نمود، و آن را فزونى داد. اى كسى كه اوج گرفت در عزّت و توانمندى، و به همين خاطر ديدگاه هاى چشمان نتوانست به سوى او راه يابد؛ و آن قدر به لطافت نزديك شده كه از هرآنچه به ذهن خطور مى كند مى گذرد؛ اى كسى كه در پادشاهى، تنها هستى؛ پس همتايى براى او در قدرت و سلطنت بر هستى نيست؛ و در نعمت ها و شكوه و عظمت، يگانه و بى مانند هستى؛ پس در مقام جبروت و استيلاء ضدّى براى او نيست؛ اى كسى كه لطايف و دقّت ها و ريزبينى هاى افكار و
الْأَوْهٰامِ، وَانْحَسَرَتْ دُونَ إِدْرٰاكِ عَظَمَتِهِ خَطٰائِفُ أَبْصٰارِ الْأَنٰامِ. يٰا مَنْ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِهَيْبَتِهِ، وَخَضَعَتِ الرِّقٰابُ لِعَظَمَتِهِ، وَوَجِلَتِ الْقُلُوبُ مِنْ خيفَتِهِ، أَسْألُكَ بِهٰذِهِ الْمِدْحَةِ الَّتي لاتَنْبَغي إِلّاٰ لَكَ، وَبِمٰا وَأَيْتَ بِهِ عَلىٰ نَفْسِكَ لِدٰاعيكَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ، وَبِمٰا ضَمِنْتَ الْإِجٰابَةَ فيهِ عَلىٰ نَفْسِكَ لِلدّٰاعينَ. يٰا أَسْمَعَ السّٰامِعينَ، وَأَبْصَرَ النّٰاظِرينَ، وَأَسْرَعَ الْحٰاسِبينَ، يٰا ذَاالْقُوَّةِ الْمَتينِ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ خٰاتَمِ النَّبيّينَ، وَعَلىٰ أَهْلِ بَيْتِهِ [الْأَئِمَّةِ الصّٰادِقينَ]، وَاقْسِمْ لي في شَهْرِنٰا هٰذٰا خَيْرَ مٰا قَسَمْتَ، وَاحْتِمْ لي في قَضٰائِكَ خَيْرَ مٰا حَتَمْتَ. وَاخْتِمْ لي بِالسَّعٰادَةِ فيمَنْ خَتَمْتَ، وَأَحْيِني مٰا أَحْيَيْتَني مَوْفُوراً، وَأَمِتْني مَسْرُوراً وَمَغْفُوراً، وَتَوَلَّ أَنْتَ نَجٰاتي مِنْ مُسٰائَلَةِ الْبَرْزَخِ، وَادْرَأْ عَنّي مُنْكَراً وَنَكيراً، وَأَرِ عَيْني مُبَشِّراً وَبَشيراً، وَاجْعَلْ لي إِلىٰ رِضْوانِكَ وَجِنٰانِكَ مَصيرا
تصوّرات و نيروى خيال در هيبت و شكوه او حيران و سرگردان، و در ادراك كمترين مرتبهٔ بزرگى او ديدگان جستجوگر مردم ناتوان شده. اى كسى كه صورت ها به خاطر عظمت و جلال او خوار و ذليل گرديد و از بين رفت، و گردن ها به خاطر عظمت او خم شد و خاشع گشت، و قلب ها از ترس او لرزان و هراسان شد؛ به خاطر اين، مدح و ثنايى كه هيچ كس به غير تو سزاوار و شايستهٔ آن نيست؛ و به خاطر آنچه براى مؤمنانى كه تو را مى خوانند، بر خودت وعده داده اى؛ و به خاطر آنچه براى دعاكنندگان، اجابت كردن را ضامن شده اى؛ از تو طلب مى كنم. اى شنواترين شنوندگان، و بيناترين بينندگان، و سريع ترين محاسبه كنندگان؛ اى صاحب نيرو و توان محكم؛ بر پايان بخش پيامبران حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و اله و سلّم و اهل بيت او-كه پيشوايان راستگو هستند-درود بفرست؛ و در اين ماه، بهترين قسمت ها را براى من قرار بده؛ و بهترين حكم را در قضاوقدر خودت براى من حتمى گردان، و پايان كار مرا به سعادت ختم كن، در ميان كسانى كه كارشان را به پايان رسانيدى، و تا مادامى كه مرا زنده نگه مى دارى نعمتت را بر من زياد و فراوان بگردان؛ و مرا درحالى كه شادان و بخشيده شده ام، بميران؛ و خودت نجات از پرسش هاى برزخ مرا بر عهده بگير؛ و نكير و منكر را از من دور كن؛ و مبشّر و بشير را به من نشان بده؛ و بازگشت مرا به سوى بهشت و رضوان خودت قرار بده؛
وَعَيْشاً قَريراً، وَمُلْكاً كَبيراً، وَصَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ كَثيرا
و زندگى خوش و كامياب، و دارايى بزرگ برايم قرار بده؛ و بر محمّد و آل او درود فراوان بفرست.
سپس آن مرد سجده اى طولانى كرد، و از جايش برخاست و شترش را سوار شد و از آنجا رفت.
دوستم به من گفت: به نظر ما او حضرت خضر عليه السّلام بود؛ چه شد كه با او صحبت نكرديم؟ گويا زبان ما را از صحبت كردن باز داشته بودند!
از مسجد خارج شديم و در راه پسر ابى رواد رواسى را ديديم؛ او به ما گفت: از كجا مى آييد؟
گفتيم: از مسجد صعصعه؛ و جريان را نيز برايش بازگو كرديم.
او گفت: اين سوار دو سه روز يك بار به مسجد صعصعه مى آيد، و هيچ حرف نمى زند؛ به او گفتيم كه: او كيست؟
گفت: شما فكر مى كنيد چه كسى باشد؟
گفتيم: گمان مى كنيم حضرت خضر عليه السّلام باشد.
گفت: به خدا سوگند، فكر مى كنم او كسى است كه حضرت خضر عليه السّلام هم محتاج ديدار اوست. برويد كه سعادتمند شديد.
دوستم به من گفت: به خدا سوگند، آن شخص امام زمان ارواحنا فداه بود.
نگارنده مى گويد: سيّد بزرگوار جناب علىّ بن طاووس رحمه اللّه مى فرمايد: اين دعا از حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام روايت شده است، ولى به خاطر اين كه در ايّام ماه رجب خوانده مى شود آن را در اين جا (بخش ادعيهٔ ماه ها) نقل كرديم.
و در بخش اوّل (نمازها، ص 146) دوازده ركعت نماز را در روز بيست و هفتم ماه رجب با دستور آن نقل كرديم، به آنجا مراجعه كنيد
